مهدویت ، انتظار و حکومت جهانی حضرت مهدی (عج)

ضرورت طرح مباحث مهدویت‏

شاید بعضی اینگونه فکر کنند که با وجود نیازهای مختلف و اساسی در زمینه‏های فرهنگی، پرداختن به مباحث امام مهدی‏علیه السلام چه ضرورتی دارد؟

در پاسخ باید گفت مباحث مهدویت از جمله موضوعاتی است که نقش کلیدی در زندگی بشر دارد و با زوایای مختلف حیات انسان ارتباط مستقیم دارد. بنابراین با و جود تلاش‏های انجام شده، هنوز این موضوع ناگفته‏های فراوان دارد و بجاست که عالمان و محقّقان در این عرصه تلاشی دو چندان انجام دهند.

 برای عینی شدن ضرورت طرح معارف امام مهدی‏علیه السلام فهرست‏وار موارد ذیل قابل ذکر می­باشد:

1- موضوع امام مهدی‏علیه السلام به مسئله اساسی امامت بر می‏گردد که از اصول عقاید شیعه است و در قرآن و روایات اسلامی به صورت گسترده روی آن سرمایه‏گذاری شده است.

 شیعه و سنّی از پیامبر اسلام‏صلی الله علیه وآله نقل کرده‏اند که:  مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ مَیتَةً جاهِلِیةً [1].

 آنکه ­بمیرد ­و­ حال­آنکه امام­زمان­خویش ­را نشناخته باشدبه مرگ جاهلیت مرده است.

 به راستی آیا موضوعی که به همه حیات معنوی آدمی ارتباط دارد شایسته توجّه و عنایتی ویژه نیست؟!

2- امام مهدی‏علیه السلام دوازدهمین نفر از سلسله پاک امامت است همان امامتی که یکی از دو یادگار گرانقدر رسول خداست. در روایتی که شیعه و سنّی از پیامبر اسلام نقل کرده‏اند آمده است:  اِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ کِتابَ اللّهِ وَ عِتْرَتی؛ ما اِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلّوُا بَعْدی اَبَداً... [2].

 به راستی که من دو چیز گرانبها در میان شما باقی می‏گذارم: قرآن و اهل‏بیتم، تا وقتی به این دو چنگ بزنید هرگز پس از من گمراه نخواهید شد.

 بنابراین پس از قرآن کریم که سخن خداست، کدام راه از راه امام روشن‏تر و هدایت بخش‏تر است و اساساً مگر قرآن خدا جز با بیان جانشینان رسول خداصلی الله علیه وآله قابل تفسیر و تبیین است؟!

3- امام مهدی‏علیه السلام امام زنده و حاضر و ناظر است.

4- به جهت اهمیت مسئله امامت و نقش محوری آن در ساختار فکری و عملی شیعیان، دشمنان همواره سعی کرده‏اند که درباره امام مهدی‏علیه السلام شبهاتی را مطرح کنند و معتقدان به آن حضرت را دچار تردید نمایند مثل اینکه، اصل ولادت حضرت را مورد تردید قرار دهند یا طول عمر آن حضرت را امری محال نشان دهند یا غیبت آن بزرگوار را امری غیرمنطقی معرفی کنند و صدها شبهه دیگر و نیز گاهی دوستان ناآگاه و بی‏اطلاع از معارف اهل بیت‏علیهم السلام، مطالبی­نادرست­و­بی‏اساس را درباره­فرهنگ مهدویت مطرح کرده‏اند و از این راه، عده‏ای را به بیراهه برده‏اند و یا می‏برند.

5- مهدویت­یک فلسفه بزرگ­جهانی­است،چون اسلام دین­جهانی­است،چون­تشیع­به­معنی­واقعی­اش­یک امر جهانی است.

6- به راستی عصر ما برچه محوری می‏گردد؟ عصر ما بیش از هر چیزی عصر بمب است (یعنی خشم ) و عصر مینی ژوپ است (یعنی شهوت ). آیا دوره‏ای نخواهد آمد که آن دوره ، حکومت ، نه حکومت‏ اساطیر باشد و نه حکومت خشم و شهوت و بمب و مینی ژوپ ؟ دوره‏ای که واقعاً در آن دوره معرفت و عدالت و صلح و انسانیت و معنویت حکومت کند ؟ چگونه می‏شود که چنین دوره‏ای نیاید ؟ ! مگر می‏شود که خداوند این عالم را خلق کرده باشد و بشر را به عنوان اشرف مخلوقات آفریده باشد ، بعد بشر به دوره بلوغ خودش نرسیده یکمرتبه تمام بشر را زیروروکند؟ پس مهدویت یک فلسفه بسیار بزرگ است.

 

انتظار‏

برای "انتظار" معانی گوناگونی گفته‏اند ولی با دقت و تأمّل در این کلمه می‏توان به حقیقت معنی آن پی برد. انتظار، چشم به راه بودن است و این چشم به راهی به تناسب بستر و زمینه آن ارزش پیدا می‏کند و آثار و پیامدهایی دارد. انتظار تنها یک حالت روحی و درونی نیست بلکه از درون به بیرون سرایت می‏کند و حرکت واقدام را می‏آفریند. "انتظار"  یا "آینده نگری" به حالت کسی گفته می شود که از وضع موجود ناراحت است و برای ایجاد وضع بهتری تلاش می کند . "انتظار" یعنی آماده باش کامل.بنابراین، مساله انتظار حکومت حق و عدالت "مهدی" و قیام مصلح جهانی در واقع مرکب از دو عنصر است؛ عنصر "نفی" و عنصر "اثبات". عنصر نفی همان بیگانگی با وضع موجود، و عنصر اثبات خواهان وضع بهتری بودن است. به همین دلیل است که در روایات،انتظار به عنوان یک عمل و بلکه بهترین اعمال، معرفی شده است.

انتظار به "منتظر" شکل می‏دهد و برای کارها و تلاش‏های او جهت خاصّی را ایجاد می‏کند و آن جهت، راهی است که به تحقق آنچه به انتظار آنست، منتهی می‏گردد. بنابراین "انتظار" با نشستن و دست روی دست گذاشتن، نمی‏سازد. انتظار با چشم به در دوختن و حسرت خوردن، تمام نمی‏شود؛ بلکه در حقیقت انتظار، حرکت و نشاط و شور آفرینی نهفته است.  آنکه در انتظار مهمان عزیزی است، سر از پا نمی‏شناسد و در تلاش است تا خود و محیط اطراف خود را برای آمدن مهمان، آماده کند و موانع حضور او را بر طرف سازد.  پیامبراکرم‏صلی الله علیه و آله فرمود: بهترین اعمال امت من، انتظار فرج است. [3]

"انتظار" امری فطری است و برای همگان درهر قوم و آیینی که باشند وجود دارد اما انتظارهای معمولی که در جریان زندگی افراد و حتی جامعه‏ها وجود دارد هر اندازه بزرگ و با اهمیت باشد در مقایسه با انتظار موعود جهانی، کوچک و بی مقدار است زیرا که انتظار ظهور او ویژگی‏های خاص خود را دارد:

انتظار مهدی‏علیه السلام انتظاری است که از ابتدای عالم آغاز شده است یعنی از زمان‏های بسیار دور، انبیاء و اولیاء نوید ظهور او را داده‏اند و در زمان‏های نزدیک‏تر، همه امامان ما، آرزوی روزگار دولت او را داشته‏اند.  امام صادق‏علیه السلام فرمود:اگر او را درک می‏کردم، تمام عمر به او خدمت می‏کردم. [4]

انتظار مهدی‏علیه السلام، انتظار مصلح جهانی است. انتظار حکومت عدل جهانی است و انتظار تحقق همه خوبی‏ها است. در این انتظار، بشریت چشم به راه است تا آنچه را بر اساس فطرت پاک خدایی، در آرزوی آن بوده و هیچگاه به صورت کامل به آن دست نیافته است، ببیند و مهدی‏علیه السلام همان است که عدالت و معنویت، برادری و برابری، عمران و آبادی زمین و امنیت و صلح و عصر شکوفایی عقل و دانش بشری را برای انسان‏ها به ارمغان می‏آورد و برچیدن بساط استعمار و بردگی انسان‏ها و نفی هر گونه ستم و ستمگری و رهایی اجتماع از انواع فسادهای اخلاقی، ره آورد حاکمیت اوست. 

انتظار مهدی‏علیه السلام انتظاری است که تنها با فراهم شدن زمینه‏های شکوفایی آن، خواهد شکفت و آن زمانی است که همه انسان‏ها در طلب منجی­و­مصلح آخرالزمان باشند.او می‏آید­تا با همکاری و همیاری یارانش­علیه بدی‏ها قیام کند­نه اینکه تنها با معجزه­کار جهان را سامان دهد.

انتظار مهدی‏علیه السلام در منتظرانش شوق یاری و همراهی او را ایجاد می‏کند و به انسان هویت و حیات می‏بخشد و او را از پوچی و     بی هدفی نجات می‏دهد. 

انتظار در واقع عملی است، آن هم با فضیلت ترین عمل و ما به عنوان منتظر وظائفی برعهده داریم مثل شناخت هرچه بهتر امام، الگو پذیری از امام، یاد امام، امربه معروف و نهی از منکر، دستگیری از نیازمندان، شناساندن حضرت به دیگران.

 

ابعاد انتظار

انسان از زوایای مختلف دارای ابعاد گوناگون است: از سویی از بُعد نظری و عملی برخوردار است و از سوی دیگر دارای بُعد فردی و اجتماعی است و از زاویه‏ای دیگر در کنار بُعد جسمی، بُعد روحی و روانی دارد. بدون تردید در همه ابعاد یاد شده نیاز به چارچوبِ مشخصی است تا در قالب آن راه صحیح زندگی باز شود و مسیرهای انحرافی به روی آدمی بسته گردد. و آن راهِ درست همان مسیر انتظار است. انتظار موعود جهانی در همه ابعاد زندگی منتظر تأثیر می‏گذارد. در بعد فکری و نظری که زیر بنای اعمال و رفتار انسان است، باورهای اساسی حیات آدمی را در حصار خود حفظ می‏کند. به بیان دیگر انتظار صحیح می‏طلبد که منتظر، بنیان‏های اعتقادی و فکری خود را تقویت کند تا در دام مکتب‏های انحرافی گرفتار نشود و یا به خاطر طولانی شدن دوره غیبت امام عصرعلیه السلام به چاه یأس و ناامیدی سقوط نکند. امام باقرعلیه السلام فرمود: روزگاری بر مردم خواهد آمد که امام ایشان غایب خواهد شد پس خوشا به حال آنان که در آن زمان، بر امرِ (ولایت) ما ثابت و استوار بمانند. [5] یعنی در دوره غیبت که دشمنان با انواع شبهه‏ها می‏کوشند تا اعتقادات درست شیعیان را از بین ببرند به برکت قرار گرفتن در سنگر انتظار مرزهای عقیدتی حفظ می‏شود.

در بُعد عملی، انتظار به همه اعمال و رفتار انسان جهت می‏دهد. منتظر باید در میدان عمل بکوشد تا زمینه‏های ظهور دولت حق فراهم گردد. بنابراین، منتظر در این بخش هم به ساختن خود و هم به سامان دادن جامعه همت می‏گمارد. در بُعد فردی هم به حیات روحی و روانی خود و کسب فضیلت‏های اخلاقی روی می‏آورد و هم به تقویتِ جنبه جسمی و بدنی می‏پردازد تا نیرویی کار آمد برای جبهه نور باشد. امام صادق‏علیه السلام فرمود:  ... کسی که دوست دارد از یاران قائم‏علیه السلام باشد پس منتظر باشد و در حال انتظار پرهیزگاری پیشه کند و به اخلاق نیکو آراسته گردد...[6]

ویژگی "انتظار" آن است که آدمی را از محدوده خود فراتر می‏برد و او را با تک تک افراد جامعه مرتبط می‏سازد. یعنی انتظار نه تنها در زندگی فردی منتظر مؤثر است که در حوزه رابطه فرد با جامعه نیز طرح و برنامه دارد و او را به تأثیر گذاری مثبت در جامعه وا می‏دارد و از آنجا که شرط ظهور دولت حق آمادگی جمعی است، هر کسی به اندازه توان خود برای اصلاح جامعه می‏کوشد و در برابر ناهنجاری‏های اجتماعی ساکت و بی تفاوت نمی‏ماند، چرا که منتظر مصلح جهانی در اندیشه و عمل، مسیر صلاح و راستی را طی می‏کند.

 

وظایف منتظران‏

در احادیث و روایات ائمه اطهار وظایف فراوانی برای منتظران ظهور بیان گردیده که برخی از وظائف عبارتند از:

1-    شناخت امام : پیمودن جاده انتظار بدون شناختن امامِ منتظَر ممکن نیست. استقامت و پایداری در وادی انتظار وابسته به درک صحیح از پیشوای موعود است. بنابراین علاوه بر شناخت امام به اسم و نسب،لازم است نسبت به جایگاه امام و رتبه و مقام او نیز آگاهی کافی بدست آورد. اگر معرفت امام برای منتظرِ حاصل شود، او از هم اکنون خود را در جبهه امام می‏بیند و احساس می‏کند که در خیمه امام و کنار او قرار گرفته است. بنابراین لحظه‏ای در تلاش برای تقویت جبهه امام خویش کوتاهی نمی‏کند. امام باقرعلیه السلام فرمود:  ...مَنْ ماتَ وَ هُوَ عارِفٌ لِاِمامِهِ لَمْ یضُرُّهُ، تَقَدَّمَ هذَا الْاَمْرِ اَوْتَأَخَّرَوَمَنْ ماتَ وَ هُوَ عارِفٌ لِاِمامِهِ کانَ کَمَنْ هُوَ مَعَ الْقائمِ فِی فُسْطاطِهِ. [7] کسی که بمیرد در حالی که امام خود را شناخته باشد، جلو افتادن یا تأخیر امر (ظهور) به او زیان نمی‏رساند و کسی که بمیرد و حال آنکه امام خود را شناخته است مانند کسی است که در خیمه امام و همراه او بوده است. گفتنی است که این معرفت و شناخت چنان مهم است که در کلام معصومین‏علیهم السلام آمده است که برای بدست آوردن آن، لازم است از خداوند طلب یاری شود.

2-    الگوپذیری‏ : وقتی معرفت به امام و جلوه‏های زیبای رفتاری آن بزرگوار به دست آمد، سخن از پیروی و الگوگرفتن از آن مظهر کمالات به میان می‏آید. پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله فرمود: خوشاحال آنکه قائم خاندان مرا درک کند در حالی که پیش از دوران قیام، به او و امامان قبل از او اقتدا کرده و از دشمنان ایشان، اعلام بیزاری­کرده باشد.آنان دوستان­و­همراهان من وگرامی‏ترینِ­امت من،­در­نزد من هستند. [8]­به راستی آن کس که در تقوا، عبادت، ساده زیستی، سخاوت، صبر و همه فضائل اخلاقی دنباله رو امام و مراد خویش است چه رتبه بلندی نزد­آن رهبر الهی­خواهد داشت و­آنگاه­که به حضور مقدسش­بار یابد­چه­سربلند و سرافراز خواهد بود.

3-    یاد امام‏ : آنچه منتظران را در کسب معرفت امام و پیروی از آن بزرگوار یاری می‏دهد و پایداری در راه انتظار را به دنبال دارد؛ پیوستگی و ارتباط مداوم با آن طبیب جان‏ها است. به راستی وقتی آن امام مهربان امّت، همیشه و همه جا به حال شیعیان خود نظر دارد و لحظه‏ای آنها را از یاد نمی‏برد آیا رواست که دلدادگان روی او به دنیا وتعلّقات­آن سرگرم شوند­و از­آن عزیز، غافل و بی‏خبر بمانند؟ یا راه و رسم دوستی و محبّت آن است که در همه حال او را بر خود و دیگران مقدم بدارند. وقتی بر­سجاده دعا می‏نشینند از او آغاز نمایند و برای سلامتی و فرج آن­حضرت­دعا کنند­که­آن بزرگوار­خود ­فرمود: برای­تعجیل­فرج بسیار­دعا­کنید­که­فرج­شما­در همان است. [9]

4- وحدت و همدلی‏ : جمعیت منتظران باید طرح و برنامه‏ای داشته باشند که در راستای اهداف امام و حجت الهی باشد. به بیان دیگر اجتماع منتظر لازم است که تلاش و حرکت خود را در مسیر رضایت رهبر موعود قرار دهد. بنابراین جامعه منتظر بر آن است که عهد و پیمان خود با امام را به انجام رساند تا زمینه مناسب برای ظهور دولت مهدوی فراهم شود.امام عصرعلیه السلام دریکی از بیانات خود اینگونه بشارت داده است: اگر شیعیان ما-که­خداوندآنان را در راه اطاعتش یاری دهد- در وفای پیمانی­که از ایشان­گرفته شده، یکدل و مصمم باشند؛ البتّه نعمت دیدار، از آنان به تأخیر نمی‏افتد و سعادت ملاقات ما برای آنها با معرفت کامل و راستین نسبت به ما، تعجیل می‏گردد. [10]

 

آثار انتظار‏

انتظار، در منتظر غوغایی مبارک و حرکتی هدف دار پدید می‏آورد و هر چه منتظر، به حقیقت انتظار، نزدیک‏تر شود سرعت حرکت او به سوی مقصد بیشتر خواهد شد. در پرتو انتظار، آدمی از خود محوری رهایی می‏یابد و خود را جزئی از جامعه اسلامی می‏بیند؛بنابراین می‏کوشد تا جامعه را در حد توان خود به صلاح و درستی نزدیک کند و وقتی جامعه‏ای از عناصری این چنین با هویت تشکیل یابد، اجتماعی در جهت ترویج فضیلت‏ها پدید می‏آید و حرکت عمومی به سوی اقامه خوبی‏ها، شکل می‏گیرد و در چنین محیطی که محیط صلاح و سازندگی و فضای امیدبخشی و نشاط و عرصه تلاش و همیاری و همکاری است، زمینه رشد باورهای دینی و بینش عمیق مهدوی در افراد جامعه پدید می‏آید و منتظران، که به برکت انتظار، در فساد محیط حل نشده‏اند بلکه هویت دینی و مرزهای اعتقادی خود را حفظ کرده‏اند، در برابر سختی‏ها و مشکلات دوران انتظار بردباری می‏کنند و به امید تحقق وعده حتمی الهی بلاها را به جان می‏خرند و لحظه‏ای گرفتار سستی و یا ناامیدی نمی‏شوند. برخی از آثار انتظار به شرح ذیل می باشد:

-       خودسازی فردی: حکومت جهانی مهدی قبل از هر چیز نیازمند به عناصر آماده و با ارزش انسانی است که بتواند بار سنگین اصلاحات وسیعی را در جهان بدوش بکشند؛ و این در درجه اول محتاج به بالا بردن سطح اندیشه و آگاهی و آمادگی روحی و فکری برای همکاری در پیاده کردن آن برنامه عظیم است؛تنگ نظری ها، کوته بینی­ها، کج فکری­ها، حسادت­ها، اختلافات کودکانه و نابخردانه، و بطور کلی هر گونه نفاق و پراکندگی با موقعیت منتظران واقعی سازگار نیست. انتظار یک مصلح جهانی به معنی آماده باش کامل فکری و اخلاقی، مادی و معنوی برای اصلاح همه جهان است. برای تحقق بخشیدن به چنین انتظاری به انسان­هایی بسیار بزرگ و مصمم و بسیار نیرومند و شکست ناپذیر، فوق العاده، پاک و بلندنظر، کاملاً آماده و دارای بینش عمیق لازم است؛ و خودسازی برای چنین هدفی مستلزم به کار بستن عمیق ترین برنامه های اخلاقی و فکری و اجتماعی است؛ این است معنی انتظار واقعی!

-       خودیاری­های اجتماعی: منتظران راستین در عین حال، وظیفه دارند که علاوه بر اصلاح خویش، در اصلاح دیگران نیز بکوشند؛ زیرا برنامه عظیم و سنگینی که انتظارش را می کشند یک برنامه فردی نیست؛ برنامه ای است که تمام عناصر تحول باید در آن شرکت جوید؛ باید کار به صورت دسته جمعی و همگانی باشد؛ کوشش­ها و تلاش ها باید هماهنگ گردد و عمق و وسعت این هماهنگی باید به عظمت همان برنامه انقلاب جهانی باشد که انتظار آن را دارند. بنابراین منتظران واقعی علاوه بر این که به اصلاح خویش می کوشند، وظیفه خود می دانند که دیگران را نیز اصلاح کنند.

-       حل نشدن در فساد محیط: هنگامی که فساد فراگیر­می­شود و اکثریت و یا جمع کثیری را به آلودگی می­کشاند، گاهی افراد پاک در یک بن بست سخت روانی قرار می گیرند، بن بستی که از یأس از اصلاحات سرچشمه می­گیرد. تنها چیزی که که می­تواند در آنها روح امید بدمد و به مقاومت خویشتن داری دعوت کند و نگذارد در محیط فاسد حل شوند، امید به اصلاح نهایی است؛ تنها در این صورت است که آنها دست از تلاش و کوشش برای حفظ پاکی خویش و حتی برای اصلاح دیگران بر نخواهند داشت.

 

حکومت جهانی حضرت مهدی"عج" در آیات ،احادیث و ادیان دیگر

مسلمانان‌ بر این‌ باورند که‌ اسلام‌، آخرین‌ حلقه‌ از سلسله‌ طولانی‌ نبوت‌ است‌ و از هر جهت‌ کامل‌ترین‌ و جامع‌ترین‌ دین‌ می‌باشد و تا روز قیامت‌ نیز بشر را از هر جهت‌ کفایت‌ خواهد کرد. روزی‌ فرا می رسید که‌ اسلام‌، تمامی‌ آدمیان‌ و پیروان‌­ادیان‌ را­پیرو و مطیع‌ خود خواهد­کرد­و بدین­ترتیب‌،­جهان‌ در­تسخیر آموزه‌های‌ بلند وآسمانی‌ اسلام‌ درخواهد آمد.

در منابع‌ روایی‌ اسلامی‌ ـ به‌ویژه‌ منابع‌ شیعی‌ ـ از خصوصیات‌ و اختیارات‌ و عملکردهایی‌ یاد شده‌ است‌ که‌ جملگی‌ آنها جز با تشکیل‌ حکومت‌ واحد جهانی‌ محقق‌ نخواهد شد؛ از جمله‌ گفته‌ شده‌ است‌ که‌ امام‌ مهدی‌(ع‌) ظلم‌ و جور را برای‌ همیشه‌ برمی‌اندازد و عدالت‌ و دین‌ حق‌ را در سطح‌ جهان‌ برای‌ همیشه‌ مستقر می‌کند و نیز در برخی‌ روایات‌ از اختیارات‌ و قدرت‌ و امکانات‌ مطلق‌ و جهانی‌ امام‌ غایب‌ یاد شده‌ است‌ که‌ عملاً جز چیرگی‌ بر جهان‌ و تشکیل‌ حکومت‌ مقتدر جهانی‌ نخواهد بود.

الف- قرآن‌ مجید:

1- ونرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی‏الأرض و نجعلهم أئمّة و نجعلهم الوارثین [11].

و ما اراده کرده ایم به­کسانی­که ضعیف و مظلومشمرده شدند منت گذارده و آنان را پیشوایان و وارثان زمین قرار دهیم.

2- إنّ الدّین‌ عند الله الاءسلام‌. [12]

در حقیقت‌، دین‌ نزد خداوند، همان‌ اسلام‌ است‌.

3- و من‌ یبتغ‌ غیر الاءسلام‌ دیناً فلن‌ یقبل‌ منه‌. [13]

و هر که‌ جز اسلام‌، دینی‌ ] دیگر [ جوید، هرگز از وی‌ پذیرفته‌ نشود.

4- ألیوم‌ أکملت‌ لکم‌ دینکم‌. [14]

امروز دین‌ شما را برایتان‌ کامل‌ گردانیدم‌.

5- ما کان‌ محمّد أبا أحد من‌ رجالکم‌ و لکن‌ رسول‌ الله و خاتم‌ النّبیین‌. [15]

محمد، پدر هیچ‌ یک‌ از مردان‌ شما نیست‌؛ ولی‌ فرستاده‌ خدا و خاتم‌ پیامبران‌ است‌.

6- هو الذی أرسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کلّه و لوکره المشرکون[16].

او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد؛ تا آن را بر همه آیینها غالب گرداند، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند.

امام هفتم (ع) ذیل این آیه فرمودند: هنگام قیام مهدی(ع) است که اسلام را بر تمامی ادیان حاکم می گرداند.

امام صادق(ع) در تفسیر این آیه فرمود:  سوگند به خدا، هنوز تفسیر این آیه تحقق نیافته است. راوی پرسید: "فدایت شوم پس چه زمانی تحقق می‏یابد؟" امام فرمود: "وقتی با اراده خدا، قائم قیام کند"[17].

بنابراین، جهانی شدن اسلام و تشکیل حکومت واحد جهانی امام زمان(عج) با به کارگیری علوم و فنون نوین به انجام می‏رسد و تداوم آن با تدبیر، تدبر، دانش و بینش میسر خواهد شد.

7- ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر أنّ الأرض یرثها عبادی الصالحون[18].

در زبور بعد از ذکر (تورات) نوشتیم که بندگان شایسته‏ام وارث [حکومت] زمین خواهند شد.

8- وعد اللّه‏ الذین امنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنّهم فی الأرض کما استخلف الذین من قبلهم و لیمکّننّ لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدّلنّهم من بعد خوفهم أمنا یعبدوننی لایشرکون بی شیئا و من کفر بعد ذلک فأولئک هم الفاسقون[19].

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده‏اند، وعده می‏دهد که قطعا آنان را حکمران روی زمین خواهد کرد          ـ  همان‏گونه که به پیشینیان آنها خلافت روی زمین را بخشید ـ و دین و آیینی را که برای آنان پسندیده، پا بر جا و ریشه‏دار خواهد ساخت؛ و ترس‏شان را به امنیت و آرامش مبدل می‏کند، آن چنان که تنها مرا می‏پرستند و چیزی را شریک من نخواهند ساخت، و کسانی که پس از آن کافر شوند فاسقند.

در واقع آیه مذکور بر این مسئله دلالت دارد که خداوند، جهان را با خاندان رسالت و امامت شروع کرد و با آنها نیز خاتمه می‏دهد؛­یعنی­جهان در آغاز در اختیار شایسته‏ترین بندگان خدا بود و در انتها هم در­ید قدرت صالحان روی زمین­خواهد بود[20].

 

ب- احادیث و روایات:

1- قال رسول الله: الائمّة‌ من‌ بعدی‌ إثنا عشر أوّلهم‌ أنت‌ یا علی و آخرهم‌ القائم‌ الّذی‌ یفتح‌ الله تعالی‌ ذکره‌ علی‌ یدیه‌ مشارق‌ الارض‌ و مغاربها [21].

پیشوایان‌ پس‌ از من‌ دوازده‌ نفرند؛ اولین‌ آنها تو هستی‌ ای‌ علی‌، و آخرین‌ آنها قائم‌ است‌؛ همو که‌ خداوند به‌ دست‌ او مشرقها و مغربها (کنایه‌ از تمامی‌ کره‌ زمین‌) را فتح‌ خواهد کرد.

2- قال رسول الله : یخرج فی آخر الزمان رجل من ولدی اسمه اسمی و کنیته ککنیتی یملأ الأرض عدلاً کما ملئت جورا، فذلک المهدی[22].

در آخرالزمان مردی از فرزندان من قیام می‏کند که اسم او همانند اسم من و کنیه‏اش مثل کنیه من است. زمین را از عدل پر سازد؛ چنان که از ظلم پر شده بود و او مهدی است[23].

3- قال رسول الله: المهدی منّی و هو أجلی الجبهه، أقنی الأنف، یملاء الأرض قسطا و عدلاً کما ملئت جورا و ظلما، یملک سبع سنین[24].

مهدی از من است، چهره‏ای نورانی دارد، و بینی‏ای خمیده. زمین را از قسط و عدل پر می‏سازد. چنان که از ظلم و جور پر شده بود.

4- عن أبی سعید الخدری قال: قال رسول الله صلی الله علیه و آله وسلّم اُبشِّر کم بالمهدی یبعث فی امتی علی اختلاف من الناس و زلزال، یملأ الأرض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً، یرضی عنه ساکن السماء و الأرض تمام الخبر[25].

ابی سعید خدری گوید: که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلّم فرمود: شما را به مهدی بشارت می دهم: که او هنگام اختلاف و تزلزل مردم در امت من مبعوث شود و زمین را از عدل و داد پر کند چنان که از ظلم و ستم پر شده باشد، و اهل آسمان و زمین از وی خشنود و راضی شوند.

5- قال رسول الله : لولم یبق من الدنیا إلاّ یوم واحد لطوّل اللّه‏ ذلک الیوم حتّی یبعث رجل منّی (أو من أهل بیتی)، یواطی‏ء اسمه اسمی[26].

اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خدای تعالی آن روز را چنان طولانی کند تا در آن روز مردی از من (یا اهل بیتم) قیام کند که اسم او اسم من است.

6- قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام : اذا قام قائم آل محمد علیه السلام جمع الله اهل المشرق و اهل المغرب فیجمعون کما یجتمع قزع الخریف فامّا الرفقا، فمن اهل الکوفه و امّا الا بدال فمن اهل الشام. [27]

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: زمان قیام (ظهور) قائم آل محمّد علیه السلام خداوند یارانش را از اهل مشرق و مغرب همچون گرد آمدن پاره های ابر در فصل پائیز جمع می کند. امّا رفقا و یاران نزدیک او(اکثراً) از اهل کوفه و گروهی از خوبان اهل شام می باشند.

7- عن الحسن علیه السلام: انَّ رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم قال، ذکر کرباء یلقاء أهل بیته حتی یبعث الله رایة من المشرق سوداء من نصرها نصره الله و من خذلها خذله الله حتی­یأتی­رجلاً اسمه­کاسمی فیولّوه أمرهم فیؤیّده الله و ینصره[28].

امام حسن علیه السلام فرمود: رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلّم بلا و گرفتاریهایی که خاندان عترت و طهارت بعد از او می بینند را ذکر نمود. سپس فرمود:( این بلا ها ادامه خواهد داشت) تا هنگامی که خداوند پرچمی را از مشرق زمین به رنگ سیاه می فرستد هر کس او را یاری کند خدا او را یاری خواهد نمود، و هر کس با او دشمنی کند خداوند او را ذلیل و خوار خواهد کرد،( اشاره به ظهور قائم آل محمد علیه السلام است) و با مردی(که صاحب پرچم است) روبرو می شوند اسم او اسم من است و از او پیروی می کنند سپس خداوند او را تأیید و یاری خواهد نمود.

8- عن عبدالله بن عمر قال: سمعت الحسین بن علی علیهما السلام یقول: لو لم یبقی من الدنیا الا یوم واحد لطوّل الله عزّوجل ذلک الیوم حتی یخرج رجل من ولدی یملاها عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً، کذلک سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلّم یقول[29].

عبدالله بن عمر می گوید: شنیدم از حسین بن علی علیه السلام می فرمود: اگر جز یک روز ازعمر دنیا نمانده باشد خداوند آن روز را چندان دراز گرداند، تا مردی از اولاد

/ 0 نظر / 95 بازدید