یوسف زنگانه
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ یوسف زنگانه
آرشیو وبلاگ
      وبلاگ علمی آموزشی پژوهشی ()
رویکرد نظری به دانش اخلاق حرفه‌ای نویسنده: یوسف زنگانه - ۱۳٩٢/۸/٢٤

رویکرد نظری به دانش اخلاق حرفه‌ای

منیژه عاملی

اخلاق از ریشه خُلق به معنای باطن و صفاتی است که به رفتار و حالت انسان تعلق می‌گیرد و تعریف آن عبارت است از «ملکه‌ای بُود نفس را مقتضی سهولت صدور فعلی ازو بی‌احتیاج به فکر و رویتی».
علم اخلاق نیز به منزله یک دانش دارای ارزش فراوانی است و در‌ آثار عالمان اسلامی و غربی به آن توجه فراوانی گردیده است. و در تعریف حرفه آن را فعالیت معینی می‌دانند که موجب هدایت فرد به موقعیت تعیین شده همراه با اخلاق خاص است.
اما اخلاق حرفه‌ای به عنوان شاخه‌ای از دانش اخلاق به بررسی تکالیف اخلاقی در یک حرفه و مسائل اخلاقی آن می‌پردازد و درصدد ارائه شیوه‌ها و دستورالعمل‌هایی است که این تکالیف را برای افراد و گروه‌های حرفه‌ای تعیین نماید.
اخلاق حرفه‌ای در سنّت با محوریت انسان و انگیزه خدمت به دیگران بوده که در طول تاریخ متحول گردیده است؛ ولی امروزه گاه انسان در خدمت حرفه و همچنین حرفه به ابزاری در جهت اهداف صرفاً مادی او بدل شده است.
در نظام‌های غربی، مکاتب اخلاقی مانند سودانگاری، عدالت توزیعی، آزادی فردی و تکلیف‌گرایی درصدد رساندن انسان به سعادت بوده‌اند. اما سعادت در هر یک از نظام‌ها به معنای خاصی تفسیر شده که با نقد هر یک درمی‌یابیم که با نظام اخلاق اسلامی و سعادت از دیدگاه اسلام تباین دارد.


اما در نظام اخلاق اسلامی، ملاک نهایی و سعادت حقیقی بشر تقرب به «الله» است و انسان به عنوان خلیفه و جانشین الهی بر روی زمین محور توجّهات اخلاقی است.
1. اخلاق
1-1 علم اخلاق
علم اخلاق به عنوان بخشی از حکمت، از دیرباز مورد توجه حکماء و فلاسفه بوده است به نحوی که در آثارشان مباحث اخلاقی به صورت منسجم و یا پراکنده مشاهده می‌گردد.
بحث از چیستی علم اخلاق و اخلاق حرفه‌ای منوط به روشن شدن معنا و مفهوم اخلاق است. واژه «اخلاق» جمع خُلق و خُلُق است که آن را به معنای «سجیّه»، «طبع»، «دِیْن» و «مُروّت» می‌آورند1. عده‌ای نیز آن را به معنای «عادت»، «خوی»، «مزاج» و «طبیعت» می‌دانند2. در تعریف اخلاق ابن مسکویه (حوالی 320- 420 ق) آن را حالتی برای نفس دانسته که سبب انجام افعال بدون فکر و رویه‌ای می‌شود3.
غزالی4 (405- 505 ق) هم آن را هیأتی راسخ و ثابت شده در نفس می‌داند که افعال از وی به آسانی و بدون حاجت به فکر صادر می‌شود.5
اکثر عالمان اخلاق این مفهوم‌سازی از اخلاق را برگزیده و به توضیح و تکمیل آن پرداخته‌اند.6 اما پس از روشن شدن معنای «اخلاق» به علم اخلاق می‌پردازیم:
دانشمندان از علم اخلاق با الفاظ و تعابیر مختلفی یاد کرده‌اند؛ تأمل در هر یک از این تعابیر نکته آموز است زیرا هر یک از این تعابیر نشان دهنده دیدگاه دانشمند صاحب آن نسبت به علم اخلاق است و با چیستی این دانش ارتباط دارد، یعنی هدف، موضوع و سایر ابعاد معرفی آن را نشان می‌دهد. «حکمت خلقیه»7 از جمله این اصطلاحات است بدین معنا که این علم از تقسیمات حکمت عملی است و در آن از خُلق نیک و بد سخن گفته می‌شود.
بسیاری از علما با توجه به این که یکی از مهمترین مقاصد علم اخلاق، تهذیب تزکیه نفس و پیراستن آن است، آن را «علم تهذیب اخلاق» نامیده‌اند.8 عده‌ای نیز برحسب توقعی که از آن در معاشرت با خلق دارند «علم سلوک»، «علم آداب و رسوم»10 و «خوی‌شناسی»11 نامیده‌اند.
کسانی مانند ابن سینا معتقدند چون اخلاق پیرامون نفس انسان سخن می‌گوید از آن با عنوان «علم به خود»12 نام برده که با توجه به تحقیقات گسترده معاصران و متفکران در «خودشناسی» (Selfrealization) اهمیت این تعبیر روشن‌تر می‌شود. در برخی کتاب‌ها نیز نام «علم منجیات و مهلکات اخلاقی»13، «علم اخلاق حقیقت»14، علم تصوف»15، «علم آفات النفس»16 و «علم ریاضت»17 به چشم می‌خورد. همچنین آن را «علم عملی زندگی»18 می‌خوانند زیرا آن را روشی برای یاری انسان در تنظیم امور زندگی و مصون ماندن از گزند محیط می‌دانند. همچنین دیوید راس (David Ross) با توجه به تلقی ارسطو از علم اخلاق به عنوان علم بررسی مَنش یا بحث‌هایی در باب منش، از آن با عنوان «دانش مَنش»19 یاد کرده است.20 گاهی علم اخلاق همراه با واژه «فرهنگ»21 آمده و همچنین از علم اخلاق با تعبیر استعاره‌ای و تمثیلیِ «اکسیر اعظم»22 یاد شده است و این ناظر به هدف این دانش، رسیدن انسان به اَعلی مراتب و کمال، است.

2- 1 تصویرهای عمده از علم اخلاق
بررسی تعاریف دانشمندان از علم اخلاق نشانگر تصاویر عمده‌ای از چیستی این دانش نزد آن‌هاست؛ برای روشن‌تر شدن این امر به طبقه‌بندی و گزارش هر یک از تصاویر می‌پردازیم.
الف- ارزش‌شناسی رفتار
برحسب این تصویر علم اخلاق، شناخت ارزش رفتار و اعمال آدمی است. سخن دانشمندان در بیان این تصویر از دانش اخلاق متفاوت است. عده‌ای آن را صرفاً «علم بررسی و تعیین ارزش و اعمال انسانی برحسب اصول اخلاقی» می‌دانند؛23 چند نکته در ذیل این بیان قابل طرح است:
نکته اول: عام (General) و کلی (universal) بودن ارزش‌هاست که ناظر به امور غیرجزئی است که بر تمام افراد توع بدون استثناء دلالت می‌کند؛24 و این مقتضای دانش بودن در اصطلاح ارسطویی است.
نکته دوم: توصیفی بودن (Descriptive) در برابر توصیه‌ای و ارزشی بودن (Normative) است که در آن بدون اینکه توجه انسان را به آن‌چه باید خواست به آن‌چه هست معطوف می‌دارد.
نکته سوم: اخذ قید برحسب اصول اخلاقی، در این تعریف آن را با نوعی دور یا «تعریف‌الشیء بما لا یعرَّف الّا به» مواجه می‌سازد؛25 زیرا در تعریف علم اخلاق، اصول اخلاقی اخذ شده و اصول اخلاقی، اصول و قواعد علم اخلاق است.
به عبارت دیگر در این تعریف، محدود به نحوی در حدّ تکرار شده است و این از مواضع خطا در تعریف است.
همچنین آن را زمینه‌ای برای مطالعه و ارزیابی فعالیت‌های بشر به ویژه زمینه‌های خوبی و تعهد می‌دانند؛26 و نیز آن را علمی می‌دانند که افعال شخصی و اصول و تئوری‌های عمومی رفتار را ارزیابی می‌کند.27 در واقع در این تصویر علم اخلاق را رشته‌ای می‌دانند که با آنچه از نظر اخلاق خوب و بد، درست و غلط است، مرتبط باشد و این واژه برای هر سیستم یا نظریه‌ای در مورد ارزش‌ها یا اصول اخلاقی به کار می‌رود.28 همچنین آن را «مجموعه قواعدی درباره رفتار یا قوانین اخلاقی»29 و «بررسی منش یا بحث‌های ما در باب منش»30 یا به عبارت دقیق‌تر «تحقیق در رفتار آدمی بدان گونه که باید باشد»31 دانسته‌اند.
کلام امام موسی بن جعفر (ع)، «لازم‌ترین دانش برای تو دانشی است که ترا به تهذیب باطن راهنمایی کند و تباهی آن را به تو بنمایاند.»32 و این سخن که «علمی است که از فضایل و رذایل و نیز گفتار و رفتار ناشی از آن‌ها، همچنین کیفیت ظهور فعلی صفات (مثبت و منفی) نهفته در نفس بحث می‌کند.33» بر این تصویر ناظر است.
چنانچه از نظر ابن سینا اخلاق علم به خود است که مردم به نفس خویش چگونه باید بود.34 خواجه طوسی نیز می‌فرماید: «آن علمی است که نفس انسانی چگونه خلقی اکتساب تواند کرد که جملگی احوال و افعال که به اراده او از او صادر می‌شود جمیل و محمود بود.»35 به طور کلی در این تصویر درمی‌یابیم که علم اخلاق یک نوع خودشناسی برای خودسازی یا تهذیب نفس برای اتصاف به کمال است.

ب- شناخت رفتار ارتباطی
این تصویر در واقع به نحوی شناخت رفتار ارتباطی با دیگران است. و آن را آگاهی و اطلاع از عادات و آداب و سجایای بشری می‌دانند که مقصود از این کلمات مجموعه اعمال افراد انسان و اندیشه‌ها و عقایدی است که راجع به اعمال خود دارند.36
همچنین آن را علمی عمومی و کلی در مورد درست زندگی کردن دانسته‌اند37 و عده‌ای اخلاق را علم چگونه زیستن می‌دانند.38 و بر طبق تعاریف مختلف «علم آداب و رسوم»39، «علم آداب و سلوک»40 و «علم معاشرت با خلق»41 نامیده‌اند.
برخی غایت این علم را معاشرت مردم با هم ذکر کرده‌اند؛42 و اخلاق شکل اجتماعی دارد و حاصل فعالیت کسانی است که ارتباط فکری و اعتقادی معینی با یکدیگر دارند و آن را وسیله‌ای برای تحکیم منافع و عملکرد جامعه می‌دانند.43 
و برخی معتقدند که نقطه آغاز این علم از زمانی است که انسان به جستجوی زمینه معقولی برای قوانین پذیرفته شده بر رفتار برآمد که در این نقطه، از اخلاقیات و قوانین عرفی و مقررات متعارف اخلاقی درباره رفتار، به علم اخلاق و تبیین و توضیح معقول خواهد رسید.44
3-1 تحلیل چیستی علم اخلاق
تعریف علوم یا به حسب موضوع است یا غایت، علوم معرفت‌زا که در واقع محصّل معرفت هستند، نیازمند تحلیل موضوعی می‌باشند. 
حال پس از بیان تصویرهای مختلف از تعاریف علم اخلاق برحسب تعریف غایی این علم به بیان انتظارات و توقعاتمان از آن پرداخته و وظایف این را برمی‌شماریم.
الف- ارائه مدارک نهایی خوب و بد
منظور از ملاک خوب و بد تحلیل فلسفی مفهوم حسن و قبح نیست، زیرا این امر مربوط به فلسفه اخلاق است، بلکه اگر کاری خوب است این علم، تحلیل‌گر و مبین خوبی آن باشد و مانند ترازویی، خوبی و بدی افعال را ارزیابی نماید.
علم اخلاق به این مفهوم توجه دارد که عمل‌ آدمی برای آنکه کامل باشد و خبر را تحقق بخشد، چگونه باید باشد.45 
ب- ترسیم جدول فضایل و رذایل
قدم دوم این است که در علم اخلاق با توجه به ارائه ملاک، جدولی از فضایل و رذایل را برای ما ترسیم کند، یکی از دلایل نیاز به چنین جدول‌هایی در زندگی انسان این است که مردم در سنجش کارهای خویش کنجکاو و اندیشمند هستند و اصول جامعشان را جستجو می‌کنند؛ و گاهی در اندیشه‌های اخلاقی با برخی مشکلات مواجه‌اند؛ چنانچه همیشه درباره اینکه اصول اخلاقی باید بر یک تصمیم خاص ناظر باشد، مطمئن نیستند.46
اما در علم اخلاق برای ترسیم این جدول توقع ما مستقل نیست بلکه ما انتظار داریم که نکاتی را تبیین نماید.
الف- اینکه این جدول‌ها به نظام الهی و متعالی برگردد.
«عده‌ای معتقدند که تمام حقیقت این است که اخلاق از مقوله عبادت و پرستش است، انسان به همان میزان که خدا را ناآگاهانه پرستش می‌کند؛ ناآگاهانه هم از یک سلسله دستورهای الهی پیروی می‌کند.»47 و اما از نظر برخی از علمای اخلاق ثمره تهذیب اخلاق رسیدن به خیر و سعادت ابدیه است؛48 و در واقع کمال و سعادت واقعی را در تقرب به خدا می‌دانند.49
دوم- این جدول‌ها تعارض نداشته باشد.
در رفتار اخلاقی که انجامش از یک طرف نادرست و ترک آن از طرف دیگر ناروا است، فرد دچار تعارضاتی می‌شود که شاید به تنهایی قادر به حل آن نباشد، پس نظام اخلاقی باید نظامی سازگار (Consistent) باشد و با رفع تعارضات اخلاقی، افراد را مکلف به انجام فضایل اخلاقی نموده‌اند و از رذایل باز دارد. عده‌ای معتقدند که به یاری آن، فرد می‌تواند امور خود را تنظیم نماید و از تصادم محیطی که در آن قرار گرفته، مصون باشد و گاه نیز تصور می‌شود که همخوانی یا سازش منافع موجود و تمایلات متقابل و یا متناقض سودمند می‌افتد.50 و با رفع تعارضات اخلاقی فرد می‌تواند با تنظیم رفتارهای خود روابط شایسته و پسندیده‌ای با خود، خدا و محیط داشته باشد.
ج- آموزش شیوه‌های کسب فضیلت و اجتناب از رذیلت
قدم سوم این است که پس از ارائه ملاک نهایی و جدول فضایل و رذایل نیازمند به آموزش شیوه‌های کسب فضایل و اجتناب از رذایل است. 
ممکن است گفته شود که فرآیند تغییر رفتار، موضوع روانشناسی است، در پاسخ به این سئوال اشاره به چند نکته مناسب است؛ اینکه از آن‌جا که در گذشته موضوع روانشناسی و علم اخلاق یکی بود می‌توان گفت که این دو لفظ درباره یک چیز بحث می‌کند. شاید نقطه اختلاف آن‌ها این است که روانشناسی کاری بر زشتی و زیبایی، خوبی و بدی ندارد و تنها از دید رفتاری و منشأ آن‌ها که ذاتی و وراثتی است یا عارضی و اکتسابی بررسی می‌کند اما علم اخلاق به بررسی و تقسیم آن‌ها به زشت و زیبا می‌پردازد.51 به طور کلی می‌توان گفت اخلاق، علم و فنی است که به انسان چگونه زیستن را می‌آموزد.52
2. حرفه‌ای
1-2 تعریف حرفه
اما فهم اخلاق حرفه‌ای و شناخت مبانی نظری آن در گرو فهم «حرفه» به ویژه در مفهوم‌سازی‌های نوین از آن است. امروزه با پیشرفت تمدن‌های انسانی و گسترش ارتباطات اجتماعی و بین‌المللی مفهوم حرفه نیز دچار تغییر و تحولاتی گردیده که آن را از مفهوم سنتی آن متمایز می‌نماید.
در تعریف حرفه (Profession) یا کسب و کار اقوال گوناگونی قابل طرح است که به ترتیب به بررسی هر یک از این تعاریف می‌پردازیم. در مورد حرفه عده‌ای معتقدند «در یک معنای عام تنها شغل و پیشه فرد را در برمی‌گیرد و در معنای محدودتر به فعالیت معینی که موجب هدایت فرد به موقعیت تعیین شده همراه با اخلاقی خاص است، اطلاق می‌گردد.»53
در این دیدگاه مرزهای یک حرفه با شکلی از دانش و ایده‌آلی از خدمتی که مهارت حاصل از آن تا اندازه‌ای دریچه‌ای به سوی شأن و مقام آن می‌گشاید، تعیین شده است. عده‌ای در تعریف حرفه آورده‌اند که: «حرفه عبارت است از یک سری مشاغل متشابهی که در قلمرو صنعت در مقیاسی وسیع برای یک عده از افراد یک جامعه در نظر گرفته می‌شود.»54 و در مقایسه حرفه و شغل (job)که آن را مجموعه وظایف و مسئولیت‌های مرتبط و مستمر و مشخصی در جامعه به عنوان یک کار واحد دانسته‌اند؛ حرفه را طبقه‌بندی کلی‌تر و علمی‌تر از شغل می‌دانند.
همچنین برای حرفه تعریفی متمایز از وظیفه (duty) و مقام (Position) ارائه می‌کنند. عده‌ای نیز در تعریف حرفه آن را اشتغال غایتمند می‌دانند.55 و آن را از «کار» (work) متمایز کرده و در تعریف کار گویند: «حرفه‌ای که با مشکلات خاص خود همراه است»56 در واقع کار را حرفه اضطراری دانسته که در‌ آن یا ما خود را ملزم به انجام آن می‌کنیم و یا از طرف دیگران مکلف به انجام اموری هستیم.
همچنین کار را مجموعه اعمالی دانسته که انسان به کمک مغز، دست، ابزار و ماشین‌ها برای استفاده عملی از ماده روی آن انجام می‌دهد و این اعمال نیز متقابلاً بر انسان اثر می‌گذارد و او را تغییر می‌دهد.57 به طور کلی از این دو دیدگاه پیرامون حرفه و کار درمی‌یابیم که «حرفه» مفهومی عام‌تر از «کار» است به نحوی که مفهوم کار را دربرمی‌گیرد ولی تمام مصادیق کار قابل اطلاق به حرفه نیست. و نیز در تعریف حرفه، آن را یک تکلیف شغلی و کاری با کارآموزی و تعلیم که به یک زمینه از علم، هنر یا دانش اختصاص پیدا می‌کند، دانسته‌اند.58 
در رساله‌های سنتی در تعریف پیشه آورده‌اند: «پیشه فقط عبارت از دکانداری نیست» بلکه هر کاری که مردم بر دست گیرند، آن چون پیشه باشد اما باید که آن کار را نیک بدان ورزیدن تا از آن بتوان خوردن.»59
در تعاریفی که از حرفه به عمل آمده به نظر می‌رسد، حرفه نوعی فعالیت اجتماعی همراه با تخصص است که فرد ناگزیر از برقراری روابط اجتماعی با افراد جامعه است، به نحوی که همگی افراد به دنبال هدف خاصی به تلاش مستمر می‌پردازند.

