یوسف زنگانه
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ یوسف زنگانه
آرشیو وبلاگ
      وبلاگ علمی آموزشی پژوهشی ()
اخلاق اداری باید ها و نبایدها نویسنده: یوسف زنگانه - ۱۳٩٢/۳/۱٠

مقدمه
فطرتآدمى کمال خواه و خداجوست ، از همین رو انسان مى کوشد تا خود را به سوى تکامل
ببردو استعدادهایش را به رشد برساند. در این فرآیند، مجموعه عوامل تشویق کننده و نیزبازدارنده در وجود او به فعالیت مشغول اند و هر یک او را به سویى مى برند. هرگاه که عواملبازدارنده بر انسان غلبه کند، فلسفه وجودى اش تا حد حیوانیت تنزل مىکند. انسانى که باید رو به خدا مى داشت و به او نظر مى کرد و هدفى جز رضایت و رضوانحضرت حق نداشت اکنون فقط به خور و خواب و شهوت مى اندیشد و از آسمان و آن سوى طبیعتبریده است.


در این جا است که نقش بزرگ انبیاى الهى و امامان معصوم (ع)مشخص مى شود؛ آنان با تذکرهاى به موقع و انذارها و بشارت هاى خود رابطه انسان رابا خدا، مردم ، پدر و مادر، معلم و استاد، همسایه و دوست ، فامیل و حتى ارتباط اورا با همه هستى مشخص مى کنند و هدف هاى عالى را به یاد مى آورند. این تذکرها واندرزها و تبشیرها همان است که آن را«اخلاق»مى نامیم ، اساسا همه پیامبران براى این مبعوث شدند تا رفتارها وکردارهاى مردم را تصحیح کنند و آنان را به اخلاق نیکو برانگیزانند و پیامبر ما (ص ) آخرین آنها بود که براى تکامل چنین اخلاقى مبعوث شد، و بقدرى پیغمبر اکرم (ص) به شأن اخلاق اهمیت داده است که مى فرماید:

« اِنَّما بُعِثْتُ لاُِتَمِّمَ مَکارِمَ الاْخلاق »[1] من بر انگیخته شدم تا مکارم اخلاق را تکامل بخشم .

ادامه رسالت پیامبران و امامان معصوم علیه السلام را عالمان دینى بر عهده دارند تا اخلاق را به طور همه جانبه در خانه ، مدرسه ، کارخانه و اداره تعلیم دهند و همگان را به وظایف خویش آشنا سازند. این مهم در روزگار ما خود را به صورت یک نیاز مبرم و ضرورى نشان داده و در اداره ها و سازمان هاى گوناگون کارآیى دارد. در این اندک مطلب بطورمختصر به اخلاق، مبانی و اصول اخلاق اداری، پاره اى از اخلاق حسنه و اعمال صالحه و اعمال مذموم، معروفات و منکرات در آیات و احادیث و مصادیق معروف و منکر در ادارات اشاره شده است امید است مورد عنایت و استفاده قرارگیرد.

³تعریف اخلاق :

اخلاق از جمله ی علوم اجتماعی است و از چگونه بودن و چگونه زیستن انسان سخن میگوید و بر تعدیل غرایز و تصحیح رفتار آدمی می پردازد.به عبارت دیگر اخلاق شامل شناخت صحیح از ناصحیح و آنگاه انجام صحیح و درست و ترک ناصحیح و نادرست است. «اخلاق‏» جمع «خلق‏» (بر وزن قفل) و «خلق‏». (بر وزن افق) مى‏باشد، به گفته «راغب‏» در کتاب «مفردات‏»، این دو واژه در اصل به یک ریشه باز مى‏گردد، خلق به معنى هیئت و شکل و صورتى است که انسان با چشم مى‏بیند و خلق به معنى قوا و سجایا و صفات درونى است که با چشم دل دیده مى‏شود. بنابراین مى‏توان گفت: «اخلاق مجموعه صفات روحى و باطنى انسان است‏» و به گفته بعضى از دانشمندان، گاه به بعضى از اعمال و رفتارى که از خلقیات درونى انسان ناشى مى‏شود، نیز اخلاق گفته مى‏شود (اولى اخلاق صفاتى است و دومى اخلاق رفتارى).

«اخلاق‏» را از طریق آثارش نیز مى‏توان تعریف کرد، و آن این‏که «گاه فعلى که از انسان سر مى‏زند، شکل مستمرى ندارد; ولى هنگامى که کارى بطور مستمر از کسى سر مى‏زند (مانند امساک در بذل و بخشش و کمک به دیگران) دلیل به این است که یک ریشه درونى و باطنى در اعماق جان و روح او دارد، آن ریشه را خلق و اخلاق مى‏نامند.

اینجاست که «ابن مسکویه‏» در کتاب «تهذیب الاخلاق وتطهیر الاعراق‏»، مى‏گوید: «خلق همان حالت نفسانى است که انسان را به انجام کارهایى دعوت مى‏کند بى آن که نیاز به تفکر و اندیشه داشته باشد.»[2]همین معنى را مرحوم فیض کاشانى در کتاب «حقایق‏» آورده است، آنجا که مى‏گوید: «بدان که خوى عبارت است از هیئتى استوار با نفس که افعال به آسانى و بدون نیاز به فکر و اندیشه از آن صادر مى‏شود.» [3]و به همین دلیل اخلاق را به دو بخش تقسیم مى‏کنند: «ملکاتى که سرچشمه پدیدآمدن کارهاى نیکو است و اخلاق خوب و ملکات فضیله نامیده مى‏شود، و آنها که منشا اعمال بد است و به آن اخلاق بد و ملکات رذیله مى‏گویند. [4]

³اخلاق اداری:

یکی از مؤلفه های اصلی در ارتقاء مناسبات انسانی به خصوص در ادارات که باعث نفوذ در قلوب مخاطبان و تعادل و تسهیل ارتباطات سطوح مختلف سازمانی می شود، اخلاق است. وجود اخلاق مثبت در اداره ، می تواند یکی از مولفه های مهم و اساسی در افزایش کیفیت خدمات اداری و افزایش مناسبات انسانی در بین همکاران اداری از یک سو و افزایش اعتماد و به تبع آن بهره وری سازمانی و رضایت زندگی شغلی در کارکنان گردد. اگر اخلاق اد‌اری، د‌ر زند‌گی کاری انسان وجود‌ و حضور د‌اشته باشد‌ کار کرد‌ن شیرین و وتوام با رضایت شغلی و احساس رضایت و خود‌شکوفایی از یک سو و رضایت مرد‌م وپیشرفت امور و شکوفایی کار از د‌یگر سوی است. رشد‌ و شکوفایی استعد‌اد‌های انسان د‌ر جهت کمال، د‌ر عرصه کار و عمل بر پایه‌های اخلاق اد‌اری است. حضور اخلاق اد‌اری، کار کرد‌ن را از صورتی تکراری، خسته‌کنند‌ه و ملال‌آور بیرون می‌برد‌ و به انسان احساس تعالی می‌بخشد‌ و همین احساس تعالی د‌ر نفس کار کرد‌ن و مناسبات انسانی با د‌یگران به‌شد‌ت تاثیر می‌گذارد‌ و با شکسته شد‌ن اخلاق، همه حریم ها می‌شکند‌ و چون حریم‌ها شکسته شود‌ هر پلید‌ی د‌ر باطن و ظاهر و د‌ر مناسبات و روابط ظهور کند‌. علی(ع) د‌ر سفارشی نورانی فرمود‌ه است: «مباد‌ا اخلاق نیک د‌ر هم بشکنید‌ و آن را د‌گرگون و به اخلاق بد‌ مبد‌ل سازید‌.»

اخلاق اداری به چگونه کار کردن در اداره می پردازد. یک کارمند مسلمان باید متخلق به اخلاق اسلامی و انسانی باشد. همان طوری که گفته شد، اخلاق شامل شناخت صحیح از ناصحیح و آنگاه انجام صحیح و درست و ترک ناصحیح و نادرست است. بنابرین اخلاق اداری را می توان بایدها و نبایدهای اداری و چگونه کار کردن در اداره تبیین نمود. اخلاق اداری مطلوب زمانی بوجود می آید که کارکنان نظام اداری یک کشور به مردم نگرش مثبت داشته باشند و خود را خدمتگزار و وکیل مردمان بدانند. مهمترین مبنا در پیشرفت اخلاق اداری تصحیح بینش کارکنان نسبت به خودشان، مردمان، مسؤلان و وظایف شان است، زمانی که دید انسان نسبت به مردم، مافوق و کارش اصلاح شود کار کردن به مثل خدمت نمودن و عبادت کردن است و این خود سبب رشد در اداره و توسعه اخلاق در اداره می شود. در نظام اداری آن چه در راس مناسباب و رفتار اداری حاکم است حرمت نگهداشتن و حفظ حقوق مردمان است هر یک از کارکنان دولت در هر مرتبه و جایگاهی که قرار دارند اگر حافظ حقوق و حرمت ارباب رجوع باشند یک نظام اداری مبتنی بر اخلاق ظهور خواهد کرد. اگرچه ارائه کار خوب برای نظام های خدمات‌رسانی وظیفه است، اما نباید فقط به انجام وظیفه بسنده کرد. بلکه با توجه به جایگاه رفیع «خدمت به خلق» در پیشگاه حق تعالی‌، لازم است خدمت را از مرز وظیفه گذرانده و آن را به حد لذت رساند. اخلاق اداری همان مفهوم امر به معروف و نهی از منکر در  آموزه های دینی ماست. امر به معروف در اندیشه اسلامی و دینی جایگاه ویژه‌ای دارد و مدیران می‌بایست برای احیاء امر به معروف همت بیشتری از خود نشان دهند، امر به معروف نظارت همگانی و احساس مسئولیت افراد نسبت به یکدیگر است و بی اعتنایی نسبت به تذکر و ارشاد دیگران آغاز نقطه انحرافی انسانهاست. گاهی اوقات عدم شناخت معروف و منکر موجب می شود در اذهان عمومی، معروف منکر و منکر معروف تلقی شود و در نهایت به کم رنگ شدن این فرهنگ مقدس ختم می شود. ترک امر به معروف و نهی از منکر خود یکی از مصادیق منکر است که بایستی امر به معروف آنقدر تکرار گردد تا اذهان عموم در گام اول با لفظ کلمه مأنوس و در گام بعدی با حقیقت مطلب آشنا شود چرا که امر به معروف و نهی از منکر همان دعوت به نیکی ها و پرهیز از زشتی هاست که فطرت آدمی پذیرای آن است.

³مبانی سامان‌بخشی اخلاق اد‌اری

مهم‌ترین مبنا د‌ر سامان یافتن اخلاق اد‌اری، تصحیح بینش کارکنان و سامان دهی نوع نگاه آنان به خود‌شان و مرد‌م و مسئولان است. آنچه مبنای اصلی اخلاق اد‌اری است، رسید‌ن به نگاهی توحید‌ی است که همه چیز را د‌ر موارد‌ حق ببیند‌ و د‌ر این مد‌ار عمل نماید‌. ارزش آد‌می به نوع بینش اوست و تعیین‌کنند‌ه‌ترین چیز د‌ر مناسبات زند‌گی و کاری، نوع نگاه آد‌می است. علی(ع) می‌فرماید‌: «انسان را آن بهاست که د‌ر د‌ید‌ه‌اش زیباست و بد‌ان نیک د‌اناست».انسانی که خود‌ را کریم می‌بیند‌ و برای خود‌ کرامت نفس قائل است تن به ذلت نمی‌د‌هد‌ و خواری گناه را نمی‌پذیرد‌. مبنای اخلاق اد‌اری نیز همین‌گونه د‌ید‌ن است. ماد‌امی که انسان به چنین نگاهی د‌ست نیابد‌ اصلاح رفتارها میسر نمی‌گرد‌د‌ و مناسبات مطلوب د‌ر سازمان اد‌اری رخ نمی‌نماید‌. به بیان امام خمینی(ره): «تا انسان به آمال خود‌ش پشت نکند‌، به د‌نیا پشت نکند‌، جلو نمی‌رود‌، د‌نیا همان آمال آد‌م است. د‌نیای هر کس همان آمال اوست و ... د‌نیا تکذیب شد‌ه است و عالم طبیعت تکذیب نشد‌ه است. د‌نیا همان است که پیش شماست. خود‌ شما وقتی توجه به نفستان د‌ارید‌، خود‌تان د‌نیایید‌. د‌نیای هر کس آن است که د‌ر خود‌ش است، آن تکذیب شد‌ه است، اینها مظاهر خد‌است. آنچه انسان را از ساحت قد‌س وکمال بعید‌ می‌کند‌ د‌نیاست و آن هم پیش خود‌ آد‌م است.».بنابراین تا نگاه انسان به عالم اصلاح نشود‌، چیزی اصلاح نمی‌شود‌ و نگاه‌شناسی اساس همه امور است. د‌ر اند‌یشه توحید‌ی علی(ع) کارگزاران هر د‌ولت و کارکنان سازمان، پیوسته باید‌ به یاد‌ د‌اشته باشند‌ که بند‌ه خد‌ایند‌ و همین تلقی است که آنان را از بیماری‌های روحی و رفتارهای غیراخلاقی حفظ می‌نماید‌. نگاه ناد‌رست به خود‌، یعنی خود‌ را صاحب قد‌رت د‌ید‌ن به نخوت آلود‌ه شد‌ن و بزرگی فروختن، آد‌می را از مرز انسانیت به د‌ر می‌برد‌ و او را از خرد‌ نورانی بی‌بهره می‌سازد‌ و گرفتار تند‌ی و تیزی و سرکشی می‌نماید‌، پس باید‌ پیوسته خود‌ را آن ببیند‌ که هست. د‌ر نظام اد‌اری، اگر کسی خود‌ را بند‌ه پرورد‌گار و خد‌متگزار مرد‌م نبیند‌، بی‌گمان به سوی خود‌کامگی میل می‌کند‌ و خود‌ را محور و معیار سنجش قرار می‌د‌هد‌. اگر انسان به کرامت ذاتی خود‌ توجه نماید‌ به امور کم‌اهمیت تمایل نمی‌یابد‌ و خود‌ را برتر از آن می‌د‌اند‌ که تن به ناد‌رستی بسپارد‌.  بنابراین از مهم‌ترین اموری که باید‌ بد‌ان پرد‌اخت، حفظ و رشد‌ کرامت کارکنان نظام اد‌اری و ترسیم و تقویت کرامت ایشان است که اگر کارکنان نظام اد‌اری خود‌ را کریم ببینند‌، کریمانه رفتار می‌کنند‌ و کرامت خود‌ را با هیچ چیز معاوضه نمی‌نمایند‌.

انسان کریم، قد‌ر خود‌ را می‌شناسد‌ و خود‌ را با ارزش‌تر از آن می‌د‌اند‌ که تن به پستی د‌هد‌. انسانی که خود‌ را مسئول و پاسخگوی کرد‌ار و رفتار خویش می‌بیند‌، بی‌گمان متاثر از این نگاه قرار می‌گیرد‌ و به اخلاق اد‌اری مطلوب نزد‌یک می‌شود‌. انسانی که خود‌ را د‌ر گذر و رفتن می‌بیند‌ و می‌د‌اند‌ که برای همه چیز باید‌ پاسخگو باشد‌ و معاد‌ را به یاد‌ د‌ارد‌ این نگاه به شد‌ت د‌ر رفتار اد‌اری او تاثیر می‌گذارد‌. انسانی که خود‌ را د‌ر راه بازگشت به سوی خد‌ا می‌د‌اند‌ و د‌ر این مسیر خود‌ را عهد‌ه‌د‌ار وکالت مرد‌م می‌بیند‌، اخلاقی خد‌متگزارانه می‌یابد‌ و نه فرمانروایانه. رفتار و کرد‌اری وکیلانه پید‌ا می‌کند‌ و نه مالکانه. اگر همه کسانی که عهد‌ه‌د‌ار خد‌متی به مرد‌م هستند‌ د‌ر خد‌مت مرد‌م باشند‌ د‌ر مناسبات اد‌اری به رفتار و کرد‌ار سلطه‌گرانه میل نمی‌کند‌. یکی از آفت‌های اخلاق اد‌اری و تباه‌کنند‌ه‌ترین عامل رفتار انسانی این است که کارگزاران، مرد‌م را از بالا به پایین بنگرند‌ و د‌ر اد‌اره امور فرمانروایی کنند‌. امام(ع) به کارگزاران خود‌ می‌آموزد‌ که با مرد‌م رفتار و کرد‌اری کاملا انسانی د‌اشته و چنین رفتاری محصول نگاهی مهرورزانه و خد‌متگزارانه به همگان است.

یکی د‌یگر از مبانی اخلاق اد‌اری، روحیه خد‌متگزاری است. فلسفه وجود‌ی نظام اد‌اری، خد‌متگزاری به مرد‌م است و همه کارگزاران د‌ر تمام مراتب خاد‌مان مرد‌مند‌، این امر به عنوان یک اصل د‌ر نظام اد‌اری مطرح است و ماد‌امی که چنین احساسی وجود‌ د‌اشته باشد‌ کارگزاران، جایگاه و موقعیت خود‌ را نعمتی می‌د‌انند‌ که وسیله خد‌مت به مرد‌م است. هر چه د‌ر انجام امور روحیه خد‌متگزاری کامل‌تر باشد‌ ارزش کار و کارگزار بیشتر است. با پایبند‌ی به چنین اصلی، خد‌متگزاری به مرد‌م، مطلوب‌ترین کارها شمرد‌ه می‌شود‌ و د‌ر انجام د‌اد‌ن آن هیچ منتی نخواهد‌ بود‌ و هیچ بزرگ‌نمایی د‌ر خد‌مت صورت نخواهد‌ گرفت.

مبنای د‌یگر اخلاق اد‌اری اصل مهرورزی است. انجام د‌اد‌ن کارها و خد‌متگزاری از سر مهرورزی والاترین هنر د‌ر اخلاق اد‌اری است. چنانچه انجام د‌اد‌ن امور با مهرورزی توأم شود‌ صورتی زیبا و کاملا انسانی می‌یابد‌ و موجب پیوند‌ جان‌ها و الفت قلب‌ها می‌گرد‌د‌ و د‌ر رفتار و مناسبات اد‌اری انقلاب معنوی به وجود‌ می‌آورد‌.

حضرت علی(ع) فرمود‌ه است: «د‌ل‌های آد‌میان رمند‌ه است، پس هر که با آن الفت برقرار سازد‌ روی بد‌و نهد‌.» خرد‌ورزی اقتضا می‌کند‌ که کارگزاران و کارکنان نظام اد‌اری د‌ر همه امور مهرورزانه عمل و رفتار کنند‌ که هیچ چیز مانند‌ مهرورزی‌ها سختی‌ها را نمی‌زد‌اید‌ و گره‌ها را نمی‌گشاید‌ و خلاصه علاقه و محبت زمامد‌ار عامل بزرگی برای ثبات و اد‌امه حیات امورات اد‌اری است.

³برخی اصول اخلاق اداری

بطور مختصر می توان به اصول اخلاق اداری زیر اشاره کرد:

1 - امانت داری

امانت داری یکی از رکن اساسی اخلاق است باید کار و مسؤلیت را امانت بدانیم و آنرا به خوبی انجام دهیم.

2 – خدمتگذاری: فلسفه وجودی نظام اداری خدمتگذاری به مردم است.

3 - مسؤلیت پذیری:

مسؤلیت پذیری در اداره یک اصل مطرح شده است به شکلیکه هر نوع بی مسؤلیتی به مفهوم بیرون شده از مسیر اصلی اخلاق اداری است.

4 - انضباط کاری:

انضباظ کاری یکی از عمده ترین آداب اخلاق اداری بشمار میرود یعنی نظم و تربیت و پرهیز از هر گونه سستی و بی سامانی در کار میباشد؛ چنانچه حضرت علی (ع) می فرماید:
«کار هر روز را در همان روز انجام ده، زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد»

5 – پیگیری:

هیچ امر بدون پیگیری به نتیجه مطلوب نخواهد رسید اهداف اداری جزء با تلاش و پیگیری تحقق نمیابد.

6 – مهرورزی:

اگر کارکردن در اداره با محبت و مهر توأم باشد موجب پیوند قلب ها میشود. بهترین اجتماع آن اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود.

7 - حوصله مندی و بردباری:

یک نظام اداری ارزشمند نظامی است که بر اعمال و رفتار کارگزاران و کارکنانش بردباری حاکم باشد.

8 - عدالت خواهی:

بلاخره باید گفت که عدالت و انصاف در روابط اخلاق اداری یک اصل عمده بشمار میرود و بدون آن نظام اداری از هم می پاشد، چنانچه خداوند در قرآن در سوره نحل آیه 89 میفرماید:

« به تحقیق خداوند شما را به عدالت و نیکوکاری ها فرمان میدهد یا امر میکند»

9 - خوشرویی و خوش رفتاری:

خوشخرویی و رفتار خوش یکی از رمز های موفقیت یک کارمند با ارباب رجوع میباشد چنانکه اخلاق نیکو، برخورد مناسب، کلام نرم، رفتار شایسته، گفتار مؤدبانه، چهره گشاده با مشتریان و ارباب رجوع یکی از اصول عمده اخلاق اداری میباشد باید توجه داشت شخص مقابل شما از برخورد با شما آزرده نشود.

بالاخره نیکو و به جا سخن گفتن و نفی خودکامگی نیز یکی از صفات شایسته اخلاق اداری در اداره میباشد، در نتیجه تمام این خوبی ها را در تمسک به اسلام عزیز میتوان دریافت.[5]

³بایدها (معروفات) و نبایدهای اخلاقی (منکرات) درآیات و احادیث

در میان تکالیف و فرایض اخلاقى کمتر تکلیفى مانند امر به معروف و نهى از منکر مؤثر در اصلاح امم و تکامل طوایف است. زنده ترین ملتها آن ملتى است که موقعیت امر به معروف و نهى از منکر در میان آنها محفوظ تر و محترمتر باشد. دین اسلام که جامعه را به هر مصلحت و کار نیک فرمان داده و از هر مفسده و کار زشت، نهى فرموده، شأن امر به معروف و نهى از منکر را بسیار بزرگ شمرده و راجع به آن انواع تأکیدات و ترغیبات نموده و انتظام تمام تشکیلات اجتماعى و سیاسى و حفظ شوکت و عظمت مسلمانان را به آن موقوف کرده است.چکیده و ریشه معروفها و منکرها در قران آمده است؛ از جمله در سوره های اسراء و لقمان[6] از برخی از این معروفها یاد شده است که عبارتند از: یکتاپرستی، نیکی به والدین،احترام به آنها و نرم زبانی، انفاق به خویشاوندان،مساکین و درماندگان،میانه روی درهرکاراز جمله بخشندگی،برپایی نماز،پایبندی به عهد، امربه معروف و نهی ازمنکر، تحمل سختی ها در راه اجرای این دو فریضه و آرام سخن گفتن، برخی از منکرات نیز از این قرارند: کشتن فرزندان براثر فقر،شرک به خداوند،زنا و فحشا،تجاوزبه اموال یتیمان،کم فروشی،اطاعت کورکورانه و بی توجهی به مسئولیت چشم و گوش و خرد،تکبر،اسراف،بدخویی و ترشرویی.

درتعدادی ازآیات قران کریم[7] و احادیث فراوانی سخن از امربه معروف(بایدهای اخلاقی) و نهی ازمنکر(نبایدهای اخلاقی) بمیان آمده است که به مواردی از آن بالاجمال اشاره می شود:

¡ در قران مجید

با الهام از آیات قرانی می توان گفت که :

1. امت اسلامى، بهترین امت است؛ چرا که امر به معروف و نهى از منکر مى‏کند و همین عامل رستگارى او است.[8] بدین‏ترتیب مى‏توان گفت امر به معروف و نهى از منکر، از ضروریات ایمان و رستگارى امت است.

2. دست شستن از نهى از منکر و بى‏اعتنایى به رواج منکرات، نشان بدکردارى و تباهى انسان است. [9]

3 - . بر اثر ترک این فریضه، جامعه دچار تباهى مى‏شود. در این هنگام، تنها آمران به معروف و ناهیان از منکر نجات پیدا مى‏کنند و بدکاران و سهل‏انگاران، دچار عذاب مى‏گردند. [10]

4. امر به معروف و نهى از منکر، کارى خدایانه است و خداوند از خود به عنوان کسى که به معروف فرمان مى‏دهد و از منکر بازمى‏دارد، یاد مى‏کند. [11]از این نکته مى‏توان نتیجه گرفت که عقل آدمى پیش از حکم شرع مستقلا به پاره‏اى معروف‏ها و منکرها شناخت پیدا مى‏کند.

5. پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم نیز یکى از وظایفش امر به معروف و نهى از منکر است و از این‏رو، این کارى پیامبرانه است. [12]

6 - . امر به معروف و نهى از منکر، نشان پیوستگى مؤمنان به یکدیگر و جلوه همبستگى جامعه اسلامى است. [13]

7 - . امر به معروف و نهى از منکر، مکمل فریضه‏هایى چون نماز و زکات است و غالبا در قرآن در کنار آنها آمده است [14] که نشان‏دهنده بعد اجتماعى و عملى دین مبین اسلام است.

8 - . اجراى این فریضه، ممکن است سختى‏هایى در پى داشته باشد؛ اما باید آن را تحمل کرد که این از کارهاى استوار است.[15]

9 - . گرچه براى تحقق این فریضه باید کوشید، لازم است از منطق الایسر فالایسر و ترتیب و به کار بردن زبان خوش و منطق درست استفاده کرد.[16]

10 - . بهترین امر به معروف و نهى از منکر، آن است که انسان نخست خود را مخاطب آن سازد و از خود بیاغازد. بى‏اثرترین کار آن است که انسان خود را فراموش کرده، واعظ و اندرزگوى دیگران باشد. بدین‏ترتیب هم کارش بى‏نتیجه خواهد ماند و هم زمینه مغضوب شدن خود را فراهم خواهد آورد. [17]

¡ترجمه برخی آیات  امر به معروف و نهی از منکر

1 - مردان و زنان با ایمان، برخی از آنها سرپرست و یار و یاور برخی دیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند، و نماز را بر پا می‌دارند و خدا و رسولش را اطاعت می‌نمایند، خداوند به زودی آنها را مورد مرحمت خویش قرار می‌دهد چرا که او توانا وحکیم است .[18]

2 -  شما بهترین امتی هستید که از درون تاریخ، بیرون آمدید ، چرا که امر به معروف و نهی از منکر می‌کنید و به خدا ایمان دارید. و اگر اهل کتاب به چنین آئین درخشانی ایمان آورند، به سود آنها است، ولی تنها عده کمی از آنها با ایمانند و اکثر آنها فاسقند. [19]   باید از میان شما جمعی دعوت به نیکی کنند و امر به معروف و نهی از منکر نمایند و آنان ، رستگارنند.[20]

3 -  آن کسانیکه هر گاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می‌دارند و زکات میدهند و امر به معروف و نهی از منکر می‌کنند و پایان همه کارها از آن خدا است.[21]  

 4 - همه اهل کتاب، یکسان نیستند، طائفه ای از آنها در دل شب قیام می‌کند و به تلاوت آیات خدا و سجده برای او مشغولند، به خدا و روز قیامت ایمان دارند، امر به معروف و نهی ازمنکر می‌کنند، و در انجام کارهای نیک، پیشی می‌گیرند و آنها از صالحانند.[22]

 5 - ای کسانی که ایمان آورده‌اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها است نگهدارید، آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده‌اند که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده‌اند اجرا می‌نمایند. [23]  

¡احادیث:[24]

 در این باره روایات متعددی وجود دارد که فقط به چند مورد بسنده می شود:

1-  پیامبر اکرم(ص) می فرمایند: ... زمانی که امر به معروف و نهی از منکر نکردند... خداوند متعال، بدترین و شرورترین آنها را بر آنان مسلط می کند، پس در این هنگام دعا می کنند ولی دعای آنان مستجاب نمی شود.[25]

2-  پیامبر اکرم(ص) در رابطه با اهمیت امر به معروف و نهی از منکر فرمودند: آیا شما را از کسانی خبر دهم که نه انبیا و نه شهدا هستند ولی مردم(انبیا و شهدا) به مقام و مرتبت و جایگاه آنان در پیش خدا که بر منبرهایی از نور هستند غبطه می خورند؟  سؤال شد: ای رسول خدا(ص) آنان چه کسانی هستنند؟  پیامبر(ص) فرمود: آنان کسانی هستند که بندگان خدا را محبوب خدا و خدا را محبوب بندگانش می گردانند.  سؤال شد: معنای محبوب گردانیدن خدا در پیش بندگانش معلوم است اما چگونه بندگان خدا را محبوب خدا می گردانند؟  پیامبر(ص) در جواب فرمود: به چیزی که خداوند متعال دوست دارد دعوت می کنند و از چیزی که خداوند متعال بدش می آید نهی می کنند، پس هنگامی که بندگان خدا، او را اطاعت می کنند محبوب خدا می گردند و خداوند متعال آنان را دوست می دارد.[26]

3-  رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشین خدا، پیامبر خدا(ص) و کتاب خدا در روی زمین است.[27]

4-   امیرالمؤمنین حضرت علی(ع) فرمودند: امر به معروف و نهی از منکر را رها نکنید در غیر این صورت بدترین شما بر شما حاکم می شوند.[28]

5-   امام حسین علیه السلام در نامه معروفش به برادرش محمد حنفیه در باره فلسفه قیامش در فرازی می فرماید: من برای اصلاح امت جدم رسول خدا(ص) قیام کردم، می خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم...[29]

³پاره اى از اخلاق حسنه و اعمال صالحه« معروفات»:

ایمان به خدا، ایمان به پیغمبران، ولایت و محبت اهل بیت پیغمبر، نماز، روزه، زکات، خمس، حج، جهاد، احسان و نیکى به پدر و مادر، صله رحم، تحصیل علم و دانش، وفاى به عهد، صدق و راستى، اداى امانت، عفت و پاکدامنى، تواضع و فروتنى، حیا، صبر، جوانمردى، کرم، ایثار، تقوا، عدالت، نوع پرورى، دوست داشتن بندگان خدا، خوبى معاشرت با مردم، خوش سلوکى با اهل و عیال، تربیت اولاد، اعانت و یارى مظلومین و ستمدیدگان، نگهدارى راز و سرّ مردم، نگاهدارى یتیمان، کفالت بیوه زنان و عَجَزَه و ناتوانان، پرستارى و عیادت بیماران، مواسات با فقیران، رحم آوردن بر ضعیفان، احترام کردن از پیران، تشویق و توقیر نیکان و خدمتگزاران، سپردن مشاغل اجتماعى به اهل لیاقت و شایستگان، سیر کردن گرسنگان، سیراب کردن تشنگان، سوار کردن پیادگان، همکارى با اخبار و نیکان، تحصیل روزى حلال و تهیه شغل و کسب و کار، توسعه دادن بر اهل و عیال، یادگرفتن صنعتهایى که براى جامعه لازم است، اقتصاد و میانه روى در مخارج زناشویى و ازدواج، نظافت و پاکیزگى و رعایت بهداشت، قرض دادن، حوایج بندگان خدا را برآوردن، انواع خیرات و مبرّات از قبیل تأسیس دارالمساکین و دارالایتام و دارالعجزه و بیمارستان و درمانگاه، سعى در آسان کردن زندگى بر مردم، کوشش در بسط و توسعه علم و فرهنگ و بالا بردن سطح علم و اخلاق جامعه، تهیه کار براى اشخاص بیکار، اصلاح ذات البین، حضور در مساجد و جماعات و مجامع دینى و علمى و تعظیم از شعائر مذهبى، دفع شرّ از مسلمانان، آماده بودن براى دفاع از حدود و مرزهاى کشور اسلامى، تسلیم بودن در برابر مقررات و احکام الهى، هدایت و راهنمایى و نصیحت و خیرخواهى مردم، عفو و گذشت و امر به معروف و نهى از منکر.

³بعض از انواع منکر و گناهان و اخلاق ذمیمه:

شرک به خدا، قتل نفس و آدمکشى بى مجوّز شرعى، رنجاندن پدر و مادر، قطع رحم، ظلم و ستمکارى، خیانت، دروغ، نفاق و دورویى، تکبّر، حسد، غیبت، حبّ جاه و ریاست، حبّ دنیا، ریاکارى، سوء خلق، زنا و لواط و هر نوع اعمال شهوت از راه نامشروع، نسبت زنا و بى عفتى به کسى دادن، کینه مسلمانى را در دل گرفتن، ایجاد اختلاف و پراکندگى میان جامعه، خوددارى از اداى شهادت، قسم دروغ یاد کردن، شهادت دروغ دادن، حقوق مردم را ضایع ساختن، عجب و خودبینى، کم فروشى، دزدى، رباخوارى، شرب خمر و هر چیز مست کننده، قماربازى، تبذیر و اسراف مال، همکارى با اجانب و بیگانگان و دشمنان اسلام، گرویدن به ظلمه و ستمکاران، یارى و اعانت ظالم، بدعت نهادن، خوددارى از اداى حقوق مردم با تمکّن، دشنام و ناسزا به مردم گفتن، مداخلات و تصرفات نامشروع در موقوفات، ساحرى و شعبده بازى و جادوگرى، مسلمانى را مسخره کردن، کسى را بى جهت خوار و خفیف و سبک نمودن، رشوه گرفتن و رشوه دادن، به ناحق میان مردم قضا و حکومت کردن، سوء استفاده از شغل و مقام خود نمودن، راهها و شوارع را تنگ کردن، بى قیدى به مصالح اجتماعى، راهزنى و مخلّ امنیت و آسایش جامعه شدن، سخن چینى و نمّامى، فرار از جهاد، غش و تلبیس و تقلّب و کلاهبردارى، حقّ نشناسى، مال حرام خوردن، خوردن گوشت خوک و مردار و هر حیوان حرام گوشت و حیوانى که نام خدا در موقع ذبح آن برده نشده باشد، بیکارى و ولگردى، دخالت و تصرف عدوانى در اموال غیّب و قصّر و محجورین، کسبهاى حرام مانند فروختن و ساختن مى و آلات قمار و لهو و لعب مثل نرد و شطرنج و ورقهاى قماربازى و تار و ساز و غیره، استعمال ظروف طلا و نقره، بى حجابى زنان، معاشرتهاى نامشروع مردان و بانوان همچنانکه در این عصر در بین بعضى مرسوم شده، اذیت همسایه، نقض عهد و شکستن پیمان، مقام و منصبى را با فقدان صلاحیت عهده دار شدن، مال یتیم خوردن، از رحمت خدا نومید بودن، نماز یا یکى دیگر از واجبات را ترک کردن، اشتغال به ملاهى و لهو و لعب و استماع غنا و اصوات آلات طرب، فساد و اغتشاش و آشوب برپا کردن، راز کسى را فاش کردن، تفحص و جستجو از عیب مردم نمودن، آبروى مردم را ریختن و ترک امر به معروف و نهى از منکر.

³ معنی امر به معروف و نهی از منکر

الف : معنای لغوی

 عبارت «امربه معروف و نهی از منکر» از چهار واژه بشرح تشکیل شده است:

1- امر : برای واژه ی امر در کتب عربی دو معنا ذکر نموده اند: یکی کار و دیگری دستور و فرمان. جمع اولی (امر به معنای کار) ، امور و جمع دومی ( امر به معنای دستور و فرمان) ، اوامر است. گاهی امر از مقوله ی گفتار وسخن است که در این صورت به معنای فرمان و دستور به کار می رود و گاهی امر فعل و عمل است که در این صورت به معنای کار است . در بحث امر به معروف و نهی از منکر، امر قولی مراد است که همان دستور و فرمان باشد.

2- نهی : نهی به ترک کاری را کردن، منع نمودن، جلوگیری به عمل آوردن از کاری، معنی شده است.

3- معروف : در لغت نامه های فارسی معروف به معنی شناخته شده و کار نیک و پسندیده آمده است ولی در لغت نامه های عربی گفته اند، معروف هر آن چیزی است که عقل و شرع آن را نیک و خوب بداند و معروف اسم جامعی است که هر چیزی که موجب اطاعت خداوند و نزدیک شدن به او و احسان به مردم می شود را در بر می گیرد..

4-  منکر : منکر در لغت فارسی به معنای کار زشت و ناپسندیده و ناشایست آمده است. در لغت عربی منکر هر آن چیزی است که عقل و شرع آن را زشت و ناپسند شمرده و آن را تحریم نمایند.

راغب اصفهانی در باره معنای معروف و منکرگفته است:« معروف هرآن چیزی است که عقل و شرع آن را به نیکی و خوبی می شناسد ومعرفی می کنند و منکر هرآن چیزی است که عقل و شرع آن را ناپسند می دارند.[30]

ب : معنای اصلاحی :

 با در نظر گرفتن تمامی تعاریف به عمل آمده از دو واژه ی معروف و منکر در شرع ، می توان گفت که معروف، یعنی هنجارها و ارزش ها و فرائض و احکام و عقاید ناب و صحیح دینی که از سرچشمه ی زلال وحی نشأت گرفته و مورد تأیید عقل سلیم نیز هست و منکر هر نوع عقیده ی باطل و یا کار زشت و ناپسندی است که عنوان گناه، جرم، جنایت، کج روی و انحراف را نیز می توان بر آن اطلاق نمود و در شریعت از آن نهی شده است و برای آن مجازات و عقاب دنیوی و اخروی در نظر گرفته شده و حکم به تحریم آن شده و عقل سلیم نیز با آن مخالفتی ندارد هر چند که حکمت و فلسفه ی آن را نیز نداند. ودر احام دین « به تمام واجبات و مستحبات معروف و به تمام محرمات و مکروهات منکر گفته می شود.بنابراین واداشتن افراد جامعه به انجام کارهای واجب و مستحب «امربه معروف» و بازداشتن آنها ازکارهای حرام و مکروه «نهی ازمنکر» نامیده       می شود.[31] و بطور خلاصه می توان گفت که : به رفتار وگفتار خوب  و پسندیده ، معروف و به رفتار وگفتارزشت وناپسند، منکر گفته می شود . وادار کردن دیگران به رفتار وگفتارخوب ،امر به معروف و بازداشتن دیگران از رفتار وگفتار زشت را ، نهی از منکر گویند .[32]

« معروف ها و منکرها »

می توان گفت از نگاه فقهی ، معروف ها منکر ها ،همان بایدها ونبایدها هستند یعنی اینکه انسان مسلمان به دنبال انجام چه کارهایی باشد واز چه کارهایی پرهیز کند دانشمندان اسلامی وعالمان دینی ، احکام تکلیفی را به چهار گروه تقسیم می کنند :

1- وجوب ، حکم وجوب به چیزهایی تعلق می گیرد که اصطلاحاً به آن واجب می گویند واجب ؛ عملی است که الزاماً باید انجام شود ودرصورتی که مکلف آن را ترک کند معصیت و نافرمانی خداوند متعال را مرتکب شده و سزاوار عذاب الهی خواهد بود مگر آن که توبه نماید مانند : نماز، روزه ، امانت داری ، دفاع از مظلومان و...

2- حرمت ؛ حکم حرمت به اموری تعلق می گیرد که به آن حرام می گویند و مکلف الزاماً باید آنها را ترک کند وانجام ندهد ودر صورتی که آنها راانجام دهد از دستورات خداوند سرپیچی کرده است و به عنوان گناهکار شناخته می شود مگرآن که توبه کند مانند : دروغ ، غیبت ، تهمت ، ظلم به دیگران ، شراب خواری و...

3- استحباب ؛ حکم استحباب به کاری تعلق می گیرد که به آن مستحب می گویند مستحب ؛ عملی است که انجام دادن آن خوب است اما الزامی نیست ، وانجام دهنده آن از ثواب و پاداش آن بهره مند می گردد، هر چند که اگر آن را ترک کند به عنوان گنهکار شناخته نمی شود بلکه ازهمان ثواب (ونیز مزایای دنیایی آن )محروم شده است مانند : نمازهای مستحبی در شبانه روز ، روزه گرفتن سه روزاز هرماه ، شستن دست هاپیش از غذا خوردن وپس ازآن ، مسواک زدن ، تسلیت گفتن به مصیبت دیدگان و...

4- کراهت ؛ حکم کراهت به کاری تعلق می گیرد که به آن مکروه می گویند مکروه ؛ عملی است که انجام ندادن آن بهتر است اما الزامی نیست وکسی که آن راا نجام ندهد ، شخصی مطیع بوده واز پاداش الهی برخوردار خواهد بود ،هرچند که اگر آن را انجام دهد ، جرم یا گناهی مرتکب نشده است مانند : نگاه کردن به صورت دیگران در موقع غذاخوردن ،گذاشتن نان زیر ظرف غذا، بوییدن گیاهان خوشبو برای شخص روزه دار ، خوردن وآشامیدن برای شخص جنب ؛ مگر آنکه وضو بگیرد و...

بنابراین باتوجه به توضیحات گذشته ، می توان گفت معروف (کارهای خوب وپسندیده ) شامل واجب ها و مستحب ها می شود ودر جایی که آن معروف واجب باشد امر به آن هم واجب خواهد بود واگر معروف ، مستحب باشد امر به آن هم مستحب می باشد .

اما منکراگر به معنای کار زشت وگناه باشد فقط شامل حرام ها خواهد شد واگر به معنای (کارناپسند ) باشد شامل هم حرام ها و هم مکروه ها خواهد بود بنابراین اگر کاری حرام باشد نهی از انجام آن واجب است واگر کاری مکروه باشد نهی ازکار مکروه ، مستحب خواهد بود نتیجه آن که ، امر به معروف و نهی از منکر به امر به معروف ونهی از منکر واجب ، وامر به معروف و نهی از منکر مستحب ، تقسیم می شود.[33]

³مصادیق معروف و منکر درادارات

گاهی اوقات عدم شناخت معروف و منکر موجب می شود در اذهان عمومی، معروف منکر و منکر معروف تلقی شود و در نهایت به کم رنگ شدن این فرهنگ مقدس ختم شود.
ترک امر به معروف و نهی از منکر خود یکی از مصادیق منکر است که بایستی امر به معروف آنقدر تکرار گردد تا اذهان عموم در گام اول با لفظ کلمه مأنوس و در گام بعدی با حقیقت مطلب آشنا شود چرا که امر به معروف و نهی از منکر همان دعوت به نیکی ها و پرهیز از زشتی هاست که فطرت آدمی پذیرای آن است.دراین قسمت پاره ای از معروفات و منکرات اداری آورده می شود و در ادامه بایدها و نبایدهای آن(معروفات و منکرات) در پنج حوزه (ارباب رجوع، همکار، مدیربا کارمند، کارمند با مدیر، وسازمان و شغل، دسته بندی می شود.

¡معروفهای اداری:

۱-  احترام به همکاران و ارباب رجوع 

۲-عدم تجسس در امور شخصی دیگران

۳-  تقویت حس مسئولیت پذیری و مشارکت کارکنان در امور

۴- توجه به کسب رضایت مردم و در نهایت رضایت الهی

۵- گماردن افراد متقی و شایسته در رأس امور و...

6 -پخش اذان در فضای اداره

۷- اختصاص فضای مناسب جهت نماز خانه
۸-  انجام به موقع و دقیق وظایف محوله
۹-  حضور به موع در محل کار
۱۰-  فعالیت تا پایان وقت اداری
۱۱-  دقت و احتیاط در مصرف بیت المال
۱۲-  بکار گیری نیروهای متعهد و متخصص در بخش های مختلف اداره جهت پیشبرد سریع امور
۱۳- عدالت و انصاف در برخورد با زیر دستان و مراجعین
۱۴-  تواضع در برابر مردم
۱۵-  رعایت اخلاق اسلامی بین همکاران و مراجعین
۱۶-  تسریع در انجام امور مردم
۱۷- ایثار در خدمت به مردم به ویژه خانواده های شهداء و ایثارگران
۱۸- حضور مدیر دستگاه در بین همکاران به منظور رسیدگی به امور آنها.
۱۹- عدم قضاوت یکطرفه نسبت به ویژه پرسنل و خانواده ها
۲۰-  سخت کوشی و تلاش در کار 
۲۱- جلوگیری از ریخت و پاش و دوری از اسراف
۲۲- صرفه جویی در وقت، انرژی و منابع مالی دستگاه
۲۳- تقویت حس همکاری و تقویت انگیزه در بین کارکنان
۲۴- رعایت پوشش اداری
۲۵- رعایت و داشتن رفتار مناسب همکاران خانم و آقا با یکدیگر در فضای اداره
۲۶- جدا بودن محل فعالیت خانم ها و آقایان 
۲۷- بدون چشم داشتی به کار مردم رسیدگی کردن
۲۸- توجه به ساده پوشی و عدم آرایش زننده در ادارات و مراکز آموزشی و عمومی
۲۹- حضور منظم در اداره و رعایت قوانین و مقررات و ضوابط اداری
۳۰-  رعایت شئون و شعائر و اخلاق اسلامی (در گفتار، رفتار و پوشش و برخورد با دیگران)
۳۱- حفظ اسرار شغلی
۳۲- انتقاد پذیری
۳۳- اجرای برنامه های مناسب دینی ، مذهبی ویژه همکاران و خانواده
۳۴-  تکریم ارباب رجوع و حفظ حرمت شخصیت آنان
۳۵- برگزاری و شرکت فعال و به موقع در نماز جماعت و تشویق همکاران برای شرکت در نماز
۳۶-  برنامه ریزی برای گسترش روحیه ابتکار ، خلاقیت و نوآوری کارکنان
۳۷- تقدیر از نیروهای مبتکر و خلاق دستگاه و حمایت جدی از آنان
۳۸- برنامه ریزی و تلاش برای ارائه و فراگیری آموزش های عمومی وتخصصی دینی - اجتماعی - علی و ...
۳۹- شناسایی و معرفی و تشویق استعدادهای درخشان فرزندان پرسنل دستگاه
۴۰- برگزاری اردوهای تفریحی تربیتی برای کارکنان و اعضاء آنان 
۴۱- حفظ و گسترش روحیه انقلابی و ساده زیستی
۴۲- اجرای برنامه های مذهبی - دینی و ملی
۴۳- درج تصاویر زیبا ، احادیث و آیات قرآن و سخنان زندگی بخش در تابلو اعلانات و سربرگ نامه ها 
۴۴-  برنامه ریزی برای گسترش فرهنگ کتابخوانی 
۴۵ -  تقدیر از کارکنان فعال و وظیفه شناس
۴۶-  ترویج روحیه مردم داری و نهادینه نمودن اخلاق اسلامی در بین کارکنان

¡ منکرهای اداری:
۱. رشوه خواری.
۲. سوء استفاده از موقعیت شغلی
۳. استفاده شخصی از امکانات دولتی و مردمی
۴. تجمل گرایی
۵. تکبر به زیر دستان و مراجعه کنندگان
۶. انتقام جویی از همکاران و مراجعه کنندگان
۷. انتصاب ناشایسته اقوام، نزدیکان و دوستان فاقد صلاحیت.
۸. اعمال نفوذ برای نیل به منافع شخصی و گروهی
۹. سلیقه ای اعمال کردن کارکنان و مسئولین دستگاهها
۱۰. عدم نظارت مسئولین بر واحد های تحت نظر خود
۱۱. برگزاری جلسات زاید و بی فایده.
۱۲. سفرهای پرهزینه و بی مورد داخلی و خارجی
۱۳. سهل انگاری در وظایف اداری و کم فروشی و کم کاری
۱۴. دیر سرکار آمدن و زود رفتن
۱۵. در ساعات اداری برای انجام کارهای شخصی بیرون رفتن
۱۶. ماندن در اداره در غیر ساعات اداری و انجام ندادن کار و گرفتن اضافه کاری
۱۷. کاغذ بازی های آزار دهنده
۱۸. پذیرایی های پر خرج برای حفظ موقعییت شخصی
۱۹. ظاهر سازی و خوب جلوه نمودن در ظاهر برای حفظ و کسب منافع شخصی
۲۰. رسیدگی به امور شخصی در وقت اداری
۲۱. استفاده از امکانات محل کار جهت منافع شخصی
۲۲. اسراف و افراط و تفریط در بکار گیری اموال حتی در جهت مصارف اداره
۲۳. به کار گیری از کارکنان مجموعه جهت انجام امور شخصی و غیر اداری
۲۴. سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی، بدبین کردن مردم به نظام و انقلاب اسلامی
۲۵. مأموریت های پر هزینه و بی مورد
۲۶. نصب منشی های خانم با پوشش نامناسب.
۲۷. اسراف در برگزاری جشنواره ها و هزینه های جانبی سنگین(انواع پذیرایی ها)
۲۸. اختلاس، جعل 
۲۹. خیانت در امانت و عدم وفای به عهد
۳۰. برگزاری جلسات متعدد بدون نتیجه و بی هدف
۳۱. مکالمه زیاد و طولانی به تلفن اداره
۳۲. داشتن صفات رذیله عجب، بخل، حسد، تکبر
۳۳. تجمل گرایی و. ترویج فرهنگ مصرفی
۳۴. عدم رعایت سلسه مراتب اداری
۳۵. استهزاء و تخریب دیگران
۳۶. افشای اطلاعات موجود در دستگاه
۳۷. قصور در یادگیری امور مرتبط شغل
۳۸. استعمال دخانیات و داشتن اعتیاد
۳۹. تطمیع نمودن کارمندان
۴۰. فرار از قانون با ترفند های خاص 
۴۱. عدم توجه به کسب رضایت مراجعین
۴۲. تمرد از دستورات مافوق
۴۳. دخالت بی مورد در امور غیر مرتبط با وظایف محوله
۴۴. عدم توجه به نظریات همکاران و عدم استفاده از مشارکت مردم در کارها

³ بایدها (معروفات) و نبایدهای (منکرات) اداری بر حسب مخاطب:

¦الف: در ارتباط با ارباب رجوع:

¡بایدها:

1.  تکریم ارباب رجوع و حفظ حرمت و شخصیت آنان

2. خوشرویی و خوش برخوردی در مواجه با ارباب رجوع

3. پاسخگویی و مسئولیت پذیری در قبال کار ارباب رجوع

4. توجیه قانونی، عقلی و منطقی عدم انجام خواسته های نامربوط  ارباب رجوع

5. توجه به کسب رضایت مردم و در نهایت رضایت الهی

6. رعایت عدالت و انصاف در برخورد با مراجعین

7. رعایت اخلاق اداری و تواضع در برابر مردم

8. رعایت اخلاق اسلامی در برخورد با مراجعین

9.حضور به موقع در محل کار و تعیین جایگزین برای انجام امور مراجعین در اوقات عدم حضور در محل کار

10. تسریع و تسهیل در انجام امور مردم

11. پیگیری و رسیدگی به امورات، مشکلات و شکایات ارباب رجوع

12. درست و به موقع انجام دادن کارهای مردم

13.داشتن سعه صدر و تمایل مثبت در برخورد با ارباب رجوع

14.گوش دادن اثر بخش به خواسته ها و ارائه اطلاعات و راهنمایی لازم و کافی ارباب رجوع

¡نبایدها:

1. تبعیض نژادی، قومی، خویشاوندی، مذهبی و جنسی در ارائه خدمت به ارباب رجوع

2. تجسس در امورات شخصی ارباب رجوع

3. اخاذی، رشوه خواری و اخذ وجه بیش از تعرفه های مقرر در قانون

4. تاثیر و قبول توصیه و سفارش در ارائه خدمات ارباب رجوع

5. منت گذاشتن و چشم داشت از بابت انجام امورات مراجعین

6. ترک محل کار در اوقات موظفی اداری بدون دلیل و اجازه

7. افشای اسرار و اطلاعات محرمانه ارباب رجوع

8. داشتن کبر و غرور در برخورد با ارباب رجوع

9. کاغذ بازی های آزار دهنده و امروز و فردا کردن کار ارباب رجوع

¦ب. در ارتباط با همکار:

¡بایدها:

1. احترام به همکاران و رفتار توأم با ادب و نزاکت

2. رعایت و داشتن رفتار مناسب همکاران خانم و آقا با یکدیگر در فضای اداره

3. ارائه انتقاد سازنده و مؤثر در صورت نیاز جهت اصلاح و بهبودی

4. داشتن وحدت ، صمیمیت و همدلی با همکاران

5. همکاری، مشورت و مشارکت در انجام بهینه وظایف شغلی و سازمانی

6. توسعه و توانمندی همکاران از طریق انتقال تجارب و تسهیم اطلاعات

7. امانتداری و حفظ اسرار همکاران

8. امر به معروف و نهی از منکر

9.  محبت، الفت و صداقت در تعامل و ارتباط با همکاران

10. کمک به انجام وظایف شغلی همکار در صورت نبودن ایشان در محل کار و یا در زمان مشغله زیاد ایشان

¡نبایدها:

1. تجسس در امور شخصی همکاران

2. انتقام جویی از همکاران و مراجعه کنندگان

3. استهزاء و تخریب همکاران

4.  دخالت بی مورد در امور غیر مرتبط با وظایف محوله

5. عدم توجه به نظرات همکاران و عدم استفاده از مشارکت مردم در کارها

6. سوء ظن، بخل و حسادت به همکاران

 ج. در ارتباط با رفتار مدیر با کارمند:

¡بایدها:

1.  بکار گیری نیروهای متعهد، متخصص و شایسته در بخش های مختلف اداره جهت پیشبرد سریع امور

2. عدالت و انصاف در برخورد با زیر دستان

3. تفویض اختیارات و استقلال در انجام وظایف شغلی و سازمانی

4. افزایش توانمندیهای کارکنان از طریق انتقال تجارب و آموزش

5. ایجاد انگیزه، میل و علاقه در کارکنان برای انجام وظایف شغلی و سازمانی

6.  تشویق و تنبیه به موقع کارکنان

7. حس مسئولیت پذیری و مشارکت کارکنان در امور

8. حضور مدیر دستگاه در بین همکاران به منظور رسیدگی به امور آنها

9. تقویت حس همکاری، تعاون و مشارکت در بین کارکنان

10.   برنامه ریزی برای گسترش روحیه ابتکار ، خلاقیت و نوآوری کارکنان

11. تقدیر از نیروهای مبتکر، خلاق، فعال و وظیفه شناس دستگاه و حمایت جدی از آنان

12. ترویج روحیه مردم داری و نهادینه نمودن اخلاق اسلامی در بین کارکنان

13. کنترل و ارزشیابی دقیق کارکنان و ارائه بازخورد مناسب برای اصلاح و بهبود

14. فراهم نمودن شرایط رشد و تعالی کارکنان در ابعاد مختف

15. حمایت و پشتیبانی جدی از همکاران برای رفع مشکلاتشان

¡ نبایدها:

1.  تجسس در امور شخصی کارکنان

2.  پیش داوری و قضاوت یکطرفه نسبت به پرسنل

3. استبداد، تکبر، تحقیر و استهزا تبعیض، بی احترامی و خشونت در برخورد با زیر دستان

4. انتصاب ناشایسته اقوام، نزدیکان و دوستان فاقد صلاحیت

5.  عدم نظارت مسئولین بر واحد های تحت نظر خود

6.  وعده های پوچ و غیر قابل انجام به کارکنان

7.  کتمان اطلاعات مورد نیاز شغلی کارکنان

8. نتیجه تلاش و کار زیر دستان را به خود نسبت دادن

9. به کار گیری کارکنان مجموعه تحت مدیریت جهت انجام امور شخصی و غیر اداری

¦درنحوه ارتباط و رفتار کارمند با مدیر:

¡بایدها:

1.   اطاعت پذیری و انجام به موقع دستورات مافوق

2.  رعایت سلسله مراتب سازمانی

3.  حفظ حرمت و منزلت مدیران در محیط اداری و غیر اداری

4.  ارائه نظرات کارشناسی در رابطه با وظایف شغلی و سازمانی

5.   صداقت، امانتداری و برخورد مؤدبانه با مافوق

6.  مشارکت جدی در کارهای تیمی و انجام وظایف شغلی

7.  استفاده درست در مقابل اختیارات تفویض شده

¡نبایدها:

1.   عدم رعایت سلسه مراتب اداری

2.  تمرد و سرپیچی از دستورات مافوق

3.  دروغ، تهمت، افتراء، غیبت کردن و بدگویی پشت سر مدیران

4.  ارائه گزارشات خلاف واقع

5.  تملق و چاپلوسی در رفتار و ارتباط با مافوق

6.  فقط خود را مقرب درگاه مدیر و سرپرست مافوق قرار دادن

7.   از زیرکارها ، شانه خالی نکردن و امور محول شده را به گردن دیگران نیانداختن

¦در ارتباط با سازمان و شغل:

¡بایدها:

1.  انجام به موقع و دقیق وظایف محوله

2.  حضور منظم و به موقع در محل کار و فعالیت تا پایان وقت اداری

3.  ارتقای دانش و مهارت مورد نیاز شغلی و سازمانی

4.  سخت کوشی و تلاش در کار 

5. دقت و احتیاط در مصرف بیت المال و جلوگیری از ریخت و پاش و دوری از اسراف

6.  افزایش بهره وری، اصلاح الگوی مصرف، صرفه جویی و استفاده بهینه از امکانات و منابع سازمان

7.  ارتقای خلاقیت و نوآوری در روشهای انجام وظایف شغلی و سازمانی

8.  رعایت پوشش اداری

9.  توجه به ساده پوشی و عدم آرایش زننده در ادارات و مراکز آموزشی و عمومی

10.  رعایت قوانین، مقررات، ضوابط اداری و آراستگی محیط کار

11.   رعایت شئون و شعائر و اخلاق اسلامی (در گفتار، رفتار و پوشش و برخورد با دیگران)

12. حفظ اسرار شغلی و افزایش تعلق و شهرت سازمانی

13. برگزاری و شرکت فعال و به موقع در نماز جماعت و تشویق همکاران برای شرکت در نماز

14.  آشنایی با قوانین، دستورالعملها و علوم وفنون و تکنولوژیهای نوین مرتبط با وظایف شغلی و سازمانی

15.  شفاف سازی و مستند سازی نحوه ارائه خدمات و اسناد و مدارک مرتبط

¡نبایدها:

1. سوء استفاده از موقعیت شغلی و استفاده شخصی از امکانات دولتی و مردمی

2. اعمال نفوذ برای نیل به منافع شخصی و گروهی و پذیرایی های پر خرج برای حفظ موقعییت شخصی

3.       برگزاری جلسات زاید و بی فایده و سفرهای پرهزینه و بی مورد داخلی و خارجی

4.       سهل انگاری در وظایف اداری و کم فروشی و کم کاری

5.  دیر سرکار آمدن و زود رفتن از محل کار

6.  انجام کارهای شخصی در اوقات و ساعات اداری

7.       ماندن در اداره در غیر ساعات اداری و انجام ندادن کار و گرفتن اضافه کاری

8.       اسراف و افراط و تفریط در بکار گیری اموال حتی در جهت مصارف اداره

9.        سهل انگاری در حفظ امکانات دولتی، بدبین کردن مردم به نظام و انقلاب اسلامی

10.   اسراف در برگزاری جشنواره ها و هزینه های جانبی سنگین(انواع پذیرایی ها)

11.   اختلاس، جعل، خیانت در امانت و عدم وفای به عهد

12.   مکالمه زیاد و طولانی و بی مورد با تلفن اداره

13.   افشای اطلاعات موجود در دستگاه

14.   استعمال دخانیات و داشتن اعتیاد

15.   بی‌انگیزگی، تنبلی، بی عفتی و بد پوششی

³اهمیت خلوص درانجام کار:

کار اداره ای ها خدمت به مردم و سامان دهى کار آنان است . این قشر عظیم ومحترم همیشه در فکر آنند که گره اى از کار فرو بسته خلق خدا بگشایند. اما نکته اینجاست که اگر بخواهند این کارها پربرکت و جاویدان شود و در دنیا و آخرت به کارشانبیاید باید با«اخلاص»هم آغوش گردد.  چون« خلوص»واژه اى است که همواره تقدس و نورانیتو نجات را به همراه دارد. در مقابل خلوص «ریا و تظاهر» است که هرگاه این کلمه را تصور مى کنیم نامیمونى و ظلمت در ذهنمانتداعى مى شود. نتیجه و معناى این دو واژه از حیث تاثیر در جامعه به اندازه اى بزرگو وسیع است که حتى به لفظ خود نیز سرایت کرده و آن را« مقدس»و« نامقدس»نموده است. وقتى به قرآن و روایت اهل بیت علیهم اسلام رجوع مى کنیم ، مى بینیمکه در مورد کسب خلوص و پرهیز از ریا و تظاهر تاکید فراوان شده است .قرآن کریممى فرماید: اگر   مى خواهى به مقام لقا و فنا برسى ، اولین چیزى را که باید سرلوحهزندگى ات قرار دهى این است که به همه کارهایت رنگ خلوص بدهى.صبغة الله ، و من احسن من الله صبغةعمل ، هرچه که کوچک باشد، اگر«خلوص»را به همراه خود داشته باشد ارزش پیدا  مى کند، حتى ارزشش از دنیا و آنچه در آن است بیشتر و بزرگ تر مى شود.امیرالمؤمنین (ع) انگشترى به فقیر داد که ارزش پولى چندانى نداشت ، اما از آن جا کهخالصانه بود به قدرى اهمیت یافت که در قرآن آیه ولایت در خصوص این عمل نازلشد.انما ولیکم الله و رسوله والذین یؤ منون الذین یقیمونالصلوة ویؤ تون الزکوة وهم راکعون[34] ولى شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانى که ایمان آورده اند. همان کسانى که نماز بر پا مى دارند و در حال رکوع ، زکات مى دهند.به اعتراف شیعه و سنى شان نزول متجاوز از سیصد آیه در مورد على علیه السلام است . اما این آیه از اهمیت بیشترى برخوردار است و براى شیعه محکم ترین دلیل است که بعد از پیامبر (ص ) على علیه السلام داراى ولایت مطلقه الهى است .آرى ، در اثر خلوص ، یک انگشتر کم بها پرارزش مى شود، تا آن جا که به آن چه در دنیا و آخرت است مى ارزد. یا یک ضربه شمشیر خالصانه از عبادت جن و انس بالاتر مى شود چنان که پیامبر اکرم (ص ) درباره على علیه السلام  مى فرماید:

ارزش عبادت ضربه على در جنگ خندق که بر عمر بن عبدود وارد کرد از عبادت جن و انس بالاتر است .یعنى از زمان خلقت آدم علیه السلام تا روز قیامت عبادت مردم بلکه جن و انس یک طرف ، و ثواب آن ضربه شمشیر در طرف دیگر:على علیه السلام در راه اسلام بسیار جنگید و شمشیرهاى فراوانى زد و در همه آن نبردها اخلاص داشته است ، اما آن ضربه اش استثنایى است یا این که درلیلة المبیت على علیه السلام به جاى پیامبر در بستر خوابید و آن حضرت را از خطر رهانید و زمینه هجرتش را فراهم کرد. این کار براى على ، ساده و کوچک است ، چون شجاعت و دلیرى على علیه السلام فوق این کارهاست ، اما همین عمل به اندازه اى ارزش پیدا مى کند که آیه اى درباره اش نازل مى شود و مضمون این آیه بسیار بالا است .« و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رءوف بالعباد»

«و از میان مردم مراد على علیه السلام است کسى است که از جان خود در راه رضاى خدا مى گذرد مانند شبى که على علیه السلام به جاى پیغمبر (ص ) در بستر خوابید و خدا دوست دار چنین بندگانى است .گاهى قضیه به عکس مى شود، یعنى چه بسا کار خوبى از جهت مادى و تاءثیر گذارى بسیار بزرگ و وسیع است ولى از آن جا که رنگ خلوص به خود نمى گیرد در نزد خداوند هیچ ارزشى ندارد و به بال مگسى نمى ارزد. اگر خداى ناکرده عملى رنگ ریا و تظاهر داشته باشد، نه تنها باطل ، که گناهى بس بزرگ و در حد کفر است .در روایت آمده است که : «کسى را در صف محشر مى آورند و به او مى گویند: چه کاره بودى ؟ جواب مى دهد: من هفتاد سال براى رضاى خدا درس دین   مى آموختم و از معصومین علیه السلام براى مردم حدیث مى خواندم و آنان را موعظه مى کردم و....خطاب مى شود: درست است که هفتاد سال چنین کردى اما تنها براى خدا نبوده بلکه به خاطر این بود که به تو بگویند «بارک الله! چه عالم خوبى است! و یا براى این بود که شهرتى پیدا کنى و براى خودت موقعیت اجتماعى کسب نمایى  و...

این جا است که انسان گیر مى کند، چرا که کارهایش رنگ خلوص نداشته و یا تواءم با تظاهر و ریا بوده است . از همین رو دستور مى رسد که او را به رو، به آتش بیندازید!
چه سخت و دردناک است هفتاد سال خون جگر خوردن و عالم شدن و در فنون اسلامى متخصص گردیدن ، و سرانجام هم در آتش سوختن .در روایت دیگر آمده است .از شخصى مى پرسند براى چنین روزى چه آورده اى ؟ مى گوید: به خط مقدم جبهه رفتم و با دشمن جنگیدم ، از آنان کشتم و خود نیز آماده کشته شدن در راه خدا بودم و... خطاب مى شود. بله ، جبهه رفتى ، در خط مقدم حضور پیدا کردى و حتى کشته هم شدى اما این عمل تو خالص نبود، بلکه براى این بود که به تو بگویند: بارک الله ! آقا هم به جبهه رفت ، چه شجاعتى دارد و چه خوب مى جنگد! و... به ماءموران الهى خطاب مى شود: او را روانه آتش کنید، اگر چه در روز قیامت از آن انبیاى الهى است و دومین مقام ، مقام عالمان و دانشمندان دینى است و سومین مقام را شهدا دارند.زمانى که در محشر، صف بسته مى شود، شهدا مثل ماه مى درخشند و همه را به خود جلب مى کنند. اما این همه مقام ، در صورتى است که عمل خالص باشد و گرنه جایگاه انسان در آتش است . باز هم در روایت مى خوانیم روز قیامت شخصى را که عمرش را وقف مردم نموده و با زبان پول و قدم و قلم شبانه روز براى مردم کار کرده است ، در محضر عدل الهى حاضر مى کنند و از او مى پرسند: چه کاره بودى ؟ مى گوید: خدمت گذار خدا بودم و اصلا زندگى ام را صرف مردم کردم و خطاب مى رسد: درست است که چنین بودى اما کارهایت براى خدا نبود، بلکه به خاطر این بود که شهرت و موقعیت اجتماعى کسب کنى و عملت ریا داشت . سرانجام دستور مى رسد که او را هم داخل آتش ‍ کنید.این مطلب نزد همه فقها مسلم است که ریا و تظاهر اگر در عمل عبادى باشد مثل نماز و روزه و... آن را باطل مى کند و باید دوباره به جا آورده شود. و اگر عمل ، عبادى نباشد و در صورت خالص نبودن پوچ و بى ارزش ‍ است . قرآن کریم اهمیت زیادى به خلوص داده و مى فرماید: وما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین له الذین ؛ و امر نشدند مگر بر این که خدا را به خلوص کامل در دین پرستش ‍ کنند. «فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا ولا یشرک بعبادة ربه احدا» پس هر کسى به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به کار شایسته بپردازد و هیچ کس را در پرستش شریک نسازد.آرى ، اگر کسى بخواهد به مقام لقاى پروردگار برسد؛ یعنى مقامى که خدا بر دل او حکومت داشته باشد، تمام بت ها را شکسته و جز خدا هیچ چیز و هیچ کس در دلش نباشد باید به مقام اخلاص برسد، و در هر کارى فقط خدا را در نظر بگیرد.

عزیزان ! بیایید خود را اصلاح کنیم . ریا و تظاهر را از خود دور سازیم . ریا دل را تاریک و عمل را باطل مى سازد و انسان را از جامعه طرد مى کند. هیچ کس انسان ریاکار و زبان باز را دوست ندارد. انسان ظاهر ساز مى کوشد تا خود را بالا ببرد اما هم در میان مردم منفور مى شود و هم از نظر خدا مى افتد. رنگ خلوص ، رنگ بسیار زیبایى است ؛ بیایید کارى کنیم که همگى در زندگى به این رنگ ، مزین باشیم . انسان مى تواند به تمام کارهایش رنگ اخلاص و عبادت بدهد. با خوردن ، آشامیدن ، خوابیدن و... ثواب کسب کند. روایت داریم که : اگر زنى سفره اى پهن کند، غذایى آماده نماید، ظرفى بشوید و...ثواب یک شهید در نامه عملش نوشته مى شود. هم چنین اگر مردى در خانه ، همسرش را یارى کند، با زحمت بازو پولى به دست آورده و زن و بچه اش را به رفاه و آسایش برساند ثواب شهید دارد:الکاد على عیاله کالمجاهد فى سبیل الله ؛ پس با عزم و اراده ی قوی سعی کنیم اعمال، رفتار و کردارمان توام با خلوص باشد و اگر نمى توانیم در همه کارها چنین باشیم حداقل در اداره و محل کار خود به وظیفه انسانى و الهی مان عمل کنیم و آن را فى سبیل الله و براى رضاى خدا و به حساب عالم آخرت به جا آوریم. صبر و استقامت داشته باشیم، ارباب رجوع را از خود و انقلاب نرنجانیم، اگر ارباب رجوع به خواسته اش نمى رسد لااقل برخورد تند نشنود، با عصبانیت و خشونت با او برخورد نشود، بلکه با خوش ‍ رویى و منطق قانع شود و با رضایت از نزد مان برگردد.در انجام و ارائه خدمت بر مردم منت نگذاریم و فرمایش حضرت علی (ع) را آویزه عمل قراردهیم که خطاب به مالک اشتر فرمود: مبادا هرگز با خدمت هایى که انجام دادى بر مردم ، منت گذارى ... زیرا منت نهادن پاداش نیکوکارى را از بین مى برد». در خدمت به خلق و بازکردن گره مشکلی از آنان علی وار عمل کنیم. على علیه السلام با همه گرفتارى هاى حکومتى که دارد و از طرفى پیر هم شده ، اما در دل شب ، کوچه به کوچه ، خانه به خانه مى رود و به حل مشکلات مردم مى پردازد؛ تا آن جا که وقتى مى بیند پیرزنى نمى تواند هیزم حمل کند، از دستش مى گیرد و آن را به خانه پیر زن مى رساند. حتى در بعضى از موارد على را نمى شناختند و زبان به گله مى گشودند و اظهار نارضایتى از آن حضرت مى کردند...

در ارائه خدمت و انجام وظیفه احساس عجب و غرور نکنیم. عجب یکى از صفات رذیله و زشتى است که باید از آن دورى بجوییم و مواظب باشیم که با متصف شدن به آن اعمال خود را حبط نکنیم .امیرالمؤ منین علیه السلام مى فرماید: عمل خود را بزرگ حساب نکنید که اگر چنین نمودید، نور حق از آن عمل مى رود.[35]

³خلاصه مطلب:

هرانسانی از جمله کارکنان و کارمندان ، بایستی خود را مزین و منور به سیره و روش ائمه معصومین نمایند.اصول اخلاق اداری ازجمله ( امانت داری، خدمتگذاری ،مسؤلیت پذیری، انضباط کاری،پیگیری، مهرورزی،حوصله مندی و بردباری،عدالت خواهی،خوشرویی و خوش رفتاری) را در رفتار و عمل خود ترویج و توسعه دهند.در ارائه خدمت به جامعه ضمن پرهیز از عجب و منت گذاری و تندخویی ،اخلاص  و سعه صدرداشته باشند.وتا آنجا که می توانند با عدالت محوری و مهرورزی گره از کار و مشکلات ارباب رجوع بازکنند که عبادتى بالاتر از خدمت به جامعه نیست .
ثواب کار خدماتى ، از نماز شب ، روزه مستحبى ، حج و حتى از جهاد بالاتر است ؛ در روایتى آمده است : «قضاء حاجة المؤ من یعدل سبعین حجة مبرورة »برآوردن حاجت مردم ، مساوى با هفتاد، حج مقبول است .[36]

 

 

 

 

 



[1] - بحارالانوار، ج16، ص210 و ج68، ص382

[2] - تهذیب الاخلاق، صفحه 51

[3] - حقائق، صفحه 54.

[4] - جهت کسب اطلاعات بیشتربه کتاب« اخلاق در اداره – آیت ا...حسین مظاهری» مراجعه شود.

 

[5] - برگرفته از: http://www.tebyan-zn.ir/society.html 

[6] -اسراء 21 – 38 و  لقمان 13 -19

[7] - ازجمله آل عمران آیات104 ،110 ،114 ، سوره مائده آیات63 ،79 ،اعراف آیات 107 ،

ع،157 ، 163-166،199 ، توبه 71 ،هود/116 ،حج/41 ، نحل /90 ،لقمان/17 ، طه/43 ،44 ، عصر/3، مدثر/43 -46 ،انفال/60 و ...

[8] - سوره آل عمران، آیه .110

[9] - سوره مائده، آیه 63 و .79 

[10] - سوره اعراف، آیه .199

[11] - سوره نحل، آیه .90

[12] - سوره اعراف، آیه .107 

[13] - سوره توبه، آیه .71 

[14] - سوره حج، آیه .41

[15] - سوره لقمان، آیه .17 

[16] - سوره طه، آیه‏هاى 43ـ .44 

[17] - سوره بقره، آیه 44 و سوره حشر، آیه‏هاى 2ـ .3

[18] - توبه : آیه 71

[19] -  آل عمران : آیه 110  

[20] -  آل عمران : آیه 104

[21] -  حج : آیه 41

[22] -  آل عمران : آیات 113و 114    

[23] - تحریم : آیه 6

[24] - احادیث از آدرس: http://www.ido.ir/a.aspx?a=1386110301 (نوشته محمد اکرمی نیا) اقتباس شده است.

 

[25] - تحف العقول، ص51

[26] - مستدرک الوسائل، ج2، ص182

[27] - مجمع البیان، ج2، ص486

[28] - نهج البلاغه، نامه 47

[29] ره توشه راهیان نور ویژه محرم الحرام، قم: انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1376شمسی، ص185.

[30] - مفردات راغب ص343

[31] -اکبری، محمود ، (1389 )احکام آموزشی دخترانص213

[32] - مسعودی، محمد اسحاق(1387 ) آموزش ملی امربه معروف و نهی ازمنکر«مقدماتی»

[33] - تحریرالوسیله امام خمینی، ج 1 ، ص 444

[34] -

[35] - اخلاق اداری، آیت ا... مظاهری

[36] - همان


تهیه کننده : حوزه نمایندگی ولی فقیه سازمان جهاد کشاورزی استان آذربایجان شرقی

  نظرات ()
مطالب اخیر نقش میانجی رفتار شهروند سازمانی در تاثیر حمایت سازمانی ادراک شده و توانمندسازی بررسی میزان برخورداری رفتار شهروندی سازمانی کارکنان دانشگاه مازندران نظر مشورتی در خصوص عدم وجاهت پرداخت کمک هزینه‌ عائله‌مندی به زنان مجرد رأی شماره 1907 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مدیریت عملکرد استراتژیک سازمان رأی شماره 5 هیأت عمومی دیوان عدالت اداری درخصوص فوق العاده جذب کارکنان غیر هیأت قانون جامع خدمات رسانی به ایثارگران تائید کسر کسور بازنشستگی ازفوق العاده جذب کارکنان تائید کسر کسور بازنشستگی ازفوق العاده جذب کارکنان ضوابط اجرایی قانون بودجه سال ۱۳۹۴ کل کشور
کلمات کلیدی وبلاگ erp (۱) آزمون استخدامی (۱) آزمون ها و دوره های آموزش (٦) آمار (٥) آموزش (۳) آموزش شهروندی (۱) اثربخشی (۱) اخلاق حرفه ای (۳) ادامه تحصیل (۱) ارتباطات (٢) ارزشیابی عملکرد (٢) اطلاعات عمومی (۱) اطلاعیه (۱) امام خمینی (ره) (۱) انگیزه شغلی (۱) ایثارگران (۱) بازنشستگی (۱) بخشنامه ها و آیین نامه ها و مصوبات (۸۱) برنامه ریزی (٥) بهره وری (۱) پایان نامه (۱) پایان نامه ها (۱) پرداخت الکترونیکی (۱) پرسشنامه (۱) پرسشنامه ها (۱) تئوریهای مدیریت (٤٠) تبدیل وضعیت (۱) تجارت الکترونیک (٢) تصویبنامه (۱٠) تعهد سازمانی (٢) تفاوت تطبیق (۱) جوانان (۱) حرکات ورزشی (۱) حسابداری (۱) حمل و نقل و ترافیک (٤) خبر (۱) دانشجویی (۱٠) دانلود (۱۱) دانلود سوالات آزمون دکتری (۱۳) دانلود سوالات آزمون دکتری کارشناسی ارشد (٢) دستمزد (۱) دیوان عدالت اداری (٩) رای 1907 (۱) رای 555 (۱) رای 849 (۱) رای 874 (۱) رضایت شغلی (۱) رفتار شهروندی (٤) زلزله (٢) سازمان و مدیریت (۸) سازماندهی (۱) ساماندهی نیروی انسانی (٢) سرمایه اجتماعی (٤) سرمایه فکری (۱) شهر الکترونیکی (٧) ضریب حقوق (۱) ضوابط اجرایی بودجه 94 (۱) عدالت سازمانی (۱) فرهنگ (۱) فرهنگ مشارکت (٤) فناوری اطلاعات (۱) فناوری و it (۱) فوق العاده جذب (٢) فوق العاده ویژه (۱) قانون بودجه (۱) گردشگری (۱) لایحه بودجه (۱) مالی و سرمایه گذاری (۱) مدیران دولتی (۱) مدیریت (۳٥) مدیریت استراتژیک (٢) مدیریت خدمات شهری (٥) مدیریت خدمات کشوری (۱) مدیریت دانش (۱) مدیریت دولتی (۳) مدیریت مشارکتی (٢) مدیریت منابع انسانی (۱٧٤) مدیریت یکپارچه شهری (۱) مذهبی (۱٠) مسابقه (۱) مقالات اجتماعی (٧) مقاله (۸۳) مقام معظم رهبری (٧) منابع کارشناسی ارشد و دکتری (۳) مناسبت های ویژه (۳٥) مهدویت (۱) نحوه نگارش مقاله (٢) نرم افزارهای کاربردی (٢) نظر مشورتی (۱) نظریه های انگیزشی (۱) نکات مدیریتی (٢) هدایت (۱) هماهنگــــی (۱) همایش ها (٦) هوش معنوی (۱) هوش هیجانی (٢) وظائف مدیریت (٦) ولایت فقیه (۸) کارآفرینی (۱) کتابهای الکترونیکی مدیریتی (۳) کتابهای مدیریتی (۱) کتب و نشریات (۱۸) کلید سوالات آزمون (۱) کمک هزینه عائله مندی (۱) کمک هزینه مسکن (۱)
دوستان من پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله مطالب مرتبط با دروس مدیریت و حسابداری دکتر کرم اله دانشفرد دومين جشنواره ملی شهرنگار- مدیریت شهری مشهد در آینه رسانه دانشکده اقتصاد و مدیریت واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی فروشگاه اینترنتی مهرویان پایگاه فرهنگی روایت صدر پایگاه خبری تحلیلی علمی فرهنگی اجتماعی خانم اسلامی زاده آقای توکلی خانم دولتی خانم بائی خانم جباری خانم سهرابی آقای امیرهوشنگ دهپور آقای محمدعلی زارعی خانم صفری آقای هوشنگ یاورپور خانم اکبری آقای ریحانی خانم رحیمی خانم گلچی کمیته علمی مدیریت دولتی دیار رنج آقای کیانی علی زنگانه ابوالفضل فراهانی-مدیریت خانم رحیمی-مبانی مدیریت خانم محمد سلطانی-جزوات مبانی سازمان و مدیریت علی اکبر پورمهدی-مبانی سازمان و مدیریت خانم ارسلاني ناهيد خانم اخلاقی خانم ثقفی سالار افتاده-جزوات مبانی سازمان و مدیریت اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب