بخش بیست و هشتم: «رزابت موس کانتر» و مردان و زنان سازمان

منشی در کتاب مورد بحث "همسر اداری"خوانده می شود، این تشبیه بخشی از منظور نویسنده را آشکار می سازد زیرا میدانیم واژه همسر به بیان ماکس وبر نشانگر رابطه ای سنتی است ورابطه ای بوروکراتیک رابه ذهن متبادر نمی سازد.

درنظام بوروکراتیک معمولا افراد مربوط به یک سطح پایین تر قرار دارند امارابطه بین رئیس و منشی مانعی برای آنکه دو فردی که از یک دیدگاه دریک سطح ازنزدیک با هم کار می کنند و از جهت حقوق و مزایا با هم تفاوتی زیاد داشته باشند بوجود نمی آورد

خانم کانتراز مطالع(نبتومن)اینطور نتیجه می گیرد که شرکت های صنعتی برای تغییر بشدت به سه گام کلی نیاز دارند:

1.       بهبود کیفیت زندگی کاری(برای معکوس ساختن جهت فرآیندی که در خلال آن افراد رضایتمند از کار به شدت رو به کاهش است

2.       دادن فرصت مساوی به همه برای آنکه زنان مردان و اقلیت ها همه به اندازه هم امکان اشتغال داشته باشند.

3.       بالاخره دادن فرصت به کارکنان برای آنکه بتوانند آنچه رابطور منطقی در سر می پرورانند بدست می آورند ونیز بتوانند با استفاده از استعدادهای خود در رشد شرکت متبوع سهیم شوند دست یافتن به این اهداف ایجاد تغییرات را در ساختارهای سازمانی ایجاب میکند، کانتر به چند عامل مهم از عواملی مهم می توانند مانع از بروز "تفرق گرایی"یا ویژگی که در شرکت های کهنه گرا، فرتوت و دچار مشکل به چشم می خورد شوند اشاره کرد.

نویسنده: محمدعلی زارعی وبلاگ مدیریت دولتی / مدیریت مالیاتی  http://zareimohamad.blogfa.com

/ 0 نظر / 36 بازدید