2-2 تمایز حرفه در سنت و مدرنیسم
پس از بررسی تعاریف فوق به تمایز حرفه در دوره‌ها و اعصار مختلف انسانی می‌پردازیم تا با سیر تحول حرفه بیشتر آشنا شویم و در گام‌های بعدی به مقومات آن می‌پردازیم.
چنانچه گذشت حرفه در سنت به صورت نظامی سیستماتیک و قانونمند نبوده و در مشاغل و حِرَف مختلف هر یک از افراد آن خود را ملزم به رعایت اصول و قوانینی می‌دانسته‌اند که یا از دین استنباط شده بود یا از مقررات و دستورالعمل‌های عُرفی؛ همچنین به خاطر بسیط بودن و سادگی ارتباطات شغلی و حرفه‌ای، هر فرد قادر به انجام خدمت و وظیفه در پیشه و حرفه خویش بوده و بی‌نیاز از استمداد و همکاری با حرفه‌های دیگر یا همکارانش می‌نموده است.
اما درباره تمایز حرفه در سنت و مدرنیسم عده‌ای معتقدند: «تقابل موجود میان پیشه‌های قدیم و صنعت جدید، در حقیقت در مورد خاص و کاربرد دیگری از تقابل موجود میان دو دیدگاه کیفی و کمی است که یکی در پیشه‌های قدیم و دیگری در صنعت جدید غلبه دارد.»60 و نیز در هر تمدن سنتی فعالیت بشری به هر صورت که باشد همواره امری اساساً منبعث از اصول شمرده می‌شود و شاید بتوان گفت که فعالیت بشری بر اثر این پیوند نزدیک با اصول، فعالیتی «استحاله یافته» است و به جای آنکه به ظهور خارجی هدف (یعنی آنچه روی هم رفته دیدگاه غیرسنتی است) مبدل شده باشد، جز سازنده سنت و برای کسی که آن را انجام می‌دهد، وسیله مشارکت در سنت به شمار می‌آید.
به سخن دیگر فعالیت، خصلتی دقیقاً «مقدس» و صورت مناسک به خود می‌گیرد و به همین دلیل است که گفته‌اند در چنین تمدنی «هر شغلی نوعی وظیفه روحانی» است.61 
البته به مرور زمان و گسترش جوامع انسانی و فعالیت‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی نیاز به تشکیل گروه‌ها و جمعیت‌های حرفه‌ای و صنفی بیشتر احساس گردید.
بدین ترتیب در میان توده‌های مردم، عده‌ای از هم مسلکان و هم‌پیشه‌گان دور هم جمع شده و دستورالعمل‌ها و آیین‌نامه‌های صنفی و اخلاقی را تنظیم نموده و خود را موظف به ادای تکالیف دانسته‌اند؛ به طوری که در صورت مشاهده تخلف هر یک از افراد و صاحب پیشه‌گان، مورد اعتراض واقع شده و گاهی موجب طرد و راندن خاطی از گروه و صنف خویش گشته است. از این دوره‌ها آیین‌نامه‌های اخلاقی و صنفی مختلفی به یادگار مانده که از آن جمله می‌توان به «فتوت نامه چیت‌سازمان»، «فتوت‌نامه آهنگران» و غیره اشاره نمود که حکایت از توجه و ضرورت وجود چنین آیین‌نامه‌هایی دارد.62
با انقلاب صنعتی در قرن هیجدهم و پیشرفت صنایع و ماشینی شدن مشاغل و حرفه‌های مختلف از یکسو و تراکم جمعیت جوامع انسانی از سوی دیگر که موجب پیچیده شدن روابط حرفه‌ای و شغلی گردید، پرداختن به مشاغل و حرفه‌ها در این دوره نیازمند سازماندهی و برنامه‌ریزی‌های نظام یافته شد.
شکل‌گیری سازمان‌ها و مراکز حرفه‌ای جمعی موجب تدوین آیین‌نامه‌ها و کدهای اخلاقی سازمانی گردید به طوری که هر یک از افراد و اعضای سازمان موظف به اجرای تکالیف حرفه‌ای خویش بوده و سازمان‌ها نیز در قبال اعضای خود موظف به انجام قوانین و دستورالعمل‌هایی شدند.
بعدها با پیشرفت صنعت و فن‌آوری و تکنولوژی در زمینه‌های مختلف به ویژه «فن‌آوری اطلاعات» (information technology) و با پدیده بسیار مهم «جهانی شدن» (Globalization) پژوهشگران آگاه درباره امور جهانی بر این باورند که «بیش از یک دهه است که دنیا به صورت «دهکده جهانی» درآمده است و در این دهکده جهانی نمی‌توان صورتی دقیق را از کشورهای دیگر مشخص نمود.»63
رکن مهمی که از نظر عده‌ای وجود دارد این است که اگر نیاموزیم با هم زندگی کنیم و مرزهایی را که جامعه‌های خاص مدنظر ما برگرد ما کشیده است درهم نشکنیم دهکده جهانی باقی نخواهد ماند.64
و نکته دیگر اینکه چون در عصر اطلاعات، با رگبار روزانه داده‌های تازه از مجموعه همچنان در حال رشد و گسترش منابع درباره مجموعه همچنان در حال گسترش موضوعات روبرو هستیم باید به توصیه استادان بزرگ چون ارسطو توجه بیشتری نماییم چنانچه به ما آموخته‌اند که موفقیت در با یکدیگر زیستن بستگی به این دارد که چگونه به طور جمعی به زندگی‌هایمان نظم بخشیم.65

3-2 مقومات و ارکان حرفه
پس از بررسی حرفه و تعریف آن و سیر تحول حرفه در دوره‌های گوناگون در این فصل به مقومات لازم برای شکل‌گیری حرفه می‌پردازیم. به طور کلی و بدون در نظر گرفتن برهه زمانی خاصی و یا حرفه از دیدگاه گروه یا مکتب خاصی، حرفه را دارای ارکانی می‌دانیم که از کنار هم قرار گرفتن آن‌ها، شکل یافتن و حیات حرفه را به دنبال دارد.
الف- ارتباط آفرینی
حرفه به عنوان یک فعالیت اجتماعی در واقع برقراری یک نوع ارتباط را می‌طلبد. حرفه در دوره‌های مختلف انسانی همیشه ناگزیر از ارتباط آفرینی بوده است ولی نحوه ارتباط در حِرَف در دوره‌های مختلف به صور گوناگونی بوده است.
با نظر به حرفه در دوره‌های گذشته که دارای بافت‌های سنتی و جوامع ساده با آداب و رسوم قومی و محلی بوده است، درمی‌یابیم که ارتباط آفرینی بیشتر برای برطرف نمودن حوائج و نیازمندی‌های فردی و خانوادگی بوده است.
صاحبان حِرَف نیز دارای اهدافی در حدّ برقراری روابط اجتماعی در پیرامون خود و افراد پیرامون خود بوده‌اند و آرمان‌هایی فراتر از شهر یا کشور خویش کمتر می‌اندیشیده‌اند و به دلیل بسته بودن و محدودیت ارتباطات حرفه‌ای در معنای سنتی، مشاهده می‌شود که حرفه در هر سرزمین تنها قادر به برطرف نمودن نیازمندی‌های افراد همان بلاد بوده و در برقراری ارتباطاتی فراتر از آن و حتی در حد بین‌المللی با توجه به امکانات موجود در آن دوره غیرممکن می‌نمود. اما حرفه در دنیای امروز با پیشرفت‌های صنعتی، ماشینی و تکنولوژیکی در سطح جهانی از یکسو و تراکم جوامع انسانی و بالا رفتن میزان آگاهی و اطلاعات و میزان نیازمندی افراد جوامع انسانی از سوی دیگر، ارتباطات حرفه‌ای را در سایه پیدایش قراردادهای همکاری منطقه‌ای، و مرزهای ملّی مخدوش و تا حدودی کمرنگ نموده است، در واقع فرامرزی گشته و به صورت «چندملیتی» (Multinational Corporation) و حتی بین‌المللی درآمده است.66
ب- هدفمندی
از مهمترین ویژگی‌های حرفه هدفمندی آن است. چنانچه در تعریف حرفه بیان شد حرفه فعالیت غایتمند است. غایت در حرفه در واقع از علل تشکیل سازمان است بدین معنا که هر حرفه در جامعه بشری به دنبال هدفی تأسیس و شکل گرفته است. این اهداف می‌تواند به منظور درآمدزایی بیشتر، یا پیشرفت‌های مهارتی، صنعتی و تکنولوژی و یا انگیزه خدمت به افراد انسانی و غیره باشد؛ که در این میان بهتر از همه انگیزه خدمت و رفع نیازهای بشری است. صاحبان حِرَف مختلف به دنبال چنین اهداف انسانی تمام سعی و تلاش خویش را برای انجام وظایف خود به کار می‌گیرند و هر روز سعی در نزدیکی بیشتر به هدف و غایت حرفه خویش دارند.
اما گاهی این تحول جنبه بیرونی ندارد بلکه جنبه درونی دارد یعنی آدمی در جریان حرفه خود به یک نوع رضایت خاطر می‌رسد و از نظر درونی ارضاء می‌شود.67 البته غایتمندی حرفه‌ها در جوامع مختلف صور گوناگونی دارد، به عنوان مثال جوامع صرفاً مادی، حرفه‌ها در خدمت برآوردن حوائج و نیازمندی‌های مادی افراد آن جامعه می‌باشد و سعادت و کمال بشری را در رفع همان نیازهای مادی می‌دانند.
اما در جوامع دینی که علاوه بر رفع حوائج ضروری بشری، انسان دارای اعتقادات فرامادی نیز است، حِرَف نقش مهمتری را ایفا می‌کنند و در مسیر اهداف انسانی خویش به آرمان‌های بشری و فرهنگی و عقاید دینی آن‌ها نیز احترام گزارده و تقابلی در این دو زمینه ایجاد نمی‌نمایند. غایتمندی با پیشرفت جوامع انسانی دچار تغییر و تحولاتی می‌گردد، در واقع با پیشرفت در زمینه‌های مختلف، هدف حرفه‌ها نیز بالا رفته و اهداف دست نیافته‌ای را دنبال می‌نماید که خود زمینه‌ای برای پیشبرد عرصه‌های صنعتی، تکنولوژیکی و اطلاعاتی است.
ج- نیروی انسانی
از آن‌جا که شکل‌گیری حرفه، سازماندهی، توسعه و پیشرفت آن، همگی زاییده اندیشه و ذهن خلاق و توانمند انسان است و همچنین به خاطر نیاز جوامع بشری به فعالیت‌های اجتماعی و ارتباطی به نام حرفه، برای برطرف نمودن نیازهای اقتصادی، اجتماعی و غیره، روابط ایجاد شده توسط حرفه، به خاطر ارتباط آفرینی آن، در دو سوی حرفه با موجودی به نام «انسان» مواجه می‌گردد.
امروزه طرفداران «ترقی» معتقدند که پیشه امری متعلق به روزگار گذشته است. در کار صنعتی کارگر نباید از خویشتن خویش چیزی مایه بگذارد و حتی اگر کوچکترین قصد چنین کاری داشته باشد، او را منع می‌کنند.68
اگرچه با پیشرفت جوامع صنعتی و انقلاب تکنولوژی شاهد جایگزینی ماشین به جای انسان در حرفه‌ها هستیم و ابزار مؤثری به نام «رایانه» (Computer) به نظر بسیاری، جایگاه انسان را کمرنگ نموده است، که در اصطلاح موجب بیکاری تکنولوژیکی گردیده است؛ اما باید در نظر داشته باشیم که مگر نه این است که این ابزارها ساخته و پرداخته ذهن و دست موجود بی‌نظیر جهان خلقت و اشرف مخلوقات، انسان است. عده‌ای در این مورد معتقدند: «به دلیل اینکه فعالیت کارگر عبارت از به حرکت درآوردن ماشین است و بر اثر آموزش یا بدآموزی شغلی، از ابراز وجود به کلی عاجز است؛ زیرا ماشین شیئی را می‌سازد نه کارگری که ماشین را به کار می‌اندازد. بدین ترتیب انسانی که به خدمت ماشین درآید و کار او نیز از این پس دارای جنبه‌ای که حقیقتاً انسانی باشد نخواهد بود.»69
د- تخصص (مهارت شغلی)
حرفه کاری با نوعی تخصص و دانش باشد و فرد در آن حرفه تخصص لازم را داشته باشد. تخصص در حرفه‌های گوناگون متفاوت است، به عبارت بهتر هر حرفه و شغلی نیازمند مهارت و تخصص ویژة خود است، به نحوی که متخصص در هر حرفه قادر به ادامه خدمت در حرفه مورد نظر خویش است و در حِرَف دیگر از او توقع انجام وظیفه نخواهیم داشت. 
همچنین حرفه نیازمند تخصص در حیطة خویش است و حرفه‌ها بطور کلی در زمینه‌های مختلف تخصصی می‌گردد. اما واژه تخصص یا مهارت شغلی در دوره‌های سنتی با تخصص در دوران مدرن دارای تفاوتهایی است. 
تخصص برای صاحبان حِرَف در جوامع بسیط و غیرصنعتی به معنای علمی و توأم با دانش خاص اطلاق نمی‌گردید و اصولاً مهارت‌های شغلی نتیجه تجربیاتی بود که از پدرانشان یا استادان خویش قرار می‌دادند، به نحوی که خانواده، طایفه و حتی شهری ممکن بود به تخصص داشتن در حرفه‌ای زبانزد خاص و عام باشند و این‌ها در واقع گروهها و اصنافی را در کنار یکدیگر تشکیل می‌دادند و گاهی نیز به نگارش فتوت‌‌نامه‌هایی در باب صنعت و حرفه خویش می‌پرداختند. 
اما با پیشرفت فن‌آوری و علم اطلاعات (information science) و همچنین افزایش و پیچیدگی‌های حِرَف مختلف و رقابت‌های تنگاتنگ بین حرفه‌ها و مشاغل، صاحبان حرفه‌ها، نیاز خویش را به فراگیری علوم و فنون و افزایش تخصص مورد نیاز حرفه خود، بیشتر احساس کردند و هر روز سعی در افزایش مهارت شغلی خویش توأم با پیشرفت علوم و صنایع می‌نمودند تا از یک سو دوام و ثبات حرفه خویش را تضمین نموده و از سوی دیگر از رقبای حرفه‌ای خویش عقب نمانند و به فعالیت‌های حرفه‌ای خویش بیفزایند.

هـ- تقسیم کار (سازماندهی) 
پایداری، ثبات و ادامه حیات یک حرفه نیازمند سازماندهی (organization) است. از بارزترین نمونه‌های سازماندهی در حِرَف، تقسیم کار است. به سبب تقسیم کار در حرفه، جایگاه هر فرد در هر حرفه مشخص و روشن می‌گردد و در آن هنگام فرد با توجه به مسئولیتی که برعهدة او نهاده شده است موظف به انجام وظایف و کارهای خویش خواهد بود. و بدلیل چنین سازماندهی و تعیین جایگاه اعضای حرفه، نظم و سامان‌دهی خاصی بر حرفه حاکم می‌گردد، که موجب عملکرد صحیح حرفه و دوام آن می‌شود. 
البته تقسیم کار در اعصار و دوره‌های مختلف متفاوت است؛ بدین معنا که حرفه قبل از انقلاب صنعتی و در شکل سنتی و بسیط خود نیازمند برنامه‌ریزیهای بسیار دقیق و سازماندهی پیچیده نبوده است. بدین شکل که در هر حرفه، اعضای محدود آن به نحو مسالمت آمیز و با توجه به تجربیات و مصالح موجود دست به تقسیم کار زده و وظایفی را بر عهده خود نهاده‌اند و سعی در انجام آن امور به نحو صحیح داشتند. 
صاحبان حرفه بشکل سنتی با اساس نامه های سازمانی و علمی چندان سروکاری نداشته و آنچه ملاک اصلی در تقسیم کارهای آنها می‌نمود میزان «تجربه» و «سرمایه» افراد آن حرفه بود، که به صورت توافقی و اعتباری دست به تقسیم کار می‌زدند، ولی پس از انقلاب صنعتی و بازشدن پای ماشین در حرفه‌ها، تقسیم کار شکل جدی‌تر و مسئله‌آفرین‌تری بخود گرفت و این نیاز هر روز بیشتر احساس گردید. امروزه با پیچیده‌تر شدن روابط و وظایف حرفه‌ها در سطح جهانی، تقسیم بندی کارها و سازماندهی حرفه‌ها نیازمند علم و مطالعات دقیق و حساب‌شده‌ای است و «در یک حرفه بعنوان مثال از ویژگی‌های سازمان وجود سلسله مراتب اختیارات و نوعی تقسیم کار است»70 که در آن تقسیم کار جایگاه اعضا و افراد سازمان باید بر طبق اصول و ضوابط منظمی تعیین گردد، بطوری که جایگاه مدیر، کارکنان، سهامداران، مشتریان، رقبا، جامعه و غیره مشخص است و وظایف هر یک در قبال دیگر بخش‌های سازمان تعیین گردیده است. 
و- ابزار (امکانات) 
یکی از عوامل موثر در شکل‌گیری حرفه ابزار و تمهیدات ویژه و لازم برای حرفه است. هر حرفه برای پیش بردن اهداف و برنامه‌ریزی‌های سازمان یافتة خویش، نیازمند ابزار و امکاناتی است. 
ابزارهای لازم برای حرفه‌های گوناگون متفاوت است و فراهم نمودن ابزار و امکانات هر حرفه و همچنین طریقه بکارگیری و استعمال آنها در درجة نخست نیازمند افراد متخصص و آشنا به فنون و ابزارهای لازم برای آن است که در درجة بعدی این ابزارها در دوره‌های مختلف متفاوت هستند و با پیشرفت جوامع انسانی و صنایع و تکنولوژی از یک سو، نوع ابزارها و وسایل لازم در حرفه را نیز پیچیده‌تر نموده و نیازمند دقت و تخصص در تهیه و تولید است. و از سوی دیگر نقش این ابزارها و امکانات کلیدی‌تر و مهم‌تر جلوه می‌نماید؛ بنحوی که عدم بکارگیری این ابزارها در بعضی حرفه‌ها زمینة فنا و نابودی آن حرفه را فراهم نموده و مانع شکل‌گیری و حیات حرفه می‌گردد. حرفه در جوامع سنتی گذشته، دارای ابزارهای ساده و عموماً دست ساز، و صرفاً بمنظور فعالیت‌های حرفه‌ای بوده است و هیچگاه نقش جایگزینی نیروی انسانی را به خود اختصاص نداد. 
اما با انقلاب صنعتی و رواج ماشین و ماشین‌زدگی جوامع، بویژه جوامع پیشرفته صنعتی، کم کم نقش ابزارها پررنگ‌تر گردیده و از آن دوران تاکنون که با پیشرفت تکنولوژی و فن‌آوری اطلاعات که پدیدة قرن بیستم است، نقش ابزارهای فنی، ماشینی و صنعتی بسیار مهم و حیاتی می‌نماید؛ بگونه‌ای که در سالهای کنونی اقتصاددانان، مدیران و تحلیل‌گران بازرگانی معتقدند که، از آنجا که امور جهانی بگونه‌ای است که دنیا بصورت یک دهکدة جهانی درآمده است، یکی از مهمترین دلایل اطلاق صفت دهکدة جهانی به دنیا وجود ابزارهای ارتباطی و وسایل ارتباط جمعی و انتقالی پیشرفته و دستگاههای کامپیوتری ماهواره‌ها، وسایل الکترونیکی پیشرفته، اینترنت و غیره است که نقش رابط و همینطور تولیدکنندة محصولات مورد نیاز بشری را به خوبی ایفا می‌نمایند. در واقع هدف اصلی از کاربرد تکنولوژی نوین در محل کار، چیزی جز جایگزینی ماشین‌آلات بجای نیروی انسانی نیست و بدان وسیله که اقلام مصرفی (داده‌ها) به محصول (ستاده‌ها) تبدیل می‌شوند.71
ز- محیط
برای دوام و بقای یک حرفه محیط مناسب و درخور حرفه لازم است. محیطهای مختلف فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، مذهبی، اقتصادی و حتی طبیعی در شکل گیری یک حرفه نقش بسزایی دارد. در جوامع مختلف ما با توجه به نگرش‌های سیاسی، فرهنگی، قومی و قبیله‌ای شکل‌گیری بعضی حرفه ها را غیرممکن و استمرار حرفه‌های مطابق با آن محیط را همراه با رونق و دوام ملاحظه می‌کنیم؛ بعنوان مثال در جوامع اسلامی که افراد آن دارای اعتقادات مذهبی و دینی خاص شریعت خویش هستند و زندگی اجتماعی و افعال ومعیشت خویش را مطابق با احکام و مقدرات فقهی می‌پسندند، حرفه‌هایی که با هر یک از این معیارها در تضاد یا تقابل باشند، جایگاهی در بلاد خویش نداشته و قادر به شکل‌گیری و ادامه حیات نخواهد بود، یا جو سیاسی حاکم بر جوامع مختلف در یک حرفه نقش بسیار مهمی و در بسیاری از موارد مانع مهمی بر سر راه شکل‌گیری و استقرار بعضی حرفه ها می‌گردد. 
حتی محیط طبیعی نیز در حرفه نقش بسزایی دارد، بطوری که شرایط آب و هوایی و جغرافیایی هر منطقه، حرفه ها و مشاغل خاص خود را می‌طلبد بطور نمونه کشتی سازی در مناطق کویری و بیابانها یا پتروشیمی در مناطق کوهستانی و نمونه‌های فراوان دیگر، نشان از عدم دوام و استمرار حرفة موردنظر دارد. در جوامع سنتی نیز محیط بدلیل قومی و قبیله‌ای بودن نقش بسزایی در شکل‌گیری حرفه ها داشته است. 
امروز، به دلیل ارتباطات و حمل و نقل، هواپیماهای جت سریع السیر، تلفن بین الملل و شبکه‌های کامپیوتری و سخن پراکنیهای جهانی که با ماهواره کار می‌کنند این امکان را بوجود آورده‌اند که افراد در قاره های مختلف بسی سریعتر از زمانی که یک دهه قبل، افراد دو دهکدة مجاور می‌توانستند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند، تماس بگیرند»72 و در واقع محیط برای یک حرفه در دنیای امروزی بصورت جهانی و بین المللی در نظر گرفته می‌شود و در بسیاری از موارد با این جمله روبرو خواهیم شد که «به دهکدة جهانی خوش آمدید.» 

ح- سرمایه (معنوی) 
بطور کلی سرمایه قابل تقسیم بر دو بخش مادی و غیرمادی است. در زمینة سرمایه‌های مادی می‌توان از پول، امکانات و ابزار و منابع اولیه و طبیعی نام برد که هر یک دارای مفاهیم روشن و متمایز است که به عنوان ابزار آنرا در بخشی مجزا شرح دادیم. اما آنچه در این موضوع بیشتر مدنظر ماست، سرمایه به معنای دوم یعنی سرمایه غیرمادی است که از آن به سرمایه معنوی نیز گاهی تعبیر می‌کنیم. در رابطه با سرمایه‌های معنوی می‌توانیم مواردی را بر شماریم که به اختصار به توضیح هر یک از موارد می‌پردازیم: 
از جمله سرمایه‌های معنوی می‌توانیم مبانی رفتاری و اخلاق حرفه ای در حِرَف مختلف را نام ببریم. همچنین قواعد و قوانین سازمانی و اصول کاری هر حرفه که تحت عنوان «آیین‌نامه‌های حرفه ای» و «اساس نامه‌های تشکیلاتی» قابل ذکر است نیز به عنوان پشتوانه و سرمایه‌ای برای حرفه‌های مختلف محسوب می‌گردد. 
مبانی و اصول رفتاری و اخلاقی حاکم بر حرفه های مختلف در زمانهای گذشته در قالب فتوت‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌های جوانمردی شکل می‌گرفت. 
هر حرفه در هر جایگاه و هِرَم صعودی که واقع شده باشد نیازمند برقراری رفتارهای متناسب در میان افراد عضو حرفه با یکدیگر و همچنین با افراد پیرامون حرفه و مرتبط با آنها می‌باشد و در صورت عدم کارآیی لازم در جهت ایجاد اخلاق و رفتار ارتباطی در حرفه به یقین اسباب تزلزل و نزول فعالیت های حرفه‌ای فراهم خواهد آمد، زیرا از آنجایی که اولاً حرفه‌های مختلف در خدمت بشریت و جوامع بشری هستند، ثانیاً به دلیل نقش بسیار مهم نیروی انسانی در به گردش درآوردن چرخ حرفه در سطح جوامع و جهان، روشن است که تمامی فعالیت‌های حرفه‌ای جهت رفاه حال افراد بشری و به بیان بهتر برای سعادت و کمال انسان لحاظ گردیده‌اند. و این واضح است که تا زمانی که افراد گرداننده حِرَف مختلف به قوانین حقوق بشر و هویت‌بخشی به انسان و نیت خدمت به بشریت پایبند نباشند حرفة آنها به هدف آرمانی‌شان نخواهد پیوست و دچار لغزش‌ها و کاستی‌ها می‌گردد که در بسیاری از موارد حتی حیات حرفه را نیز به خطر انداخته و آنرا نابود می‌سازد. 
در جوامع صنعتی و پیشرفته، امروزه شاهد فعالیت ها و تولیدات مضر و مخالف حقوق بشر و ضد اخلاقی و گاه نیز شاهد درآمدزایی بسیار بالای این حرفه ها برای صاحبان‌شان هستیم، اما بخاطر در بر نداشتن اهداف بشری و کمال‌گرایانه و اصول غیراخلاق، هرگز از سوی جوامع انسانی و مراکز دفاع از حقوق بشر صلاحیت و رسمیت آنها پذیرفته نیستند و بنحوی غیرقانونی و غیرانسانی تلقی می‌گردند. 

3. اخلاق حرفه‌ای 
1-3 تعریف اخلاق حرفه‌ای 
اخلاق‌ورزی در نسبت با افراد، اصناف و محیطهای اجتماعی مسائل مختلفی ایجاد می‌کند، به گونه‌ای که نمی‌توان انتظار داشت اخلاق واحدی در مورد همه انسانها وجود داشته باشد و بصورتی واحد در مورد آنان عمل کند و همچنین اخلاق همواره در قالب و چهارچوب مسائل اجتماعی نظیر خانواده، طبقه، حرفه و غیره مقید است.73 پس از بحث پیرامون اخلاق و تعریف علم اخلاق و بیان ویژگیهای آن، علم اخلاق حرفه‌ای را بعنوان شاخه‌ای از علم اخلاق و بمنزله یک دانش بررسی می‌کنیم: 
در تعریف اخلاق حرفه‌ای یا اخلاق کسب و کار عده‌ای آنرا «شیوه‌های رفتاری متداول در میان اهل یک حرفه دانسته‌اند».74
با توجه به این تعریف، هر حرفه و شغلی اخلاق حرفه‌ای خاص خود را دارد که متفاوت از حرفه‌های دیگر است، مثلاً در حرفه پزشکی اخلاق حرفه‌ای را چنین آورده‌اند: «علمی است که موضوع آن بررسی مجموعه آداب و شیوه‌های رفتاری و پسندیده‌ای که صاحبان مشاغل گروه پزشکی می‌باید رعایت کنند و مجموعه صفات و اعمال نکوهیده‌ای است که لازم است از آنها اجتناب نمایند.»75 به عبارت مختصر آن را امر به معروف و نهی از منکر و آداب معاشرت در حرفه پزشکی ذکر کرده‌اند. 
یا در مورد اخلاق مدیریتی می‌گویند: «یک نوع توازن «صحیح» یا «مناسب» یا «منصفانه» بین عملکرد اقتصادی و اجتماعی یک شرکت وجود دارد و مشکل مدیریت نیز به یافتن این توازن مربوط می‌شود.»76 و در ادامه، هدف از اخلاق مدیریتی را سنجش عوامل موثر بر این توازن و بررسی ساختارهای مختلف تئوریک می‌دانند که می‌تواند به مدیریت در جهت تعیین این توازن کمک کند. 
در تعریف دیگری از اخلاق حرفه‌ای آمده: «اخلاق یک شغل و حرفة معین، قانونی است که بوسیله آن افعال را منظم می‌کند و استانداردهایی برای افرادش قرار می‌دهد.»77
برطبق تعریف فوق می‌توانیم در مشاغل و حِرَف مختلف با تعیین و تدوین آیین‌نامه‌های اخلاقی محدودة مسائل اخلاقی هر حرفه را با توجه به منافع و مقررات حاکم بر حرفه موردنظر، راه را برای پیشبرد اهداف تعیین شده در آن حرفه هموارتر نماییم. 
همچنین اخلاق حرفه‌ای را «رشته‌ای از علم اخلاق دانسته‌اند که روابط شغلی را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد.»78 در واقع تدوین آیین‌نامه‌های اخلاقی، تکلیف افراد داخل در هر حرفه را نیز مشخص نموده و روابط آنها را به نظم در می‌آورد. همچنین عده‌ای اخلاق حرفه‌ای را «مدیریت رفتار و کردار آدمی هنگام انجام کارهای حرفه‌ای»79 دانسته‌اند. 
عده‌ای نیز این علم را چنین تعریف کرده‌اند: «اخلاق حرفه‌ای تکالیف اخلاقی وظیفه‌ای و سازمانی است که سازمان در قبال محیط مستقیم و یا غیرمستقیم دارد.»80 با توجه به تعریف فوق می‌توانیم این علم را در نوع روابط سازمانها و اجتماع و همچنین نحوه برخورد و عملکرد افراد سازمانی در برابر محیط اجتماعی، فرهنگی و غیرتاثیرگذار بدانیم. همچنین آورده‌اند: «اگر لفظ اخلاق به طایفه معینی منسوب گردد، دلالت بر رفتار خاص آن طایفه دارد.»81 که آن را اخلاق حرفه‌ای نامیده‌اند. 
بر طبق این تعریف ما می‌توانیم در نظامهای اجتماعی گذشته، نمونه‌هایی از اخلاق حرفه‌ای را بیابیم، بعنوان مثال اخلاق جوانمردان که از واژة عربی «فتی»82 (juvenis) ]لاتین[ است. 
در واقع واژة «جوانی» از لحاظ جسمانی به معنای رسیدن به کمال و شکفتگی ظاهری و جسمانی انسان و از لحاظ معنوی به مفهوم شکوفایی کامل خصلتها و نیروهای درونی است.83
خلاصه آنکه فتیان گروهی بودند با آرمانهای خاصی که در برگیرندة معنویت است، معنویتی که در عالم روحانی نفوذ کرده و همة احوال و وجوه زندگی را در بر می‌گیرد و به آن روح می‌بخشد84 و فتوت در اسلام مسلکی است اخلاقی که به تهذیب اخلاق و استوار گردانیدن برادری میان مردم و فراخواندن به فضایل و شجاعت و دوری از رذایل و جبن می‌انجامد.85
در طول تاریخ گروههای مختلف از فتیان را می‌بینیم که هر یک از آنها فتوت نامه‌ای تدوین نموده و برای خود قواعد و دستورالعملهای اخلاقی خاص طایفه و صنفشان قرار داده‌اند، از آن جمله می‌توان به بعضی از آنها مثل فتوّت‌نامة عبدالرزّاق کاشانی86، فتوت‌نامه نجم الدین زرکوب تبریزی، فتوت‌نامة چیت سازان و غیره87 اشاره کرد. 
پس از بیان تعاریف مختلف از علم اخلاق حرفه‌ای و بررسی هر یک از آنها می‌توان به طور کلی و جامع، اخلاق حرفه‌ای را دانشی دانست که به بررسی تکالیف اخلاقی در یک حرفه و آثار اخلاقی آن حرفه می‌پردازد. 

2-3 بیان انتظارات و توقع از اخلاق حرفه‌ای به منزله یک دانش
یکی از مهمترین وظایف و ویژگیهای علم اخلاق را تعیین بایدها و نبایدهای اخلاقی دانستیم و گفتیم علم اخلاق با ارائه جدولی از فضایل و رذایل ما را به اکتساب فضایل و اجتناب از رذایل رهنمون می‌سازد. بطور کلی تکالیف و بایدهای اخلاقی به دو مفهوم سنتی و جدید قابل طرح هستند و اخلاق سنتی را می‌توان جدولی دانست که شامل تکالیف و شیوه‌های رفتار فردی و ارزش‌شناسی رفتاری است و نکات اخلاقی ارائه شده در این بخش گسترة محدود و ساده‌ای دارد و چندان فراتر از اخلاق فردی نمی رود، بلکه در نظامهایی چون نظام ارسطویی قسیم تدبیر منزل و سیاست مُدُن قرار می‌گیرد. 
اما در مفهوم جدید، علم اخلاق تکالیفی را مطرح می‌نماید که به نحوة ارتباط فرد با خودش، دیگران، خدا و طبیعت نظر دارد، به بیان دیگر ناظر به رفتار ارتباطی است. در رفتار ارتباطی، گستردگی و تنوع روابط به اشکال مختلف، شبکة پیچیده‌ای بوجود می‌آورد که این پیچیدگی نیازمند نظم و برنامه‌ریزی خاصی است. 
مفهوم نخست از علم اخلاق به تنهایی قادر به سازماندهی این روابط که گاهی پیچیدگی‌ها و دشواری‌های آن منجر به معضلات بزرگ اخلاقی در جامعه می‌گردد، نیست. 
اخلاق به عنوان یک نظام از ارزش‌ها (خیر و شر) و ارادة معطوف به آنها، در دنیایی که همه چیز رنگ تجارت، بازده، سود، حق الزحمه، کارآیی و بهره‌وری و مانند آنها را به خود می‌گیرد، دیگر نمی تواند به صورت یک نظام نظری به افراد درگیر عرضه شود. در جهانی که به تعبیر هابز، انسانها گرگ یکدیگر می‌شوند (یا هستند) اخلاق در جهت کاهش مشکلات و تنش های میان افراد عمل می‌کند و از آنها می‌خواهد که مسئولیت اجتماعی داشته و شهروندانی شایسته باشند.88
برای یک شغل یا موسسه‌ای که در قلمرو تأملات اخلاقی سقوط می‌کند باید سئوالاتی دربارة رفتار مطرح کند، خواه درباره اینکه چگونه یک فرد یا گروه باید رفتار کند یا درباره رفتار یک پیشة خاص.89 
در اینجا علم اخلاق با معنا، مفهوم، وظایف و عملکردهای جدیدی ظاهر می‌گردد. قبل از پرداختن به علم اخلاق در مفهوم جدید به ویژگی‌های ارتباطات در مفهوم جدید می‌پردازیم: 
1- ارتباط حداقل چهارسویه است، بدین معنا که رابطه فرد می‌تواند با خودش، دیگران، خدا و طبیعت شکل بگیرد. در اینجا فرد می‌تواند یک رابطة درون شخصی با خودش داشته باشد که این رابطه در واقع با نحوة عملکرد اخلاق به مفهوم سنتی مشترک است و در آن فرد به تهذیب و تزکیه نفس می‌پردازد، ولی در این مفهوم فرد به تنهایی و بدون در نظر گرفتن دیگران به خود نمی پردازد بلکه رابطه او با دیگران در زندگی اجتماعی و رابطه او با خدا در زندگی دینی و مذهبی و رابطه او با محیط زیست در زندگی طبیعی و مادی بر نحوة رفتار او با خودش یا اخلاق فردی او تاثیرگذار است. 
در این معنا رفتار فردی او رفتاری است که همسو و مکمل رفتار ارتباطی‌اش می‌باشد و سایر روابط نیز به این ترتیب با لحاظ اخلاق فردی او شکل می‌گیرد. 
2- همانطور که روابط چهارگانه‌ای با نظم و هماهنگی داریم، هر کدام از این ارتباطات دوسویه نیز هستند و دارای تاثیر متقابل می‌باشند. بدین معنا که به عنوان مثال رابطه فرد با دیگران تنها وظایف اخلاقی او را نسبت به جامعه بیان نمی‌کند بلکه در قبال ارتباط او با دیگران، دیگران نیز در مقابل فرد موظف به رعایت اصول اخلاقی هستند. 
3- ویژگی بعدی رفتار ارتباطی، سازمانی بودن این نحوه ارتباطات است. در واقع شبکه‌ پیچیدة روابط موجود در علم اخلاق به معنای جدید در عین پیچیدگی و پیوستگی دارای نظم سازمان یافته‌ای است که موجب عدم تعارض و تضاد می‌گردد. در این سیستم ارتباط فرد با هر یک از مقولات چهارگانه و روابط دوسویه آنها به شکل شبکه‌ای منظم صورت می‌گیرد. علم اخلاق با ارائه اصول و کدهای اخلاقی مناسب در روابط اجتماعی، حرفه‌ای، سیاسی و غیره نظم و هماهنگی لازم را در رفتار ارتباطی حاصل می‌کند. 
چگونگی اِعمال این کدها و آیین‌نامه‌های اخلاقی و میزان پای‌بندی و التزام به این قوانین نیازمند آموزش‌های رسمی و غیررسمی است که از وظایف علم اخلاق محسوب می‌گردد. 
4- نحوة ارتباطات رفتاری موجب ازدیاد و تضایف فضایل یا رذایل می‌گردد و این روابط جنبة تشدیدگرایانه دارند؛ بدین معنا که بدلیل تاثیر متقابل هر یک از این روابط و پیوستگی و سازمانی بودن آنها، وجود یک فضیلت یا رذیلت در هر یک از روابط زمینه مناسب برای ایجاد آنها را فراهم می‌آورد، بعنوان مثال وجود یک فضیلت اخلاقی در رفتار فردی مانند صداقت در جنبه‌های مختلف اجتماعی از رذایلی مانند تملق، چاپلوسی و عداوت در رفتار و کردار ممانعت بعمل می‌آورد و فضایلی مانند راستی و درستکاری در رفتار و گفتار با دیگران را موجب می‌شود و به این ترتیب با رشد فضایل و کاهش رذایل مواجه می‌شویم. 
پس از بیان ویژگی‌های ارتباط رفتاری در علم اخلاق به معنای جدید ابتدا به یکی از ارتباطات رفتاری به نام «علم اخلاق حرفه‌ای»90 می‌پردازیم. 
در اخلاق حرفه‌ای بصورت اجتماعی در گسترة حرفه‌های مختلف و روابط افراد در حِرَف با یکدیگر، سازمان و جامعه بحث می‌کند. اخلاق حرفه‌ای بمنزله یک دانش اصول کلی رفتار ارتباطی در سازمان را بصورت نظام‌مند و منظم مطرح می‌کند و بدلیل شبکه‌ای بودن ارتباطات رفتاری در سطح جامعه، این علم بر رفتار فردی، خانوادگی، اجتماعی و غیره تاثیرگذار است و در صورت اجرای کدهای اخلاقی در حرفه‌های مختلف شاهد پیامدهای مثبت و کارساز فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و غیره خواهیم بود که موجب رشد و تکامل یک جامعه در جنبه‌های فوق می‌گردد. 
هر فرد در یک حرفه یک شأن حرفه‌ای دارد که جایگاه فرد را در حرفه‌اش نشان می‌دهد و افراد با هویتهای حرفه‌ای خاص خودشان دارای روابط حرفه‌ای با یکدیگر نیز هستند که سازماندهی این رفتارهای ارتباطی حرفه‌ای، بر عهدة اخلاق حرفه‌ای است. بدین معنا که در یک حرفه نحوة عملکرد افراد در سطوح مختلف آن سازمان هویت حرفه‌ای آنها را تشکیل می‌دهد، لذا مثلاً هویت حرفه‌ای مدیر یک سازمان با هویت حرفه‌ای زیردستان متفاوت می‌باشد. 
هر یک از این افراد با هویتهای خاص خود دارای ارتباط رفتاری و تبادل اندیشه و برخورد اجتماعی هستند لذا چگونگی رفتار مدیر سازمان با بقیه افراد سازمان یا رفتار اعضای سازمان با یکدیگر یا تعهد آنها در قبال سازمان یا نحوه عملکرد آنها در قبال افراد سازمانی دارای پیچیدگی‌ها و برنامه ریزیهای دقیقی است که به عهدة علم اخلاق حرفه‌ای می‌باشد. 
بنابراین مسائل در اخلاق حرفه‌ای اصولاً هنگامی رشد می‌یابند که ارزشها در مشاغل و حِرَف خاص حاکم شوند و با ارزشهای دیگر در حین انجام و پرداختن به حرفه ناسازگار گردند؛ صاحبان حِرَف، به احتمال زیاد این ارزشها را به عنوان امر غالب و حاکمی که دیگران ممکن است درک نکنند دریافت می‌نمایند. 
تعهد به ایده‌آلهایی که آنها بیان می‌کنند در یک سطح وسیع، منشأ اعتبار و صلاحیت صاحبان حِرَف است و چنین تعهدی بوسیله شناسائی و تعیین هویت همکاران و سازمانهایی که در آن کار می‌کنند تقویت خواهد شد و آن در بسیاری از کدهای اخلاقی بکار برده می‌شود و عملکردهایشان را جهت دار می‌کند.91 
بنابراین احساس ضرورت وجود اخلاق حرفه‌ای در یک جامعه موجب پیشرفت آن جامعه در سطوح مختلف خواهد شد و با توجه به ویژگی‌ تشدیدگرایانه علم اخلاق، اخلاق برون سازمانی در تشدید عملکردهای مثبت درون سازمانی دارای نقش بسزایی است. 
اخلاق حرفه‌ای بطور کلی به عنوان یک حوزة مطالعه شناخته می‌شود.92 که دارای یک نوع جدید از ارتباطات رفتاری است و با روابط اجتماعی بصورت سنتی کاملاً متفاوت است. اخلاق رفتاری جوامع در گذشته به مفهوم بسیط اخلاق نزدیکتر بود، بدین معنا که اخلاق فردی و اجتماعی و همچنین صنفی، سیاسی، فرهنگی و غیره همه در گرو پرداختن هر فرد به خودش بود و در واقع هر فرد با تزکیه و تهذیب نفس، با اصلاح معیارهای اخلاقی و رفتاری خود، موظف به اجرای آنچه بدان مقید بود، می‌نمود. 
از جمله این رفتارهای ارتباطی می‌توان اخلاق فتیان، عیاران، شوالیه‌ها93 و قلندران را نام برد. بعنوان مثال در مورد اخلاق فتیان قابل ذکر است که فتوت در اصل مفهومی به خلق و خوی مربوط است و در صدر اسلام و عصر اسلام و عصر اموی و قسمتی از عصر عباسی مسلکی فردی بود که برخی از افراد در آن گام می‌زدند و آثارش در رفتار آنان جلوه‌گر بود، در این دوران سازمان و تشکیلاتی اجتماعی برای اهل فتوت ملاحظه نشده است.94 
کم‌کم فتوت در همه جنبه‌های زندگی، حتی در وضع حرفه‌ها و مشاغل رخنه کرده و در مشاغل گوناگون، سازمان، رسوم و قواعد آنها اثر عمیقی داشت.95 در سایه این خصلت و با رشد و توسعه آن در گسترة اجتماع «فرد مومنی که به حرفه‌ای اشتغال دارد، بصورت نمونه مطلوب در می‌آید. حرفه کسی که به فتوت می‌پیوندد، هر حرفه‌ای که باشد به نوعی خدمت شوالیه‌گری تبدیل می‌گردد.»96 البته در این دوره شوالیه‌گری جنگی به عرفانی منتقل شد. 
بطور کلی در این دوره هر فرد به عنوان یک «فتی» و جوانمردی سعی می‌نمود تا در زندگی فردی و اجتماعی خویش به نحوی خودسازی و تهذیب نفس را بکار گیرد و با وارد شدن در جرگه «فتیان» در برابر خود و جامعه ملزم به رعایت اصول و بایدها و نبایدها شرعی و اخلاقی ‌باشد. 
اخلاق در گذشته بصورت سنتی بوده که بیشتر جنبه فردگرایانه دارند زیرا استانداردهای اخلاقی میان افراد مختلف درست یا نادرست است، مگر اینکه ثابت شود آن استاندارد به راستی نوعی تعهد اخلاقی در قبال دیگران به وجود می‌آورد و منفعتی برای خود ندارد.97 
لذا امروزه این نحوه ارتباط رفتاری چندان کارساز نبوده و با پیشرفت زمینه‌های مختلف اجتماعی و پیچیدگی روابط اجتماعی و قانونمندتر شد جوامع مدنی، صرفاً پرداختن به خویش به عنوان یک فرد از یک مجموعه، پاسخگوی معضلات اجتماعی و سازمانی جوامع بشری نخواهد بود و بطور کلی فرد به تنهایی و با اتخاذ تدابیر اخلاقی و اصلاحی برای خود قادر به اصلاح جامعه و سازمان های حرفه ای نیست. 
پس از بررسی سیر تکامل علم اخلاق حرفه‌ای از گذشته تاکنون به بیان توقعات و انتظاراتی که از اخلاق حرفه‌ای بمنزله یک دانش داریم می‌پردازیم: 
یکی از وظایف علم اخلاق به طور عام و اخلاق حرفه‌ای بطور خاص ارائه ملاک نهایی در نظام اخلاقی است: هر نظامی چه دینی و چه غیردینی دارای ملاکهایی است که به عنوان شاخص در آن نظام حائز اهمیت است. اما در نظام اخلاق اسلامی ملاک نهایی «خدا» است یعنی تقرب به او ارزش و دوری از او ضدارزش است؛ لذا هر آنچه در علم اخلاق حرفه‌ای رضایت خدا را به دنبال داشته باشد، ملاک نهایی ارزش‌ها و عدم رضایت او ملاک نهایی ضد ارزشها محسوب می‌شود. 
همچنین ملاکهای دیگری مانند کرامت و حرمت انسان که موجب «عدالت» و «آزادی» در سطح جامعه بصورت کاربردی می‌گردد بعنوان شاخصهای نهایی و مقیاس سنجش رفتار فرد یا افراد در مقابل خود یا اجتماع حائز اهمیت هستند. 
از دیگر وظایف حرفه‌ای پس از تعیین شاخص‌های رفتاری، ارائه جدولهایی از فضایل و رذایل است که این ویژگی نیز درتمام نظامهای اخلاقی جایگاه خاصی دارد: 
در واقع با ارائه کدها و آیین نامه‌های حرفه‌ای تکالیف افراد در سازمان با یکدیگر، در قبال سازمان و فراسازمان را روشن می‌نماید و آنها را ملتزم به اجرای بایدها و پرهیز از نبایدها می‌کند. در هر سازمانی حداقل پنج نوع تکلیف قابل ذکر است که باختصار به بیان هر یک می‌پردازیم: 
1- وظایف اخلاقی اعضای گروه در یک سازمان: بدین معنا که افراد یک حرفه نسبت به دیگر افراد آن حرفه و همچنین در قبال سازمان مربوطه چه وظایف و التزامات اخلاقی را باید رعایت کنند و از چه موانع اخلاقی باید اجتناب کنند. 
2- تکالیف سازمان نسبت به افراد گروه: سازمان یا حرفه در قبال افراد و اعضای گروهش چه وظایف و مسئولیتهایی دارد و چه تسهیلات و امکاناتی برای بهبود زندگی اجتماعی و فردی‌شان و اصلاح اخلاقی آنها دارد. 
3- وظیفه اخلاقی سازمان نسبت به ذی نفعان: سازمان علاوه بر اینکه نسبت به اعضای گروه سازمانی خویش وظایفی دارد، آیا نسبت به دیگران مانند ارباب رجوع، سهامدار و افراد برون‌سازمانی وابسته به خود، وظایف و مسئولیتهایی دارند. 
4- تکالیف اخلاقی سازمان نسبت به جامعه: علاوه بر افراد خود سازمان و افراد فراسازمانی وابسته به آن، سازمان نسبت به جامعه انسانی و ملی و بین المللی خویش چه وظایفی دارد، آیا سازمان موظف است برای اصلاح جوامع بشری نیز قدمهایی بردارد. 
5- تعهد اخلاقی سازمان نسبت به طبیعت و محیط زیست: سازمان علاوه بر افراد انسانی و بشری بصورت درون سازمانی و برون سازمانی، آیا در قبال محیط و طبیعت نیز خود را موظف به اجرای قوانین اخلاقی خواهد دانست و آیا در صدد حفظ منابع طبیعی و زیست محیطی خواهد بود. 
بطور کلی ما در صورت وجود تعارضات، نابسامانی و نابهنجاری در حِرَف، باید به اصلاح و بازسازی آیین‌نامه‌های اخلاقی بپردازیم، چرا که ترمیم نواقص موجود در تکالیف اخلاقی حرفه‌ها و مشاغل موجب بهبود زندگی و سلامت روانی افراد در زمینه‌های مختلف می‌گردد بعنوان مثال اخلاق پزشکی، مدیریت، صنایع، اقتصاد و غیره تاثیرات مستقیمی بر زندگی فردی و اجتماعی و همچنین بین المللی افراد خواهد گذاشت. 


