بخش بیست و ششم : «چارلز هندی» و خدایان مدیریت

1.       اولین فرهنگ را میتوان فرهنگ چماقی نامید، به نظر میرسد زئوس در رأس این فرهنگ جای داشته باشد او رهبری بسیار قدرتمند بود و از به کار بردن بی محابای قدرت به هیچ وجه ابایی ندارد، اماتنها سلسله مراتب رسمی یا غیر رسمی که واقعاً اهمیت دارد روابطی است که مدیر را به عنوان مرکز تارهای عنکبوت بپذیرد.

مشکل فرهنگ چماقی این است که کیفیت تصمیم هارابه طور کامل کفایت مدیر واطرافیان او تعیین می کند

2.       ویژگی سازمان نوع دوم برخورداری از فرهنگ قالبمندی است.آپولو "خدای نظم و قانون "نماد یان فرهنگ است،پرستشگاه یونانی ـ که درآن ستون ها نشانگر وظایف وتقسیم وظایف هستند

3.       سازمان های نوع سوم را فرهنگ کار پاره  یا فرهنگ وظیفه گرایی ازدیگر سازمان ها متمایز می سازد،آتنا "الهه معرفت"نماد این فرهنگ است.

مدیریت دراین فرهنگ ،رشته ای مسأله و مشکلات که الزاماًبه چاره جویی نیازدارند است، ابتدا باید مسأله راتعریف کرد، سپس باید منابعی مانند نیروی انسانی ماشین آلات و بودجه رابرای حل مساله به کارگرفت .توریا شبکه ،شکل تصویری سازمان صاحب این فرهنگ رابه نمایش میگذارد.

4.       چهارمین فرهنگ سازمانی خود رابه دیونیسوس ـ خدای عیش ونوش منسوب کرده فرهنگ هستی باوری (آگزسیتانسیالیزم)نامیده است. تفاوت عمده این فرهنگ با فرهنگ های دیگر دراین است که افراد درسازمان هایکه افراد در سامزان های دارای سه فرهنگ دیگر تابع خواسته های سامزان متبوع خود هستند وحال آنکه سازمان دارای این فرهنگ تابع خواست اعضای خود است.

گذر از اقتصاد کشاورزی به اقتصاد صنعتی یکی از انواع این گونه تحولاتی که در گذشته روی داده است محسوب می شود.

شمراک نشانی به شکل شبدر با سه برگ است ،سازمان شمراک هم دارای سه بخش است هر بخش بیانگر آن است که درهر سازمان نوین سه گروه از افراد دارای سهمی ویژه خود هستند هریک ازاین گروه هادارای توقعاتی است دریافتی خاص دارد وبه شیوه خاص خود اداره می شود

گروه اول هسته حرفه ای سازمان است این هسته یا محور سازمانی را افرادی حرفه ای با تخصص های بالا درزمینه فنی و مدیریت به وجود می آورند

این افراد در فرهنگ پاره کاری اداره می شوند واز ایشان انتظار میرود به صورتی منعطف دراختیار سازمان باشند

به نظر میرسد که کاهش تعداد اشخاص مورد بحث به نصف، بالعکس دو برابر کردن دریافتی افراد باقیماند وسه برابر شدن تولیدات هدف معمول کوچک سازمانی بوده باشد

بااین روال ضمن آنکه عناصر اصلی فعالیت سازمان چون یخ ذوب می شوند یک حاشیه قراردادی انجام فعالیت های بیشتری را که قبلا درقلب سازمان انجام می گرفت عهده دار میشود.

درحال حاضر تولید کنند گان تعداد کمتری از عناصر محصولات خود می سازند آنها عمدتا به جمع کنندگان (مونتاژگران) قطعاتی که به وسیله تولید کنندگان دیگر ساخته میشوند تبدیل شده اند واین امر اهمیت سامانه های بهنگام تحویل کالا ابداه شده بو وسیله ژاپنی های را آشکار می سازد

نیروی کار انعطاف پذیر یا منعطف :سومین بخش سازمان است این نیروی کار منعطف کارگران نیمه وقت و موقتی را که بخش به شدت رشد یا بنده بازار کار را به وجود می آورد شامل می شود سازمان ها نه تنها مایل به پاسخ گویی به تغییرات تقاضا بلکه دائم درصدد افزایش سود خود هستند

همزمان با تکوین سازمان سه وجهی شمراکی یک تغییر مقطع دیگر نیز در ماهیت اقتدار واختیار سامزانی بوقوع پیوست است وآن هم ظهور سازمانفدرال بوده است اسن شکل سازمانی غیر از سازمان نامتمرکز است

دومین اصل به کسانی که درواحدهای تابعه کار می کنند برمی گردد در واقع عناصر واحدهای تابع یا وابسته باید آمادگی افزایش قلمرو فعالیت های خود را برای پاسخ گویی به خواسته های واحد مرکزی را داشته باشند .هنری برای روشن ساختن ماهیت درحال تغییر نقش های سازمانی استعاره شیرینی دونات وارانه رابه کار میبرد.

نویسنده:محمدعلی زارعی وبلاگ مدیریت دولتی / مدیریت مالیاتی  http://zareimohamad.blogfa.com

/ 0 نظر / 49 بازدید