3-3 علم اخلاق برای کارآمدبودن در حوزة اخلاق حرفه‌ای چه ویژگیهای معرفتی دارد
در بحث گذشته پس از ذکر دوره‌های مختلف اخلاق حرفه‌ای، وظایف اخلاق حرفه‌ای را بر شمردیم، در این بحث اخلاق حرفه‌ای را بعنوان شاخه‌ای از علم اخلاق لحاظ و ویژگیهای معرفتی آنرا بررسی می‌کنیم. 
اخلاق حرفه‌ای برای کارآمد بودن باید دارای سه عنصر روشمندی، حل مسئله و داشتن مبادی باشد و این موارد از ارکان علم و دانش بودن محسوب می‌شوند. 
از نظر علم اخلاق «رفتار و کردار انسان» طوری توجیه و توصیف می‌گردد که قابل فهم و مفید بوده و محدود به جهل و نادانی نباشد؛ به همین دلیل است که علم و دانش دامنة مسئولیت اخلاقی ما را زیادتر کرده و با پیشرفت تکنولوژی نه تنها طرز تعلیم و تربیت نسل جدید تغییر کرده بلکه وظایف باطنی افراد نیز افزونتر شده است.98
بطور کلی نتیجه می‌گیریم که ما نیازمند «علم و دانشی» بنام اخلاق حرفه‌ای هستیم که بصورت سیستماتیک و هماهنگ عمل می‌کند. 
با توجه به اینکه عده‌ای معتقدند علم به تنهایی کافی نیست، اگرچه لازم است، بلکه باید نوعی آمادگی و خواست قلبی هم در کار آید. هر انسانی به حسب فطرت خود به خدا متمایل است؛ اما این تمایل باید به خواست خودآگاه او برسد و ظهور یابد تا واسطه ایمان قرار گیرد. قید اسلامی بودن یک امر، معانی مختلفی بهمراه خواهد داشت: گاهی اسلامی بودن یک چیز دارای معنای مجازی است یعنی وصف شیء به حال خود شیء نیست بلکه وصف شیء به حال متعلق شیء است مانند فلسفه اسلامی. 
گاهی اطلاق اسلامی بودن، امری محال و بی معنا می‌نماید؛ مانند زیست‌شناسی اسلامی و اما گاهی اسلامی بودن به معنای حقیقی کلمه استعمال می‌گردد و در واقع بدلیل هویت واسطه‌ای داشتن علم اخلاق، اسلامی بودن آن معنایی واقعی داشته و قابل اطلاق می‌باشد. مراد از هویت واسطه‌ای داشتن یک علم، آن است که آن علم واسطه معرفتی بین وحی و ذهن و زبان مخاطبان باشد.99 و اخلاق اسلامی معرفتی است که فضایل و رذایل اخلاقی را از متون دینی به فهم و درک انسانها می‌رساند.100
همچنین می‌توان یکی از ویژگیهای خود «اخلاق اسلامی» را توصیفی بودن این علم دانست، چرا که «اخلاق توصیفی» دانشی است که اصول اخلاقی مورد قبول یک شخص یا گروه را توصیف و تبیین می‌کند. همچنین حرفه‌ای بودن از اجزای لاینفک اخلاق حرفه‌ای محسوب می‌شود. از طرف دیگر کاربردی بودن علم اخلاق حرفه‌ای تنها با تحلیلها و تئوری‌های صرفاً نظری سروکار نداشته، می‌توانیم نتایج و دستورالعملهای اخلاق حرفه‌ای را در زندگی اجتماعی و روزمرة خود، در سطح شهر، کشور و حتی جهان شاهد باشیم. 
حرفه‌ای بودن اخلاق در زمانهای گذشته نیز بصورت فتوت‌نامه‌ها و آیین‌نامه‌های صنفی و گروهی به چشم می‌خورد بطوری که هر حرفه خود را مقید به اجرای کدهای اخلاقی آن حرفه می‌نمود. اما امروزه با تکامل جوامع بشری به دلیل پیشرفت در صنعت و فن‌آوری و وجود شبکه‌های پیچیده‌‌ای از دستورالعملهای اخلاقی، حرفه‌های مختلف نیازمند علم اخلاق حرفه‌ای نظام‌مند و دقیقی هستند. بطور کلی علم اخلاق حرفه‌ای به دلیل کاربردی بودن ناظر به مسائل عینی حرفه‌ها است و با توجه به تنوع حِرَف، هر حرفه دارای مسائل و آیین‌نامه‌های خاص خود است که تمایز هر آیین‌نامه از آیین‌نامه‌های دیگر و رفع نواقص و تدوین نهایی آنها نیز بر عهدة علم اخلاق حرفه‌ای می‌باشد. و نیز کاربردی بودن علم اخلاق حرفه‌ای با جنبه علمی و نظری بودن آن منافات ندارد و این علم مانند منطق علمی ابزرای است که با ارائه اصول و آیین‌نامه‌های علمی و عملی، موجب کارایی تمام برنامه‌های آموزشی اخلاق حرفه‌ای می‌شود و بلحاظ کاربردی بودن آن با مشاهدة نحوة عملکرد این حوزة علمی به نقاط ضعف و قوت آن پرداخته و با تغییر و اصلاح آیین‌نامه‌های حرفه‌ای موجب پیشبرد بهتر اهداف اخلاق حرفه‌ای در عرصة مشاغل و سازمانهای حرفه‌ای می‌گردد. 
گاهی اخلاق ناظر به مسائل بومی و منطقه‌ای است که در اخلاق منطقه حائز اهمیت و تاثیر شگرف است، که آداب و رسوم مناطق مختلف با طبایع افراد بومی آن و تمایل آن به مشاغل و حرف خاص آنها ارتباط تنگاتنگ دارد و مسلماً عملکردها آیین‌نامه‌های اخلاقی خاص را می‌طلبد. 
البته با پیشرفت های صنعتی و فرهنگی که در سطح جوامع صورت می‌گیرد ضرورت تغییر و تحول در این آیین‌نامه‌های اخلاق را بیشتر می‌کند و نیازمند علمِ به روز و جدید است. 
پس علـــم اخلاق حرفه‌ای ناگزیـــــر از داشــــتن ویژگی بنــام «فرهنگ وابــــسته» (Cultural index) که تنوع این ویژگی در جوامع مختلف به عواملی چون زبان، ملیّت، تاریخ، حتی موقعیت جغرافیایی و صنعت مربوط می‌شود و بالا بودن نقاط اشتراک جوامع در موارد فوق تقریب فرهنگی و اخلاقی بهمراه خواهد داشت. 
در اخلاق حرفه‌ای نیز با توجه به حِرَف و مشاغل از علوم مختلف استفاده می‌شود، بعنوان مثال در اخلاق پزشکی از علوم مختلفی چون روانشناسی، علم دین، جامعه شناسی، علم زیست شناسی و غیره بهره‌برداری می‌شود؛ و همه این علوم دست به دست هم داده تا مسائل این علم در عرصه حرفه‌ها، میان رشته‌ای باشد. 
اکنون میان رشته‌ای بودن اخلاق حرفه‌ای را از طریق استدلال به اثبات می‌رسانیم تا برای همگان روشن و واضح باشد: 
(صغری) مسائل حرفه‌ای «چندتباری»101 (multiple origins)‌اند. 
(کبری) مسائل چندتباری فقط از طریق «روی آوردهای میان رشته‌ای» (interdisciplinary approach) بدست می‌آید. 
(نتیجه) مسائل اخلاق حرفه‌ای فقط از طریق روی آوردهای میان رشته‌ای بدست می‌آید. 
یعنی مسئله واحد، در گستره‌های مختلف و در یک روند طبیعی موضوع بحث رشته‌های مختلف باشد، اعم از اینکه نتیجه واحد داشته باشد و یا نتیجه واحد نباشد. 
پس از روشن شدن صحت مقدمات قیاس، استدلال ما منتج به نتیجه بوده و نتیجه بدست آمده از اعتبار منطقی و عقلی برخوردار است و آن اینکه مسائل اخلاق حرفه‌ای فقط از طریق روی‌آورد میان رشته‌ای حاصل می‌گردد و به بیان دیگر یکی از ویژگی‌های علم اخلاق در حوزه حرفه میان رشته‌ای بودن آن است. 
از آنجا که موضوع اخلاق را بسیاری از علمای اخلاق «انسان»102 دانسته‌اند، می‌توانیم اخلاق را چه به معنای رفتار فردی و چه رفتار ارتباطی، علمی انسانی بدانیم؛ چرا که دو سوی رابطه یا حداقل یک سوی آن قطعاً انسان خواهد بود، و دربارة افراد انسانی و هویت انسانی بحث می‌کند. پس هیچ نظام اخلاقی نباید با انسانیت و منافع انسانی در تضاد باشد. 
اما معنای دوم از بشری بودن نیز نشان می‌دهد که اصول و قوانین اخلاقی نباید خارج از محدوده توانایی‌های بشر باشد و توسط فرد یا افراد جامعه و سازمان قابل اجرا بوده و در رفتار و کردار آنها مشهود باشد. 
اما مهمترین نتیجه‌ای که از بشری بودن علم اخلاق حرفه‌ای حاصل می‌گردد، متعالی نمودن انسان است، زیرا هدف از این علم را عده‌ای رسیدن انسان به درجه کمال و سعادت او را تقرب الهی و رستگاری و فلاح او دانسته‌اند.
همچنین با توجه به اینکه اخلاق دانش صرفاً نظری نیست که به تحلیل و تبیین امور بسنده کند، زبان آن با فلسفه و منطق تفاوت اساسی دارد و زبان خاصی را می‌طلبد که در پرتو آن به توصیه اخلاقی بپردازد و با برانگیختن عواطف و هیجانات افراد انسانی آنها را به انجام تکالیف اخلاقیشان رهنمون گردد. 
علم اخلاق به معنای عام و اخلاق حرفه‌ای به معنای خاص بعنوان علومی که در صدد فراهم نمودن بستر مناسب برای سعادت و اصلاح بشر و زندگی بشری‌اند، به وضع و ایجاد یکسری قوانین و دستورالعملهای اخلاقی می‌پردازد. البته نه به معنای «قراردادی محض، شبیه مفاهیمی که در حقوق بکار می‌بریم مانند ملکیت، ریاست، زوجیت و ... که نه ما بازای عینی دارد و نه یک تمایل تکوینی انسان به آن تعلق می‌گیرد و صرفاً امری قراردادی و وضعی است.103» و نه به معنای قرارداد محضی که اشاعره وضع آن را به شارع مقدس نسبت می‌دهند و هر چه از نظر شارع خوب و حسن است، اخلاقی و هرچه بد و قبیح است غیراخلاقی بدانیم و در واقع اختیار و اراده را از انسان سلب نموده و برای اخلاق واقعیت خارجی قائل نباشیم. بلکه ما معتقدیم اصول و قوانین اخلاقی واقعیت‌هایی با معیار و ملاک دائمی و حقیقی هستند و انسان بصورت تکوینی برای رسیدن به سعادت تمایل به سوی خیر و اعمال آن دارد و از شر و بدی دوری می‌گزیند؛ بعنوان مثال در اخلاق اسلامی ما با مراجعه به آیات قرآنی و روایات به وضع اصول اخلاقی می‌پردازیم که با فطرت کمال‌جو و حقیقت طلب ما کاملاً در تناسب است، چنانچه با اندیشه در آیه شریفة «ویلٌ لکُلِّ اَفَّکٍ اَثیم» (جاثیه/1) به این مهم رهنمون می‌شویم که «دروغ گفتن بد است»، «دروغ فعل غیراخلاقی است.» و از موانع کمال انسانی محسوب می‌گردد. در واقع با استناد به آیات و احادیث که دارای ثبات و دوام هستند حکم اخلاقی مانند «دروغ بد است» را استنباط نموده و بصورت عام و کلی وضع و قرارداد می‌نماییم. 
در حیطة اخلاق حرفه‌ای نیز به وضع قوانین و آیین‌نامه‌هایی می‌پردازیم که در درجة نخست با فطرت بشری، اعتقادات و ارزشهای انسانی در تضاد نباشد و مبتنی بر معیارهای ثابتی باشد و در درجة بعدی همسو با شرایط اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و ... به هدف معین شده بیندیشد. 
در مورد تفاوت اخلاق و حقوق و قوانین وضعی در جوامع انسانی نیز آورده‌اند: «غایتی که در قوانین منظور است به نظم جامعه باز می‌گردد. البته نظمی که نشان از افعال اختیاری انسان باشد. در هر زمان، حقوقدان و قانون‌گذار می‌اندیشد به چه صورتی نظم در جامعه بهتر برقرار می‌شود و اجتماع به خواسته‌های خودش بهتر می‌رسد، بحسب آنچه عقلشان می‌رسد یا محیط خاص و زمان و مکان خاص اقتضا می‌کند قوانینی وضع کند.»104
نکته دیگری که در مورد قراردادی بودن کدهای اخلاق در خور توجه می‌نمایاند این است که با توجه به رشد جوامع بشری و پیشرفت صنعت و تکنولوژی‌، در حوزة کسب و کار و مشاغل با پیچیدگی روابط و ارتباطات شبکه‌ای مواجه می‌گردیم که قوانین و دستورالعملهای اخلاقی گذشتگان کارساز نبوده و ما را به نتایج مطلوب نمی رساند. در نتیجه ما نیازمند وضع و جعل قواعد و آیین‌نامه‌های اخلاقی جدیدی هستیم که در عین تناسب با فطرت تکوینی بشری و ارزشی بودن، دچار تغییر و تحولات بنیادی می‌گردد. 
لذا نمی توانیم علم اخلاق را علمی طبعی و خارج از اختیار و ارادة انسان بدانیم و اخلاق حرفه‌ای بعنوان شاخه‌ای از علم اخلاق، علمی وضعی و قراردادی است. با توجه به اینکه هر مطلوبی را نمی توان در ردیف ارزشهای اخلاقی قرار دارد چنانچه در تعریف ارزش‌های اخلاقی آورده‌اند: «آن مطلوبی است که برای روح انسان در اثر عمل اختیاری و به انگیزه خواستهایی فوق غرایز حیوانی انجام می‌گیرد.»105
اخلاق حرفه‌ای علم ارزشی است بدین معنا که دستورالعملهای اخلاقی در حرفه‌های گوناگون بنحوی روی سوی تکامل و سعادت انسانی دارد و به خواسته‌های متعالی انسان ارتباط می‌یابد. و اِعمال کدهای اخلاقی در یک سازمان علاوه بر نتایج مثبت مادی و اجتماعی که به دنبال دارد به منظور حفظ حرمت و هویت انسانی و تقویت آن جهت تکامل بشر بکار گرفته می‌شود و از سوی دیگر ارزشی بودن اخلاق حرفه‌ای موجب تعادل و توافق دو بعد مادی و غیرمادی انسان می‌گردد، بگونه‌ای که انسان در عین حال که ناگزیر به پیشرفت و تکامل در زمینه‌های مادی و غریزی خود در حد مجاز است و به رفاه دنیوی خویش از نظر اقتصادی، صنعتی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و ... می‌اندیشد، لحظه‌ای از اندیشة تعالی و تکامل بشری و دستیابی به هدف الهی خویش باز نخواهد ماند و چنانچه بار ارزشی از کُدهای اخلاق حرفه‌ای حذف گردد، این هدف متعالی بصورت اجتماعی و ارتباطی رخت بر می‌بندد و تعالی انسانی جنبه فردی یافته و محدود به تلاشهای شخصی برای تهذیب و تزکیه نفس می‌گردد. لذا اخلاق حرفه‌ای علاوه بر بایدها و نبایدهای ارتباطی که مطرح می‌سازد و اهداف سازمانی را دنبال می‌نماید، به ایجاد حریم امن انسانی و تقویت انسانیت و اخلاق متعالی انسانی همت می‌گمارد.


4. نظام‌های مختلف اخلاقی در اخلاق حرفه‌ای
بررسی نظام‌های اخلاقی در حوزه کسب و کار مانند سودانگاری، تکلیف‌گرایی، عدالت توزیعی و آزادی فردی بعنوان عمده‌ترین مکاتب اخلاقی در جهان و مقایسه اصولی بین آن‌ها به منظور یافتن اصول مشترک و متفاوت هر یک و بیان انتظارت‌مان از این نظام‌ها جهت ارائه ملاک نهایی اخلاق و جدول ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها، علاوه بر اینکه موجب روشن شدن نقاط قوت و ضعف این نظام‌ها می‌گردد، ما را در شناخت عمیق‌تر علم اخلاق حرفه‌ای، یاری می‌نماید.
در علم اخلاق برای تعیین بار ارزشی یا ضد ارزشی یک فعل نیازمند نوعی استدلال (Justification) هستیم که ما را به ملاک نهایی اخلاق می‌رساند. در واقع ساختار استدلالی مانند قیاس، متشکل از مقدماتی است که از طریق آن‌ها به انتاج نتیجه رهنمون می‌شویم. لذا نیازمند تشخیص صحت و سقم مقدمات و اثبات درستی آن‌ها، به ویژه مقدمه کلی استدلال هستیم؛ آنگاه به استدلال دیگری که منتج آن مقدمه کلی است، می‌پردازیم و باز این استدلال نیز دارای کبرایی است که باید اثبات گردد؛ ولی از آن‌جا که زنجیره استدلالات یقینی به ویژه استدلالات اخلاقی نمی‌تواند بی‌فرجام و نامتناهی گردد، ما را به ملاک نهایی در‌ آن اصل اخلاقی می‌رساند. در این مجال نیز با تأمل در سیستم‌های اخلاقی مورد نظر، سعی در یافتن ملاک نهایی آن‌ها هستیم تا دستورالعمل‌های اخلاقی را ارزیابی و کاربردشان را در حرفه و کسب و کار بررسی نماییم.


1-4 مکتب سودانگاری (Utilitarianism)
در تعریف این مکتب آورده‌اند: «مکتبی است که معتقد است کار صواب به آن است که خیر و سود هرچه بیشتر به جهانی ارزانی دارد.106
به بیان دیگر اساس اخلاقی این مکتب بر سودمندی یا اصل بزرگترین خوشبختی می‌باشد،107 همچنین آورده‌اند: «مذهب اصالت نفع قوانینی است که مراعات آن‌ها موجب بیشترین لذت و زیر پا نهادن آن‌ها منتهی به افزونی بدبختی‌های بشر می‌شود.108
انسان باید در مورد هر چیزی در زندگی مبتنی بر توانایی‌اش قضاوت کند تا بزرگترین سعادت فرد را ترویج دهد.
سودانگاری نظریه‌ای است در مورد خوبی و درستی که بر طبق آن تنها چیز خوب، فایده و سود است و فاید باید، در یک راه، به صورت حداکثری لحاظ شود.
در واقع این تئوری خوبی و بدی اخلاقی را به وسیله نتایج یا سبب‌های یک عمل، یک قانون تعیین کند و عقیده‌ای است که در آن افعال درست و غلط به وسیله خوبی و بدی نتایج‌شان تعیین می‌شوند.109
بر طبق تعاریف فوق از نظرگاه این مکتب، فعل درست، فعلی است که قطعاً یا احتمالاً حداقل بعنوان مقدار خوبی درونی نتیجه خواهد داد. یا فعلی است که در صورت تمایل به سعادت، خوب و درست و در صورت عکس بد می‌باشند.110
با بررسی نظرات و تعریف‌های موجود در این مکتب اخلاقی می‌توانیم اصول اساسی آن را در معنای سنتی و ایده‌آل از هم متمایز نماییم:
مکتب اصالت فایده در معنای سنتی، مفهوم فایده و سود را محدود نموده و تنها «لذت» را عامل سعادت انسان‌ها می‌شمارد.
بر طبق این تفسیر، سودانگاری سنتی یک نوع خاص از سودانگاری است که در آن لذا را به عنوان خوبی لحاظ می‌کنند.111 به عبارت دیگر در این اندیشه «لذت بالذات تنها چیز خوب است و درد و رنج تنها چیز شر است و سعادت شامل لذت می‌شود. »112
از مهمترین نمایندگان سنتی «جرمی بنتام» (Jermy Bentham) و «جان استوارت میل» (John- Stuart- Mill) هستند که بعدها میل درصدد برآمد تا مصادیق مختلفی برای سعادت منتشر کند و در واقع اختلاف کیفی بین انواع مختلف لذت لحاظ نماید.113 در قرون اخیر در انگلستان این نظریه تغییر شکل یافت و بر طبق آن عمل صواب و درست آن است که موجب خیر و سعادت و صلاح باشد.114 این اندیشه که به سودانگاری ایده‌آل معروف است به گستردگی معنای فایده و سود انجامید.
سودانگاری ایده‌آل مبتنی است بر اینکه دیگر چیزها و همچنین لذت خوب هستند115 و این تعریف عمومی درستی و فایده‌مندی یک عمل را با معیار افزودن شادی انسانی و کاستن درد و غم بشری تعیین می‌نماید.116
به طور کلی سودانگاری ایده‌آل اجازه می‌دهد که چیزهای دیگری نیز خوب باشند و حتی مهمترین خوب‌ها باشند و این روش خشنودی از آرزو داشتن را جایگزین لذت بردن می‌نماید.117
با توجه به بررسی‌هایی که در مورد تعریف این مکتب انجام گرفت، معیار و ملاک نهایی را در این مکتب بر مبنای سود و فایده قرار داده‌اند، و در تعریف نفع آورده‌اند: «نفع به معنای واقعی عبارت از تأمین سعادت برای دیگران است زیرا عالی‌ترین طریق برای خوشبختی هرکس عبارت است از «تأمین بهترین و بزرگترین خوشبختی‌ها برای بیشترین افراد.»118
در این باره بین بنتام و استوارت میل اختلاف آراء وجود دارد، دیدگاه بنتام منفعت عمومی مطلوب لغیره است؛ بدین معنا که منفعت عمومی فقط در راستای منفعت خصوصی است که هدفمند می‌گردد حال آنکه از نظر میل هدف اصلی منفعت همنوعان بوده و به سعادت جامعه انسانی می‌اندیشد.
البته همانگونه که در مباحث قبل بیان گردید، عده‌ای این ملاک را با مفهوم «لذت» متلازم دانسته و می‌گویند: «فایده و لذت پشت و روی یک سکه و دو تعبیر برای یک واقعیت‌اند، لذت جنبه نفسانی چیزی را تشکیل می‌دهد که جنبه عینی و خارجی آن را سود می‌نامیم.»119
در این مجال به دنبال نقد و ارزیابی این مکتب اخلاقی هستیم و انتقادات وارد بر این اندیشه را برمی‌شماریم:
یکی از نقاط ضعف این مکتب که به عنوان مکتبی اخلاقی مطرح گردیده است، عبارت است از اینکه مقصود صاحبان این اندیشه از مصلحت و سود، تنها سود و بهره دنیوی است. و تکیه آن بر منافع و لذات دنیایی است در حالی که لذات اخروی موجب بیشترین و پایدارترین خوشی برای انسان می‌باشد.120
در واقع اخلاق سودانگاری با در نظر گرفتن جهان‌بینی پدید آورندگان آن چیزی بیش از یک اخلاق حیوانی نیست که تمام هدف آن لذت بیشتر و رنج کمتر است؛که از روی حسابگری به این خواسته‌های حیوانی دست می‌یابد.
در این اخلاق به طور کلی خصائل عالی انسانی قابل توجیه نیست و باشکوه‌ترین صحنه‌های ایثار و فداکاری، عشق و فداکاری کاملاً در این دستگاه رنگ باخته و دارای توجیه عقلانی و عاطفی نمی‌باشد.
ابن‌سینا نیز در کتاب اشارات به این نکته اشاره می‌کند و معتقد است: «فقد بان انَّ اللذاتَ الباطنه مُستعلیهٌ علی اللذاتِ الحسّیهِ»121
که در شرح سخن ایشان آورده‌اند: «همانا به اذهان مردم پیش می‌گیرد که خوشی‌های برتر و پرتوان همان خوشی‌های حسی است و به جز آن خوشی‌ها ناچیز است و همه آن‌ها خیالاتی است که واقعیت ندارد.... ممکن است یادآوری و گفته شود... هرگاه بر مردان بخشنده و بزرگوار لذت یک بخشش پیش آید آن را بر لذت‌های حیوانی رجحان می‌دهند؛ همان لذتی که مورد رقابت مردم واقع شده است و در آن دیگران را به خود مقدم می‌دارند، در حالی که به سوی انعام و بخشش می‌شتابند. همچنین است حال بزرگ نفس، و با شرافت که گرسنگی و تشنگی را در برابر حفظ آبرو خوار می‌شمارد. و پیش این گونه مردمان بلند همت ترس از مرگ و هلاکت ناگهانی به هنگام مبارزه با همآورد و حریف ناچیز به شمار می‌آید. و چه بسا که شخص برای لذت ستایش، هرچند که بعد از مرگ وی باشد، تنهایی بر لشکری حمله کند و خود را به خطر اندازد، گویا که این لذت در حالی که او مرده است به وی خواهد رسید.»122
و حتی ابن‌سینا برتری لذات باطنی را بر لذات حسی خاص انسان نمی‌داند و در این باره می‌گوید: «و لیس ذلک فی العاقل فقط بل و فی العجم من‌الحیوانات»123 به طور کلی از نظر شیخ‌الرئیس لذات باطنی و عقلی برتر از لذات ظاهری هستند؛ که با توجه به این کلام محدود نمودن لذت به لذات ظاهری و حسی در مکتب سودانگاری، از دیگر مواردی که پیرامون این مکتب مورد انتقاد واقع گردیده است؛ ناظر به نظر خاص بنتام پیرامون توجه به منفعت شخصی در پرتو منفعت عمومی است که در قالب دو نکته بیان گردیده است: یکی هنگامی است که منفعت عمومی در کار است ولی نفع شخصی نیست و دیگری هنگامی که نفع شخصی وجود دارد ولی پای منفعت عمومی در میان نیست. در واقع این شعار بنتام که مصلحت جامعه را وسیله‌ای برای منفعت فرد لحاظ می‌کند با اصل و اساس این مکتب مبنی بر «بیشترین سود برای بیشترین افراد» کاملاً منطبق نیست؛ و از سوی دیگر اگر عملی، منفعت جامعه را تأمین کند ولی برای فاعل آن فایده‌ای دربرنداشته باشد. از نظر بنتام عملی اخلاقی نمی‌باشد، حال آن‌که او نماینده مکتب اصالت منفعت عمومی است و خود تعارضی در معنا است.
همچنین نظریات خاص میل نیز در مواردی قابل انتقاد است که در قالب دو نکته مطرح می‌کنیم: نخست اینکه «وی با اصالت دادن منفعت عمومی، تنها کارهایی را ارزیابی کرده است که برای جامعه سودی داشته باشد با اینکه برخی اعمال کاملاً جنبه فردی دارند و ارتباطی با دیگر افراد جامعه پیدا نمی‌کند ولی او ملاکی برای ارزیابی اینگونه افعال و اعمال ارائه نکرده است.»124
و دوم اینکه میل معیار مشخص و واضحی برای ترجیح منفعت عمومی بر منفعت فردی و شخصی ارائه ننموده است و این از مواضع نقص و کاستی نظریات میل محسوب می‌گردد.
همچنین می‌توانیم از ایرادات سودمندگرایی را امکان استثمار (exploitation) بدانیم در جایی که قرار نیست کسی به شکلی خیلی بد ضرر و آسیب ببیند؛ توضیح آنکه چنانچه همواره توجیه منافع برای اکثریت جامعه از طریق تحمیل فداکاری ها یا مجازات‌ها بر اقلیتی کوچک از جامعه امکان‌پذیر بدانیم، در واقع نوعی استثمار و بهره‌جویی صورت گرفته است.125
یکی دیگر از انتقادات وارد بر مکتب اصالت نفع بر این است که: «آن‌ها می‌پندارند که می‌توان نفع فرد را هم‌آهنگ نفع جمع ساخت، به طوری که فرد رعایت دیگری را مقدم بر نفع خویش بداند.»126
و حال آن‌که از نظر عقلی ترغیب فرد «خودکامه» و «سودجو» به این امر دشوار می‌نماید و به نظر می‌رسد که فرد ترجیح می‌دهد که جای برتری دادن منافع جامعه بر سود خویش، دست به کاری نزند و گوشه‌ای بنشیند و از سوی دیگر با «بی‌غرضی و عدم توجه به نفع شخصی و نفع جمع نمی‌توان اصالت فلسفه مبتنی بر لذت و بالتبع نفع طلبی را پذیرفت زیرا این فلسفه در درون و بطن خود، دارای تناقض است.»127
به طور کلی نتیجه می‌گیریم که این مکتب اخلاقی با مکتب اخلاقی اسلامی متفاوت می‌باشد و نمونه‌ای از تفاوت‌های محسوس این دو مکتب عبارت است از اینکه دیدگاه سودانگاری، سود شناخته شده و معلوم را مد نظر قرار داده و به آن بهاء می‌دهد، حال آنکه در نظام اخلاقی اسلام، انسان را در بعضی موارد به پیروی از دستورات و آئین‌هایی سفارش می‌نماید که خویش از مصالح دنیوی و اخروی آن آگاه نیست.



2-4 مکتب تکلیف‌گرایی (De ontological theory)
بر اساس این نظریه، ارزش اخلاقی هر عملی، به نتیجه آن بستگی ندارد، زیرا نتیجه آن در زمان اخذ تصمیم مشخص و معلوم نیست، ولی ارزش آن عمل به نیت شخص تصمیم‌گیرنده بستگی دارد.128 در واقع ما وظایفی نسبت به دیگران داریم.
عده‌ای در تعریف این مکتب آورده‌اند: «اخلاقی است که معتقد است دست کم بعضی افعال اخلاقی را می‌توان یافت که با قطع نظر از نتایجی که به بار می‌آورند، انجام آن‌ها برای انسان الزامی است و این الزام در خود افعال قرار دارد.129
همچنین در تعریف دیگری درمی‌یابیم وظیفه‌شناسی مکتبی است که معتقد است برخی افعال الزام‌آور از نظر اخلاقی نسبت به نتایجشان برای سعادت و بدبختی بشری بی‌اعتنا هستند.130
عده‌ای معتقدند: «تکلیف‌گرایی مبتنی بر این تصور است که یک وظیفه یا آنچه درست است با سیستم اخلاقی که بر ایده‌ای مبتنی است که کاری خوبی را به دست آورد و یا شرایط ضروری برای زندگی خوبی را فراهم آورد، متناقض است.»131 و مکتبی است که بر نظریه ارزش، اعتقادی که یک فعل ممکن است شناخته شود تا درست باشد بدون ملاحظه خوبی آن یا دست کم فعلی که ممکن است درست باشد، مبتنی است.132
در واقع نظریه‌ای است که التزام و تعهد یا وظایف اخلاقی را لحاظ می‌کند و آنچه با لذات و صرف نظر از نتایج‌اش درست یا غلط است که بر نمونه‌های مطلق اخلاقی و حقوق انسانی تأکید دارد.
به طور کلی در نظر ایمانوئل کانت (Immanuel Kant) برای عمل اخلاقی، نباید رفتار را به وسیله روابط عاطفی یا احساسی همانند همدردی، رحم و شفقت و جستجوی لذت تبیین کرد، بلکه چنین توصیه می‌شود که آن باید به وسیله تکلیف و پیروی از قانون اخلاقی که در ضمیر انسان نهفته است، انجام گیرد.133
در واقع کانت جز ادای تکلیف هر نوع انگیزه اخلاقی را طرد و رد می‌کند؛ البته افعال خیرخواهانه، به اشکال مختلف مورد تقبیح واقع نمی‌گردد ولی بر طبق اندیشه‌های اخلاقی کانت ارزشی اخلاقی به افعالی تعلق می‌گیرد که به سبب تکلیف و وظیفه انجام می‌گیرد. این وظیفه و تکلیف از نظرگاه کانت امری «مطلق» بوده و مشروط بر هیچ قید و شرطی نیست،134 که به صورت حکم بدیهی عقل عملی و از احکام پیشنی بوده و اختصاص به فرد خاص و شرایط و نتایج خاص نداشته باشند.135
نکته دیگری که در مورد تکلیف اخلاقی قابل توجه است، نسبت به رابطه تکلیف با اختیار و آزادی است؛ بدین معنا که چنانچه همه چیز برای انسان، ضروری بود و انسان از آزادی و اختیار بهره‌مند نبود، وظیفه اخلاقی و تکلیف و الزام برای او معنی نمی‌داشت.136
بنابراین از نظر کانت افعالی اخلاقی و پسندیده هستند که انسان از روی اراده و اختیار و برای ادای تکلیف و وظیفه انجام دهد. پس از توضیح و تبیین مکتب تکلیف‌شناسی درصدد یافتن معیار و ملاک نهایی در این مکتب اخلاقی هستیم. این مکتب پیرامون واژه «تکلیف» یا «وظیفه» یا «تعهد» می‌گردد، در واقع برای آگاهی بیشتر از این معیار، به معنا و مفهوم تکلیف و وظیفه می‌پردازیم:
عده‌ای معتقدند تکلیف را عمل کردن ناشی از احترام به قانون تعریف نموده‌اند.137 و همچنین آن را «رفتاری می‌دانند که وضع شخص نسبت به اشخاص دیگر موجد آن است.»138 عده‌ای از متخصصین اخلاق به نحوی خاص، تکلیف را تعریف نموده‌اند چنانچه گفته‌اند: «تکلیف چیزی است که وجدان آن را واجب نماید؛ امری قطعی است که قانون اجراء آن را لازم می‌شمارد.»139
به طور کلی در تعریف و مفهوم تکلیف در واقع نوعی تعهد و معنای لازم نهفته است، حال در پاسخ به این پرسش که چرا تکلیف همیشه همراه با تعهد و الزام است؟ با توجه به این که تکلیف یک الزام اخلاقی است که یک واسطه نسبت به فرد دیگری دارد و وظایفی که نسبت به فرد دیگر هست معتقدیم که تکلیف امری است که محتاج تعلق است یعنی تکلیف در واقع به معنای تکلیف کسی بر کسی در خصوص امری است و از آن جا که توجه به این متعلق نوعی باید و الزام به همراه دارد، به رمز همراهی تکلیف و تعهد پی می‌بریم.
عده‌ای برای تکلیف تقسیم‌بندی ذکر نموده‌اند و آورده‌اند: «بیشترین تکالیف شامل دو طبقه مهم از وظایف می‌شوند: نخست وظایفی که از روابط شخصی و اجتماعی که ما با دیگران داریم، وجود دارند. والدین نسبت به فرزندان و فرزندان نسبت به والدین وظایفی دارند، عموم مردم در خصوص مشاغلشان و شرکت‌هایی که به شغلشان مرتبط است، وظایفی دارند؛ بدهکاران نسبت به پرداخت بدهی به بستانکاران جهت حفظ وعده و قول ضامن و برگردان آنچه نزد قرض دهندگان به عاریه گذاشته شده است وظایفی دارند. دوم وظایفی که در روابط سیاسی، روابطی که داوطلبانه وارد آن می‌شویم، برعهده ماست.140
همچنین گاهی فلاسفه اخلاق واژه «تکالیف اخلاقی» را با توسع به کار می‌برند، به طوری که انواع وظایف را دربرمی‌گیرد اما این امر برخلاف کاربرد متعارف و بالقوه گمراه کننده است.141 جی. ای. مور نیز پیشنهاد می‌کند که اصطلاح «تکلیف» را فقط در مواردی به کار ببریم که انجام عملی که تجویز می‌شود به شدت مخالف میل باشد.142
اما یکی از اشکالات وارده بر مکتب اخلاق کانت عبارتست از اینکه «سیستم اخلاقی کانت هرچند برای بعضی دارای کشش است، اما پایه‌ها و راه‌های اثبات مطالب درست نیست.»143 یکی دیگر از موارد نقص این مکتب این است که او را در بحث نقد عقل نظری دچار اشتباه کرده و بسیاری از مفاهیم واقعی را که حاکم بر حقایق وجودی است، ساخته و پرداخته ذهن انسانی دانسته است.144 و چنین امری دست عقل را از تطبیق احکام استنباطی خود بر سراسر عالم وجود کوتاه کرده است، همچنین، در این مکتب فضیلت از سعادت جدا شده است و به قول خود کانت او امر تأکیدی را، امر اخلاقی ندانسته است؛ حال آن‌که سعادت حقیقی دقیقاً با فضیلت هماهنگ است.
ایراد دیگری که بر مکتب تکلیف‌گرایی وارد دانسته‌اند، این است که اخلاق وی به صورت ظاهر و مبتنی بر این اساس است که خیر را فرع تکلیف و حتی تابع امر مطلق می‌شمارد.145
همچنین گفته‌اند: کانت در اخلاق، از هرگونه عامل انفعالی سلب اعتبار کرده و احساسات را بی‌ارج و ناچیز شمرده است.146 انتقاد دیگر بر وظیفه‌گرایی عبارت است از اینکه گرچه این مکتب روشی مناسب برای ارائه دلیل اخلاقی است، اما در این حالت اولویت‌ها و درجات و مراتب وجود ندارد.147

3-4 مکتب عدالت توزیعی (Distributive Justice)
نظریه عدالت توزیعی به عنوان یک مکتب اخلاقی توسط جان رالز (John Rowls) متولد 1921 م در «بالتیمور» (Baltimore) و عضو دانشگاه هاروارد، فیلسوف آمریکایی و نظریه‌پرداز سیاسی پیشنهاد شده است.148 که با تلاش در دهه 1950 تا 1960 نظریه عدالت را به روشنی بر اساس برتری یک ارزش واحد به نام عدالت، مطرح نمود.
از مهمترین آثار او «تئوری عدالت» (Theory of justice) (1971 م) یکی از متن‌های نخستین در فلسفه سیاست است که در ان تلاش می‌کند در قرارداد اجتماعی و سیاسی «لاک»، «روسو» و «کانت» یک شق دیگر از فلسفه سودانگاری سیاسی را ابراز نماید. در واقع او تحت تدثیر قرارداد لیبرال و سوسیال دمکرات آن‌ها استدلال می‌کند که بیشترین اصول استدلالی عدالت ان‌هایی هستند که هر یک باید با عدالت اجتماعی، سیاسی و اقتصادی موافق باشند و آن را بپذیرند.149 زیرا لالزمعتقد است که این منظومه‌های توزیع تدوین شده ناعادلانه هستند، او پیشنهاد می‌کند که تقدم عدالت در ساختار اساسی جامعه ما نیازمند تساوی بیشتر است، زیرا اشخاص آزاد و عقلانی که مزایای مشهود همکاری را می‌دانند و کمتر نگران توزیع آن منافع هستند، نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی را خواهند پذیرفت.150
از آن‌جا که دو مکتب سودانگاری و تکلیف‌گرایی نمی‌توانند یگانه معیار اساسی صواب و خطای قانع کننده در اخلاق باشند، باید اصلی را درباره عدالت معتبر بدانیم تا ما را در توزیع خوبی و بدی هدایت و مستقل از هر اصلی باشد که درباره به حد اعلا رساندن غلبه خوبی بر بدی در جهان کمک کند و آن مکتب عدالت توزیعی است.
قبل از پرداختن به معنا و مفهوم عدالت توزیعی به خود واژه عدالت به عنوان یک مفهوم اخلاقی می‌پردازیم تا در سایه روشن شدن این اصطلاح مکتب عدالت توزیعی نیز محسوس‌تر گردد.
عدالت از دید افلاطون «عبارت است از این که هرکس کار خود را انجام دهد و در کار دیگران دخالت نکند.»151 عده‌ای نیز عدالت را رعایت و احترام به حقوق دیگران که شعار عدالت را «ادای حق هرکس» یا «داد دیگران را دادن» دانسته‌اند.152
عده‌ای نیز در تعریف عدالت آورده‌اند: «عدالت عبارتست از احترام به شخص و حقوق وی»153 و قدما عدالت را در دو پند خلاصه می‌کردند، «به کسی زیان مرسان» و «حق هرکس را بده و بازده»154 
برخی عدالت را به عنوان یک فضیلت چنین تعریف می‌کنند که: «عبارت است از مراعات قوانین مقوّم و رذیلت چیزی نیست جز نقض این قوانین و پیمان‌شکنی.»155
اما نظریه عدالت توزیعی «جان رالز» (John Rowls) را به عنوان یک مکتب اخلاقی می‌توان از یک سیستم اقتصادی خاص توزیع منافع به یک سیستم اخلاقی برای ارزیابی رفتار گسترش داد که بر اساس آن می‌تواند یک عمل را در صورتی که منجر به افزایش همکاری بین اعضای جامعه می‌گردد، «درست»، «عادلانه» و «مناسب» نامید و هرچه مخالف این جریان باشد «نادرست»، «ناعادلانه» و «نامناسب» دانست.156 همچنین آورده‌اند که عدالت توزیعی از طرف قدرت حاکمه به اجرا درمی آید و عبارتست از تقسیم خوبی‌ها و بدی‌ها برحسب لیاقت‌ اشخاص؛ به عبارت بهتر «عدالت توزیعی یعنی آن‌چه مربوط است به تقسیم افتخارات، اموال یا هرگونه امتیازات دیگری که بتوان بین آنان در زندگی اجتماعی دستی دارند، تقسیم کرد و جز به تقسیم امتیازات و ثروت اجتماعی به چیز دیگری اطلاق نمی‌گردد.»157
عده‌ای دیگر در تعریف عدالت توزیعی می‌گویند: «منظور از عدالت توزیعی عبارت است از توزیع و تقسیم اموال و املاک و غنایم و افتخارات و امتیازات برحسب لیاقت افراد.»158
به عبارت دیگر عدالت توزیعی به تناسب بین اعمال و رفتار و لیاقت و فضایل آنان مربوط است. از دیدگاه ارسطو عدالت یا جزئی است یا کلی که عدالت جزئی نیز خود به دو گونه است، عدالت در توزیع شرافت و ثروت در میان شهروندان و عدالت جبرانی در روابط بین مردم.159
عدالت به عنوان مظهر توزیع شهرت، پول، حقوق و مزایا در میان افراد یک جامعه، توسعه ارسطو بعنوان ضرورت مساوات در تناسب بین افراد و اجر و پاداش‌ها توصیف می‌شود.160
در واقع عدالت توزیعی به انصاف در توزیع منابع مربوط می‌شود، و توزیه انصاف توزیعی است که در‌ آن در یک معنا، سود است؛ بعضی نیز ذکر می‌کنند که توزیع انصاف توزیعی هر آن‌چه از بازار آزاد نتیجه می‌شود، است.161
در فلسفه مدرن نیز بحث درباره عدالت به وسیله سئوالات زیادی در مورد اینکه چه چیزی عدالت را در منابع انجام می‌دهد، تحت‌الشعاع قرار گرفته است. به طور کلی معیارهای اخلاقی بودن بر اساس «عدالت» بدین معنا است که هر فردی در جامعه انسانی چگونه عمل نماید تا توزیع عادلانه منافع عملی گردد، چرا که اجرای عدالت موجب افزایش عزت نفس می‌گردد.
برخلاف مکتب سودانگاری با انحصارش که به سعادت مجموع مربوط است، رالز استدلال می‌کند که ارزش‌های اساسی سیاسی بین حقوق فردی یا عدالت به عنوان انصاف مربوط می‌شود.162 از آن‌جا که پذیرش این مکتب به همکاری اجتماعی برای دستیابی به منافع وابسته است، تلاش فردی کم اهمیت گرفته می‌شود، حال آن‌که فعالیت‌های سازمانی اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه یک نفر راضی شود خطرات و مسئولیت‌های شروع و هدایت این فعالیت را بپذیرد.
در واقع تجمع‌های گروهی که قصد انجام فعالیت‌های مفید اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و غیره را دارند متشکل از افراد عضو این سازمان‌ها هستند و از کنار هم قرار گرفتن فعالیت‌های فردی، نتایج بزرگ اجتماعی را به دنبال خواهد داشت.

4-4 مکتب آزادی فردی (Personal Liberality)
نظریه آزادی فردی از ابتکارات «رابرت نوزیک» (Robert Nozick) است که بر اساس تقدم یک ارزش به نام «آزادی فردی» طراحی گردیده است. بر طبق این نظریه اخلاقی، آزادی فردی را از یک منظومه بازار دارایی‌ها به یک منظومه اخلاقی ویژه ارزیابی رفتارها گسترش داد. بدین معنا که فرد با انتخاب‌های آگاهانه خود به آن‌چه درست و مناسب است دست می‌یابد.
در تبیین مفهوم آزادی برخی معتقدند: مفهوم آزادی کلید تبیین استقلال اراده است. همان‌طور که اراده نوعی از علیت موجودات زنده است تا آن‌جا که خردمند باشند، آزادی نیز همچنان خصیصه‌ای از علت است که به وسیله آن بتواند مستقل از تعیین شوندگی توسط علت‌های بیگانه عمل کند.163
آزادی در مکتب مدرسی در واقع یک استعداد برای هر یک از دو متقابل است مانند اینکه کار خود انجام دهد یا انجام ندهد، عمل کند یا عمل نکند.164 عده‌ای نیز واژه‌هایی مانند «آزادی» و «آزادیخواه» را واژه‌های مبهمی‌می‌دانند که گاهی در یک معنای سیاسی در انگلستان در اوایل قرن نوزدهم توسط مخالفان محافظه‌کار استعمال گردید و گاهی به شکل اسپانیایی به کار می‌رفت.165
نکته دیگری که قابل توجه می‌نماید عبارت است از اینکه اگر رفتار انسان قابل تبیین علّی است، آیا می‌تواند به مفهومی که مقتضای مسئولیت اخلاقی است آزاد باشد؟ به عبارت بهتر آیا بین اصل علیت و اراده آزاد تعارضی وجود ندارد؟
در تبیین سئوال می‌گوییم: آن‌چه در این موضوع محقق است این است که اگر ما اراده آزاد داریم، باید به یک معنی، درست باشد که ما گاهی می‌توانستیم فعلی را که انجام نداده‌ایم، انجام دهیم و دیگر اینکه اگر هرچیزی علتی دارد، باید درست باشد که به یک معنی هرگز نمی‌توانستیم فعلی را که انجام نداده‌ایم انجام دهیم.166
اما بر طبق مکتب آزادی فردی، همه باید برای آزادی بیشتر فعالیت کنند زیرا موجب افزایش تبادل بازار می گردد که برای بهره‌جویی اجتماعی ضروری است.167
در نظریات مربوط به آزادی‌خواهی، در محیط سیاسی حداکثر حقوق فرد حمایت می شود، بویژه حقوقی که به عملکرد بازار آزاد و حداقل نمودن نقش دولت مربوط می شود، که بر طبق این نظریات نقش دولت محدود می شود به نقش «نگهبان شب» (night watchman)، البته بشرط اینکه خدمات عمومی از طریق بازار آزاد خودبخود بوجود نیاید.168
برطبق نظر «رابرت نوزیک» در کتاب «هرج و مرج، دولت و جزیرة خیالی» در واقع دولت نگهبان شب آزادی خواهی بطور کلاسیک با حقوق منفی (negative right) فرد برای زندگی، آزادی و دارایی سازگار است!169 همچنین آزادی فردی بعنوان یک قالب برای «جزیرة خیالی» نوزیک است که در آن افراد می توانند خارج از رفتار شخصی‌شان عمل کنند.170
بطور کلی نظریه آزادی فردی نوزیک برخلاف مکتب عدالت توزیعی در مورد عدالت مبتنی بر بزرگترین مرتبه حقوق شخصی استدلال می کند. و ظاهراً این اندیشه نسبت به نیازها و زیانهای دیگران بی عاطفه است.171
از جمله انتقادات وارد بر این نظریه اخلاقی عبارت است از این که این مفهوم براساس تعریفی کوته‌بینانه از آزادی بنا شده است و به حقِ منفی محدود می باشد. و افراد دیگر حق دخالت ندارند. اگرچه حق مثبتی برای بهره‌مندی از بعضی منافع که نصیب دیگران شده وجود داشته باشد.172

پی نوشت‌ها: 
1- الزبیدی، محمدمرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، دراسه و تحقیق علی شیری، دارالفکر، 1994 م- 1414 ق، بیروت، ج 6، ص 337
- ابن منظور، لسان العرب (المحیط)، دار احیاء التراث العربی، موسسه التاریخ العربی، 1995 م- 1415 ق، بیروت، ج4، ص 193 
- دهخدا، علی اکبر، لغت‌نامه، موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، 1372، تهران، ج1، ص1296
2- الفراهیدی، خلیل بن احمد، ترتیب کتاب العین، انتشارات اسوه، 1414 ق، قم، ج1، ص 522
3- ابن مسکویه، ابوعلی احمد، تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق، انتشارات مهدوی، اصفهان، بی‌تا، المقاله الثانیه، ص 51 
4- غزالی، ابوحامد، احیای علوم الدین، دارالمعرفه، 1982 م- 1402 ق، بیروت، ج 3، ص53
5- غزالی، ابوحامد، کیمیای سعادت، انتشارات مرکزی، 1352، تهران، ج1، ص 18
6- ارموی، سراج‌الدین محمود، لطائف الحکمه، انتشارت بنیاد فرهنگ ایران، 1351، تهران، ص171
7- تهانوی، محمداعلی بن علی، کشاف اصطلاحات الفنون، الموسسه المصریه العامه، 1963 م- 1382 ق، قاهره، ج 2، 230 
- سجادی، سیدجعفر، فرهنگ علوم عقلی، انتشارات کتابخانه ابن سینا، 1341، تهران، ص252 
8- تهانوی، محمداعلی بن علی، همان کتاب، ج 2، ص 230 
- فانی کشمیری، محسن، اخلاق محسنی (عالم ارا)، تصحیح و پیشگفتار: خ جاویدی، مرکز تحقیقات ایران و پاکستان، 1361، اسلام آباد، ص 10
9- تهانوی، محمداعلی بن علی، همان کتاب، ج 1، ص 44
10- نفیسی، علی اکبر، فرهنگ نفیسی، کتابفروشی خیام، 1355، ج1، ص 136
11- امام، سیدمحمدکاظم، فلسفه در ایران باستان و مبانی حکمه الاشراق و افکار و تاریخچة زندگانی سهروردی، انتشارات بنیاد نیکوکاری نوریانی، 1353، ص 84 
12- ابن سینا، حسین بن عبداله، دانشنامه علایی، مقدمه و حواشی و تصحیح محمدمعین، انتشارات کتابفروشی دهخدا، 1353، ص 3
13- تهرانی، علی، اخلاق اسلامی، کانون نشر ایران، 2537، ج1، ص8
14- نراقی، ملااحمد، معراج السعاده، کتابفروشی اسلامیه، 1325، ص 13
15- تهانوی، محمداعلی بن علی، همان کتاب، ج1، ص 44
16- همان، ج1، ص 44
17- همان 
18- دروبینسکی، الک، تاریخ علم اخلاق، ترجمه فریدون شایان، انتشارات پیشرو، 1368، ص 78
19- "Ethics" , would mean the science of character
20- Ross, sir David, ARISTOTLE, Methuen & LTD, London, 1964, P:195
21- دوانی، جلال الدین، اخلاق جلالی، مطبع نامی منشی نول کشور، 1302، ص 18
- فانی کشمیری، محسن، همان کتاب، ص 10
22- نراقی، ملااحمد، همان کتاب، ص 13
23- مصاحب، غلامحسین، دایره المعارف فارسی، موسسه انتشارات فرانکلین، 1345، ج 1 (1-س)، ص 68
24- صلیبا، جمیل، فرهنگ فلسفی، ترجمه منوچهر صانعی دره بیدی، انتشارات حکمت، تهران، 1366، ص456
25- ابن‌سینا، حسین‌بن عبدالله، الاشارات و التنبیهات، مع‌الشرح المحقق نصیرالدین محمدبن محمدبن الحسن الطوسی و شرح الشرح قطب‌الدین محمدبن ابی‌جعفر الرازی، نشرالبلاغه، قم، 1375، ص 125
26- Purnell and sonsltd, The new coxton Encyclopedia, caxton publishing, 1966, Vol:7, P:2247
27- Pojman, Louis. P. Ethical theory; classical and comporary Readings, wadsworth publishing comp any, 1998, P:1
28- Aedia, Microra, The New Encyclopedia Britania, printed in U.S.A, 1994, Vol:4, P:578
29- صانعی دره‌بیدی، منوچهر، فلسفه اخلاق در تفکر غرب، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1368، تهران، مقدمه، ص6
30- راس، دیوید، ارسطو، ترجمه مهدی قوام صفری، انتشارات فکر روز، تهران، 1377، ص 287
31- ژکس، فلسفه اخلاق (حکمت عملی)، ترجمه ابوالقاسم پورحسینی، کتابفروشی سیمرغ، 2535، تهران، ص9
32- مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 78، ص 333
33- امین‌زاده، محمدرضا، اخلاق اسلامی، انتشارات در راه حق، 1378، ص 9
34- ابن‌سینا، دانشنامه علائی، ص 3
35- طوسی، خواجه نصیرالدین، اخلاق ناصری، تصحیح مجتبی مینوی و علیرضا حیدری، انتشارات خوارزمی، تهران، 1360، ص 48
36- ژاند، پیر، اخلاق، ترجمه بدرالدین کتابی، اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان، 1373، اصفهان، ص 53
37- The world Book Encyclopedia, world Book INC, London, 1995, Vol:6, P 336
38- تحت نظارت، سروش، عبدالکریم، یادنامه استاد شهید مرتضی مطهری، ص 406
39- لالاند، آندره، فرهنگ علمی و انتقادی فلسفه، ترجمه غلامرضا وثیق، مؤسسه انتشاراتی فردوسی، 1377، بخش دوم (آمپر)، درباره فلسفه علوم، ص 249
40- نفیسی علی‌اکبر، فرهنگ نفیسی، کتابفروشی خیام، 1355، ج1، ص 136
41- دهخدا، همان کتاب، ج 1، ص 1296
42- امین، احمد، الاخلاق، دارالکتاب العربی، 1974م، بیروت، ص 2
43- صادقی، محمدرضا، پایه‌های اجتماعی، اخلاق، نشر اشاره، 1371، ص 5
44- سلزام، هوارد، علم اخلاق و پیشرفت، ترجمه مجید مددی، انتشارات روشنگران، 1375، مقدمه، ص6
45- امین، احمد، همان کتاب، ص 2
46- The world Book, Encyclopedia, Vol:6, PP: 339, 340
47- مطهری، مرتضی، فلسفه اخلاق، انتشارات صدرا، 1368، قم، ص 132
48- نراقی، ملااحمد، همان کتاب، ص 12
49- نراقی، ملامهدی، جامع السعادات، ص 5
50- دروبینسکی، الک، همان کتاب، ص 78
51- بطحایی گلپایگانی، هاشم، اخلاق تحلیلی اسلام، انتشارات دانشگاه تهران، 1377، ص1
52- بامداد، محمدعلی، علم اخلاق، چاپخانه حاج محمدعلی علمی، 1958، ص14
53- Chadwick, Ruth, "Professional Ethics", Encyclopedia of Routledge, London and New York, 1998, Vol:7, P:733
54- پرهیزگار، کمال، مدیریت منابع انسانی و اداره امور استخدامی، نشر دیدار، تهران، 1373، ص 249
55- کانت، ایمانوئل، درسهای فلسفه اخلاق، ترجمه منوچهر صانعی دره‌بیدی، انتشارات نقش و نگار، تهران، 1378، ص 236
56- همان
57- توسلی، غلامعباس، جامعه‌شناسی کار و شغل، انتشارات سمت، تهران، 1375، ص10
58- www.altavista.com [search:profession]
59- فوشه‌کور، شارل- هانری دو، اخلاقیات، ترجمه محمدعلی امیری معزی و عبدالمحمد روح بخشای، مرکز نشر دانشگاهی و انجمن ایرانشناسی فرانسه در ایران، 1377، ص261
60- گنون، رنه، سیطره کمیت و علائم آخر زمان، ترجمه محمد کاردان، مرکز نشر دانشگاهی، تهران، 1365، ص 63
61- همان، ص 64
62- کربن، هانری، آیین جوانمردی، ترجمه احسان نراقی، مقاله اصناف و فتوت، صباح ابراهیم سعید الشیخلی، ص 211
63- رابینز، استیفن پی، مبانی رفتار سازمانی، ترجمه علی پارسائیان، و سیدمحمد اعرابی، ج1، ص 25
64- رجائی، فرهنگ، پدیده جهانی شدن، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، انتشارات آگه، تهران، 1380، ص 144
65- همان، ص 28
66- رابینز، استیفن پی، همان کتاب، ص 25
67- منصور، محمود، زمینه راهنمایی حرفه ای، انتشارات چهر، چاپ سوم، تهران، 1358، ص 128
68- گنون، رنه، همان کتاب، ص 69
69- همان
70- رابینز، اسیفن پی، همان کتاب، ج 1، ص 3
71- همان، ص 322
72- همان، ص 25
73- صادقی، محمدرضا، پایه‌های اجتماعی اخلاق، نشر اشاره، 1371، ص 64
74- صدری افشار، غلامحسین، فرهنگ فارسی امروزی، مؤسسه نشر کلمه، 1373، ص 67
75- اصفهانی، محمدمهدی، اخلاق حرفه‌ای در خدمات بهداشتی و درمانی، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی ایران، 1372، ص8
76- هس‌مر، ال‌. تی. اخلاق در مدیریت، ترجمه سیدمحمد اعرابی و داود ایزدی، دفتر پژوهش‌های فرهنگی، تهران، 1377، ص 16
77- The world Book, Encyclopedia (International), Ascottfe tzercompany, Vol:6, P:341
78- شعاری‌نژاد، علی‌اکبر، فرهنگ علوم رفتاری، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1364، ص154
79- http://www.cityu.edu.kn/is/ethics.htm#define"www.altavista.com"
80- فرامرز قراملکی، احد، چکیده درسنامه اخلاق حرفه‌ای، بنیاد مستضعفان و جانبازان، امور مدیران، 1380، ص1
81- صلیبا، جمیل، همان کتاب، ص 121
82- کربن، هانری، آیین جوانمردی، ص 3
83- همان، ص 4
84- همان، ص 8
85- همان، ص 211
86- همان، ص 14
87- همان، ص 80
88- محمدی، مجید، اخلاق رسانه‌ها، انتشارات نقش و نگار، تهران، 1379، ص 10
89- Clark, Paul Barry and Linzey, Andrew, Dictionary of eyhics, Teology and society, Routledge, London and New York, 1996, P:683
90- مکارم شیرازی، ناصر، الحیاه فی ضل الاخلاق، دارالنباء، بیروت، 1995م، 1416ق، ص15
91- Lowrence C. Becker, Encyclopedia of Ethics, Vol II, P:1018
92- Dracopoulou, Souzy, Ethics and Healthcare management, London and New York, 1998, P:XI
93- کربن، هانر، آیین جوانمردی، ص 4
94- همان، ص 211
95- همان، ص 80
96- همان
97- هس‌مر، ال. تی، همان کتاب، ص 14
98- فلچر، جوزف، پزشکی و اخلاقی، ترجمه احد نظافتی و علیزاده خسروشاهی، مؤسسه نشر آرمان، تبریز، 1348، ص20
99- فرامرز قراملکی، احد، هندسه معرفتی کلام جدید، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، تهران، 1378، ص 105
100- همان، ص 106
101- همان کتاب، ص 85
102- مشکینی، علی، دروس فی‌الاخلاق، نشر الهادی، قم، 1374، ص 7
103- مصباح، محمدتقی، دروس فلسفه اخلاق، انتشارات اطلاعات، تهران، 1377، ص35
104- همان
105- همان، ص 55
106- داکوبرت، د. رونس، فرهنگ مکتب‌های فلسفی، ترجمه احمد اردوبادی، چاپخانه موسوی، بی‌تا، ص 109
107- لالاند، آندره، همان کتاب، ص 876
108- وارنوک، ج، فلسفه اخلاق در قرن حاضر، ترجمه و تعلیقات صادق لاریجانی، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، 1366، ص 71
109- Smart, J.J.C, "Utilitarianism", The Encyclopedia of Philosophy, Paul Edwards, Macmillan publishing Co. New York, 1972, V:7, P:206.
110- Runei, Dagobert and 72 Authorities, Dictionary of philosophy, New Jersey 1981, P 327
111- Lacye, A. R, Dictionary of Philosophy, Routledge, London and New York, 1991, P:257
112- Urmson, J. O & Ree, Janathan, The concise Encyclopedia of western philosophy & philosopher, Routledge, London and New York, 1991, P:318.
113- Black bourn, Simon, oxford Dictionary of philosophy press, New York, 1996, P:388
114- جوادی، ذبیح الله، الفبای فلسفه جدید، انتشارات ابن‌سینا، چاپ اول، 1348، ص 405
- داکوبرت، د. رونس، ص 109
115- OP. cit. Runei, Dagobert, d, P:327
116- OP. cit. Urmsonj. O & Ree. Janathan, P:318
117- OP. cit. Lacy, A. R, P:257
118- مدرسی، محمدرضا، فلسفه اخلاق، انتشارات سروش، تهران، 1376، ص 223
- ژکس، همان کتاب، ص 51
119- صانعی دره‌بیدی، منوچهر، همان کتاب، ص 106
120- مصباح، محمدتقی، همان کتاب، ص 68
121- ابن‌سینا، حسین‌بن عبدالله، الاشارات و التنبیهات، الجزء الثالث، ص 334
122- ملکشاهی، حسن، شرح و ترجمه اشارات و تنبیهات، انتشارات سروش، 1375، ج1، ص 414
123- ابن سینا، حسین‌بن عبدالله، همان کتاب، ص 334
124- مصباح، محمدتقی، همان کتاب، ص 70
125- هس‌مر، ال.‌تی، همان کتاب، ص 134
126- ژکس، همان کتاب، ص 56
127- همان، ص 57
128- هس‌مر، ال.‌تی، همان کتاب، ص 135
129- صانعی دره‌بیدی، منوچهر، همان کتاب، ص 212
130- OP. cit, Olson Robert, G, "De ontological Ethics", Paul Edwards (ed), V:1, P:343
131- OP. cit, Blackburn, Simon, P:100
132- OP. cit, Runei, Dagobert. D, P:76
133- ژکس، همان کتاب، ص 101
134- هس مر، ال.‌تی، همان کتاب، ص 136
135- مصباح، مجتبی، فلسفه اخلاق، مؤسسه امام خمینی، قم، 1378، ص 95
136- ژکس، همان کتاب، ص 30
137- کانت، ایمانوئل، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ترجمه حمید عنایت و علی قیصری، انتشارات خوارزمی، تهران، 1369، ص 24
138- لوماریه، فلسفه اخلاق، ترجمه مهرانگیز منوچهریان، بنگاه مطبوعاتی صفیعلیشاه، تهران، 1327، ص 43
139- نصر، سیدولی‌الله، دانش مکارم اخلاق، کتابخانه ابن‌سینا، تهران، 1329، ص 34
140- Navghton, David. MC, "Deontological ethics", Routledge Encyclopedia of philosophy, ed: Edward craig, Routledge, London and New York, 1998, V:2, P:890
141- اتکینسون، آر. اف، درآمدی به فلسفه اخلاق، ترجمه سهراب علوی‌نیا، مرکز ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1369، ص 33
142- همان
143- مدرسی، محمدرضا، همان کتاب، ص 219
144- همان
145- ژکس، همان کتاب، ص 104
146- همان
147- هس‌مر، ال.‌تی، همان کتاب، ص 137
148- همان کتاب، ص 138
149- OP.cit. B. W. H, P:774
150- هس‌مر، ال.تی، همان کتاب، ص 138
151- صانعی دره‌بیدی، منوچهر، همان کتاب، ص 21
152- ژکس، همان کتاب، ص 37
153- لوماریه، فلسفه اخلاق، ترجمه مهرانگیز منوچهریان، بنگاه مطبوعاتی صفیعلیشاه، تهران، 1327، ص 47
154- همان
155- صانعی دره‌بیدی، منوچهر، همان کتاب، ص 51
156- هس‌مر، ال‌.تی، همان کتاب، ص 140
157- لالاند، آندره، همان کتاب، ص 122
158- ژکس، همان کتاب، ص 38
159- راس، دیوید، همان کتاب، ص 318
160- OP. cit, Runei, Dagobert. D, P: 83
161- B. W. H, "John Rawls", The Cambridge Dictionary of Philosophy, ed: Robert Audio, Cambridge university press, 1999, P:457
162- Op.cit, Urmson, J. O & Ree, Jonathan, P:272
163- کانت، ایمانوئل، بنیاد مابعدالطبیعه اخلاق، ترجمه عنایت و علی قیصری، ص 104
164- Runei, Dagobert. D, Dictionary of philosophy, P:168
165- Cranston, Maurice, "liberalism", the Encyclopedia of philosophy, Paul Edwards, V:3, P:458
166- مور، جورج ادوارد، اخلاق، ترجمه اسماعیل سعادت، ص 155
167- هس‌مر، ال. تی، همان کتاب، ص 144
168- OP. cit. Blackburn, Simon, P:218
169- Wolfe, Jonathan, "Nozick, Robert", Routledge Encyclopedia of philosophy, Edward Graig, V:7, P:45
170- Ibid, P:46
171- Urmson, J. O & Ree, Jonathan, The concise Encyclopedia of western philosophy & philosopher, P:226
172- هس‌مر، ال. تی، اخلاق در مدیریت، ترجمه محمد اعرابی و داود ایزدی، ص 142

  نظرات ()
مطالب اخیر نقش میانجی رفتار شهروند سازمانی در تاثیر حمایت سازمانی ادراک شده و توانمندسازی بررسی میزان برخورداری رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه مازندران نظر مشورتی در خصوص عدم وجاهت پرداخت کمک هزینه‌ عائله‌مندی به زنان مجرد رأی شماره 1907 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مدیریت عملکرد استراتژیک سازمان رأی شماره 5 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری درخصوص فوق العاده جذب کارکنان غیر هیأت قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران تائید کسر کسور بازنشستگی ازفوق العاده جذب کارکنان تائید کسر کسور بازنشستگی ازفوق العاده جذب کارکنان ضوابط اجرایی قانون بودجه سال ۱۳۹۴ کل کشور
کلمات کلیدی وبلاگ erp (۱) آزمون استخدامی (۱) آزمون ها و دوره های آموزش (٦) آمار (٥) آموزش (۳) آموزش شهروندی (۱) اثربخشی (۱) اخلاق حرفه ای (۳) ادامه تحصیل (۱) ارتباطات (٢) ارزشیابی عملکرد (٢) اطلاعات عمومی (۱) اطلاعیه (۱) امام خمینی (ره) (۱) انگیزه شغلی (۱) ایثارگران (۱) بازنشستگی (۱) بخشنامه ها و آیین نامه ها و مصوبات (۸۱) برنامه ریزی (٥) بهره وری (۱) پایان نامه (۱) پایان نامه ها (۱) پرداخت الکترونیکی (۱) پرسشنامه (۱) پرسشنامه ها (۱) تئوریهای مدیریت (٤٠) تبدیل وضعیت (۱) تجارت الکترونیک (٢) تصویبنامه (۱٠) تعهد سازمانی (٢) تفاوت تطبیق (۱) جوانان (۱) حرکات ورزشی (۱) حسابداری (۱) حمل و نقل و ترافیک (٤) خبر (۱) دانشجویی (۱٠) دانلود (۱۱) دانلود سوالات آزمون دکتری (۱۳) دانلود سوالات آزمون دکتری کارشناسی ارشد (٢) دستمزد (۱) دیوان عدالت اداری (٩) رای 1907 (۱) رای 555 (۱) رای 849 (۱) رای 874 (۱) رضایت شغلی (۱) رفتار شهروندی (٤) زلزله (٢) سازمان و مدیریت (۸) سازماندهی (۱) ساماندهی نیروی انسانی (٢) سرمایه اجتماعی (٤) سرمایه فکری (۱) شهر الکترونیکی (٧) ضریب حقوق (۱) ضوابط اجرایی بودجه 94 (۱) عدالت سازمانی (۱) فرهنگ (۱) فرهنگ مشارکت (٤) فناوری اطلاعات (۱) فناوری و it (۱) فوق العاده جذب (٢) فوق العاده ویژه (۱) قانون بودجه (۱) گردشگری (۱) لایحه بودجه (۱) مالی و سرمایه گذاری (۱) مدیران دولتی (۱) مدیریت (۳٥) مدیریت استراتژیک (٢) مدیریت خدمات شهری (٥) مدیریت خدمات کشوری (۱) مدیریت دانش (۱) مدیریت دولتی (۳) مدیریت مشارکتی (٢) مدیریت منابع انسانی (۱٧٤) مدیریت یکپارچه شهری (۱) مذهبی (۱٠) مسابقه (۱) مقالات اجتماعی (٧) مقاله (۸۳) مقام معظم رهبری (٧) منابع کارشناسی ارشد و دکتری (۳) مناسبت های ویژه (۳٥) مهدویت (۱) نحوه نگارش مقاله (٢) نرم افزارهای کاربردی (٢) نظر مشورتی (۱) نظریه های انگیزشی (۱) نکات مدیریتی (٢) هدایت (۱) هماهنگــــی (۱) همایش ها (٦) هوش معنوی (۱) هوش هیجانی (٢) وظائف مدیریت (٦) ولایت فقیه (۸) کارآفرینی (۱) کتابهای الکترونیکی مدیریتی (۳) کتابهای مدیریتی (۱) کتب و نشریات (۱۸) کلید سوالات آزمون (۱) کمک هزینه عائله مندی (۱) کمک هزینه مسکن (۱)
دوستان من پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله مطالب مرتبط با دروس مدیریت و حسابداری دکتر کرم اله دانشفرد دومين جشنواره ملی شهرنگار- مدیریت شهری مشهد در آینه رسانه دانشکده اقتصاد و مدیریت واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی فروشگاه اینترنتی مهرویان پایگاه فرهنگی روایت صدر پایگاه خبری تحلیلی علمی فرهنگی اجتماعی خانم اسلامی زاده آقای توکلی خانم دولتی خانم بائی خانم جباری خانم سهرابی آقای امیرهوشنگ دهپور آقای محمدعلی زارعی خانم صفری آقای هوشنگ یاورپور خانم اکبری آقای ریحانی خانم رحیمی خانم گلچی کمیته علمی مدیریت دولتی دیار رنج آقای کیانی علی زنگانه ابوالفضل فراهانی-مدیریت خانم رحیمی-مبانی مدیریت خانم محمد سلطانی-جزوات مبانی سازمان و مدیریت علی اکبر پورمهدی-مبانی سازمان و مدیریت خانم ارسلاني ناهيد خانم اخلاقی خانم ثقفی سالار افتاده-جزوات مبانی سازمان و مدیریت اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب